اللهمّ صلّ علی فاطمة وابیها و بعلها و بنیها و امّها
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم صل علی محمد و آل محمد

و عجل فرجهم


حضرت روح الله:

هیچگاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری، به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل میشود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمیکنند ، لکن ... اگر این اقلیت اشکال تراش و کارشکن به کمک بشتابند تحقق این آمال آسان تر و سریع تر خواهد بود و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده ملیونی بیدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است ... کجروان و اشکال تراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند."
فرازی از وصیتنامه


رهبر معظم انقلاب:

"اگر كسى در مقابل جوانان ادّعا كند و بگوید نظام اسلامى ما هیچ عیبى ندارد و همان قالبى را كه اسلام خواسته، ما پیاده مى‌كنیم، گزاف گفته است. به هیچ وجه اینطور نیست ... اما آنچه كه حقیقت است، این است كه ما به عنوان مسلمانانى كه راهمان را شناخته ایم، تصمیم خود را گرفته‌ایم و نیروى خود را براى این راه گذاشته‌ایم؛ با همه وجود در این راه حركت مى‌كنیم و ادامه خواهیم داد."
دیدار با جوانان اصفهان. ۸۰/۸/۱۲

نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
[cb:blog_page_title]
[cb:post_body1] [cb:post_body2]


طبقه بندی: [cb:post_category_name]،
برچسب ها:[cb:post_tag_name]،


[cb:post_continue_link]
تاریخ : [cb:post_create_date] | [cb:post_create_time] | نویسنده : [cb:post_author_name] | نظرات([cb:post_comment_count])

.: تعداد کل صفحات [cb:pages_total] :. [ [cb:pages_no] ]

.: Weblog Themes By Bia2skin :.
مطالب اخیر وبگاه
حافظ 10 که بود/ گفتگو با سرتیم محافظان آیت الله خامنه ای در سال 60

ششم تیر 1360هجری شمسی یكی از روزهای تاریخی و پراضطراب در تاریخ انقلاب شكوهمند اسلامی ایران است كه هرگز از یاد و خاطره دوستداران انقلاب و نظام اسلامی محو نمی شود. مردم خداجو و شهید پرور منطقه ابوذر (فلاح) واقع در جنوب تهران كه شهدا و جانبازان بسیاری را تقدیم اسلام و نظام اسلامی كرده اند در یكی از نخستین روزهای تابستان سال 60 و در نخستین روز هفته به استقبال امام جمعه تهران رفته بودند. اقشار مختلف مردم با حضور در مسجد ابوذر تهران و در صفوف منظم پشت سر حضرت آیت الله خامنه ای امام جمعه تهران، نماز ظهر و عصر را اقامه كردند و آماده شده بودند تا سخنرانی ایشان را بشنوند و سوالاتی كه در اذهان برخی از شهروندان تهرانی نقش بسته بود را مطرح و پاسخ آنها را دریافت كنند. امام جمعه تهران پس از اقامه نماز و تعقیبات آن در پشت تریبون قرار گرفتند و با نام خدای سبحان سخنانشان را آغاز كردند. هنوز دقایقی از سخنرانی ایشان نگذشته بود كه انفجار مهیبی در مسجد همگان را به وحشت انداخت. در حالی كه حاضران در مسجد در بهت و ناباوری ناشی از انفجار و سوء قصد به جان امام جمعه تهران فرو رفته بودند و فضای مسجد مملو از بوی باروت و خاك شده بود، 'جباری' رییس محافظان آیت الله خامنه ای بسرعت خود را بالای سر امام جمعه تهران رساند و به كمك ایشان شتافت.  جباری رییس گروه محافظان امام جمعه تهران كه در زمان ترور آیت الله خامنه ای به دست اعضای گروهك تروریستی فرقان در مسجد ابوذر واقع در جنوب تهران جوانی 20 ساله بود؛ هم اینك مردی 50 ساله با موهایی سپید است. جباری در گفت و گو با ایرنا به بیان خاطرات خود از آن روزهای پرتلاطم می پردازد.

* چرا منافقین كوردل به جان امام جمعه تهران سوء قصد كردند
جباری در ابتدا با مطرح كردن این سئوال كه چرا گروهك كوردل و تروریستی فرقان به جان امام جمعه تهران سوء قصد كرد؟ گفت: یكی از مهمترین دلایل آن، این است كه ایشان یكی از عناصر اصلی انقلاب بودند.
وی افزود: با پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی در ایران حضرت امام خمینی (ره) ، حضرت آقا را به عضویت شورای انقلاب منصوب كردند، ضمن این كه ایشان جزو كادر مركزی حزب جمهوری اسلامی، امام جمعه تهران و نماینده امام (ره) در شورای عالی دفاع بودند و همه این مسئولیتها بسیار مهم بودند و به همین علت نیزگروههای تروریستی در تلاش بودند تا به جان ایشان سوء قصد كنند.
جباری با تاكید به اینكه حضرت آقا پیش از انقلاب در مشهد ارتباط خوبی با دانشجویان داشتند، افزود:
همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و زمانی كه در طرز تفكر برخی دانشجویان ابهاماتی نسبت به انقلاب، دانشگاهها و جامعه بوجود آمده بود، نیاز بود كسی به سوالات آنها پاسخ دهد.
آن روز ها حضرت آیت الله خامنه ای به این نتیجه رسیدند كه باید به شبهات دانشجویان پاسخ داده شود و
این پاسخگویی را هم باید از دانشگاهها شروع كرد از این رو برای نخستین بار در دانشگاه تهران نشست ' پاسخ به سوالات و شبهات دانشجویی' را برگزار كردند كه در همان زمان دوستان ایشان می گفتند، شما دارید به داخل لانه زنبور كه در واقع مركز اسلحه و مهمات منافقین است، می روید اما حضرت آقا می فرمودند كه اشكالی ندارد و مهم نیست زیرا این كار باید انجام شود.
وی افزود: ایشان در مسجد دانشگاه تهران حدود 10 هفته روزهای شنبه پس از نماز ظهر و عصر جلسه پاسخ به سوالات دانشجویی را برگزار كردند و به سوالات متعدد دانشجویان در زمینه های مختلف پاسخ گفتند.
وی گفت: حضرت آقا با توجه به این كه نماینده امام (ره) در شورای عالی دفاع نیز بودند و در ارتباط با جنگ مسئولیت هایی داشتند، شنبه ها پس از جلسه پاسخ به سوالات دانشجویی مستقیما عازم فرودگاه می شدیم و در برخی موارد نیز اگر اهواز در وضعیت قرمز بسر می برد با قطار به اهواز و از آنجا به دزفول و حمیدیه می رفتیم كه این سفرها تا عصر پنجشنبه طول می كشید.
برخی مواقع نیز بسته به شرایط آب و هوایی منطقه، صبح جمعه به تهران می رسیدیم و مستقیما با همان لباس رزمندگی به نماز جمعه می رفتیم.
جباری می افزاید: منافقین وقتی می دیدند فردی تا این میزان در جبهه های نظامی و فرهنگی حضوری فعال دارد و به دانشجویان، طلبه ها و دیگر اقشار مختلف مردم در ارتباط با آنچه كه در جامعه می گذرد، اطلاع رسانی می كند، به این نتیجه رسیدند كه باید چنین فردی را از سرراه خود بردارند.

وی گفت: حضرت آقا پس از چند هفته ای كه در مسجد دانشگاه و سپس مسجد حاج ابوالفتح در میدان قیام جلساتی برای دانشجویان و طلاب گذاشتند به این نتیجه رسیدند كه باید به میان مردم كه برای برخی از آنها نیز در مسایلی شبهاتی وجود دارد، بروند كه در نخستین مرحله تصمیم گرفتند در جمع مردم در مسجد ابوذر تهران حاضر شوند.
وی با بیان این كه برنامه مقام معظم رهبری درهفته نخست برای حضور در مسجد ابوذر لغو شده بود و در هفته بعد ایشان به این مسجد رفتند گفت: این سوء قصد نشان داد كه منافقین از دانشگاه تهران و مسجد ابوالفتح به دنبال فرصت می گشتند تا نیت شوم خود را عملی كنند.
وی گفت: در آن سالهای اول انقلاب و بویژه زمان وقوع حادثه تلخ سوء قصد به جان امام جمعه تهران، براساس امكانات موجود، به طور دستی و با چشم وسایل بازرسی و خنثی سازی صورت می گرفت و ما تجهیزات نوین نداشتیم.
وی افزود: آن روز پس از نماز ظهر و عصر قرار شد پاسخ به سوالات انجام شود، ضبط صوت دستی را كه روی میز و در قسمت پایین تریبون گذاشته بودند را برداشتم و پس از بازرسی آن را در سمت راست و در قسمت بالای تریبون قرار دادم.
وی گفت: آن روز من علاوه بر این كه راننده حضرت آقا بودم، مسئولیت گروه حفاظت ایشان را نیز بر عهده داشتم كه در هنگام آغاز سخنرانی دو نفر از محافظان در اطراف بودند و من هم در كنار در ورودی مستقر شده بودم كه تقریبا 10 دقیقه پس از سخنرانی مقام معظم رهبری صدای انفجار همه را وحشت زده كرد. با تصور این كه كسی ایشان را با گلوله هدف قرار داده، اسلحه كشیدم اما دیدم كه مردم همه روی زمین خوابیده اند و كسی ایستاده نیست كه بخواهد ایشان را هدف قرار دهد.
چون دیدم كسی ایستاده نیست دویدم به طرف حضرت آقا و بالای سر ایشان كه رسیدم دیدم ایشان روی زمین افتاده اند و غرق در خون شده اند.انفجار بمب موجب قطع شریانها شده و خون از بدن ایشان جاری بود.

* خداوند در تمام مراحل این حادثه عنایت ویژه ای به حضرت آقا داشتند
رییس گروه محافظان امام جمعه تهران در حادثه ششم تیرماه 1360 در ادامه گفت: موضوعی كه دراین حوادث برای من به طور كامل ثابت شد و بارها این مطلب را گفته ام و نمی خواهم نسبت به آن هم اغراق كنم این است كه خداوند در تمام این مراحل نسبت به ما و ایشان عنایت ویژه ای داشته است.
جباری افزود: آن روز من حضرت آقا را به رغم این كه سن كمی داشتم روی دست گرفتم و به تنهایی به سوی ماشین بردم كه دو نفر دیگر از محافظان به كمكم آمدند و ایشان را به ماشین منتقل كرده و با حداكثر سرعتی كه ماشین در آن روز حركت می كرد ایشان را به بیمارستان منتقل كردیم.
در لحظات انتقال امام جمعه تهران به بیمارستان، هیچ آمادگی ذهنی نداشتیم كه باید كجا برویم اما از آنجایی كه خداوند با ما بود در مسیر حركت وقتی وارد خیابان قزوین شدیم كلینیكی در آنجا بود و حضرت آقا را بردیم به آن مركز تا اقدامات اولیه روی ایشان انجام شود اما گفتند برای ما چنین امكانی وجود ندارد و به همین علت از این مركز بهداشتی یك كپسول اكسیژن گرفتیم كه یك پرستار نیز در طول مسیر ما را همراهی می كرد.

* 'حافظ 10' ترور شد
جباری كه این خاطرات تلخ را با اشك و بغض در گلو بیان می كرد گفت: در طول مسیر حركت به سمت بیمارستان می خواستم دكتر منافی، زرگر و فیاض بخش را ازطریق بیسیم تهران كه در آن زمان به طور مشترك توسط سپاه، كمیته و شهربانی استفاده می شد، با خبر كنم اما شبكه خیلی شلوغ بود و مجبور شدم، داد بزنم و بگویم كه ' حافط 10' ترور شده و سكوت كنید، من پیام دارم.
از آنجایی كه سپاه، كمیته و شهربانی حافظ 10 را می شناختند و در آن روز این رمز شناسایی امام جمعه تهران بود سكوت كردند و من اعلام كردم كه ایشان بر اثر انفجار بمبی در مسجد ابوذر تهران ترور شده اند و از آنجایی كه من در آن لحظه احساس كرده بودم به قلب معظم له آسیب وارد شده است از دكتر منافی، زرگر و فیاض بخش درخواست كردم به بیمارستان بهارلو كه نزدیكترین بیمارستان به محل حادثه بود، مراجعه كنند.
وقتی به بیمارستان بهارلو رسیدیم حضرت آقا را به اتاق عمل بردیم واز آنجا كه خداوند همه چیز را مهیا كرده بود، پیش از رسیدن به اتاق عمل، یك عمل جراحی بر روی بیمار دیگری انجام شده و پایان یافته بود یعنی این كه از قبل اتاق عمل به همراه پزشك و كادر آن آماده بودند و وقتی به پشت در اتاق عمل رسیدیم دیگر بیماری در اتاق عمل نبود. اگر بیماری در اتاق عمل بود نمی توانستیم كاری كنیم وباید منتظر می ماندیم تا عمل خاتمه می یافت و به دلیل آن كه در این هنگام دقایق و ثانیه ها برای ما از ارزش بسیاری برخوردار بود، دیگر امكان پذیر نبود كه صبر كنیم.
پس از رسیدن به پشت در اتاق عمل پزشك جراح كه هنوز لباسش را عوض نكرده بود با دیدن این كه بیمار دیگری را برای عمل جراحی آورده اند به اتاق عمل بازگشت و كار جراحی را آغاز كرد و توانست مانع از ادامه خونریزی شود.
همان روز پزشكان معالج حضرت آقا گفتند كه اگر دو دقیقه دیر می رسیدید امكان هیچ نوع احیایی برای ما وجود نداشت.

* اعلام آمادگی مردم برای اهدای خون گرم و حتی قلب
جباری كه اشك حلقه زده در چشمانش را پاك می كرد و به سختی سخن می گفت، اظهارداشت: مردم كه احتمال داده بودند به قلب آقا آسیب رسیده باشد و ایشان را به بیمارستان بهارلو منتقل كرده ایم در كمتر از یك ساعت كل منطقه و اطراف بیمارستان مملو از جمعیت شد.
در وهله نخست در آن شرایط تهیه خون گرم مورد نیاز برای بیمار بسیار مهم بود كه مردم همزمان می آمدند و خون گرم اهدا می كردند اما از همه مهمتر برای من این بود كه چون گفته بودم قلب ایشان در جریان این انفجار آسیب دیده، مردم می گفتند آمده ایم قلبمان را به ایشان اهدا كنیم.
وی می افزاید: آن روز و در آن شرایط من ایثار و از خود گذشتگی بسیار بالای مردم را نسبت به كسانی كه برایشان خدمت می كنند، به چشم دیدم و مشاهده كردم افرادی آمده بودند تا قلب خود را كه حیاتشان به آن وابسته است به حضرت آقا اهدا كنند.
رییس گروه محافظان امام جمعه تهران در حادثه سوء قصد نافرجام منافقین كوردل به جان ایشان با بیان این كه چقدر انسان باید نسبت به یك نفرعلاقه و گذشت داشته باشد كه بخواهد قلبش را هم به او اهدا كند، اظهار داشت: كاری كه مردم در آن روز انجام دادند،اقدامی بی نظیر و بی سابقه بود كه برای من با گذشت سالها از آن حادثه تلخ وقتی آن احساسات مردمی را بیاد می آورم هنوز هم نمی توانم احساسات خودم را كنترل كنم.

*انتقال حضرت آقا به بیمارستان قلب
عمل جراحی بر روی امام جمعه تهران چند ساعتی طول كشید و كارهای اولیه در بیمارستان بهارلو انجام شد و پزشكان توانستند از ادامه خونریزی جلوگیری كنند و ایشان را برای انجام ادامه اقدامات پزشكی به بیمارستان قلب منتقل كنند.
جباری می گوید: آن روز كه این حادثه تلخ اتفاق افتاد، دیدیم اگر بخواهیم حضرت آقا را با بالگرد به بیمارستان قلب شهید رجایی منتقل كنیم با این جمعیتی كه در میدان تجمع كرده اند امكان این كه بالگرد پرواز كند و اتفاقی هم برای ایشان نیفتد، وجود ندارد.
با هماهنگی های لازمی كه انجام شد یك بالگرد روبروی بیمارستان بهارلو به زمین نشست و قرار شد كه با این وسیله ایشان را به بیمارستان قلب شهید رجایی منتقل كنیم اما با توجه به جمعیتی كه در مقابل بیمارستان حضور یافته بودند، احتمال این كه امام جمعه تهران در بین ازدحام جمعیت حاضر آسیب ببینند و برای ایشان مشكلی ایجاد شود، زیاد بود.
بر این اساس برای حفظ جان امام جمعه تهران قرار گذاشتیم یكی از دوستان روی تخت بخوابد و با همان ملحفه های خونی وی را با بالگرد اعزام كنیم تا مردم تصور كنند كه آقا اعزام شده، این كار انجام شد اما با زحمت فراوان زیرا اگر این اتفاقی كه برای این فرد افتاد برای حضرت آقا بوجود می آمد، فاجعه بار بود.
بالگرد پرواز كرد و رفت و بعد از آن نیروهای مردمی بسیج، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی و كمیته منطقه را از جمعیت تخلیه كردند كه اینكار سه ساعت طول كشید.
بعد از هماهنگی های انجام شده یك بالگرد دیگر روبرو بیمارستان به زمین نشست و حضرت آقا را با همان تخت و دكتر و پرستار به بالگرد منتقل كردیم و برغم آن كه جمعیت مجددا به بالگرد نزدیك شده بود و مشكلاتی را برای آن ایجاد كردند، اما توانست از زمین بلند شود و بالاخره ایشان را به بیمارستان قلب شهید رجایی منتقل كردند و ادامه مداوا با تجهیزات كاملتر در بیمارستان قلب شهید رجایی دنبال شد.

* بچه های من كجا هستند

جباری با بیان این كه حضرت آقا حدود یك هفته ای در بیهوشی و كما بودند گفت: نكته مهمی كه برای ما در این قضیه ازنظر اخلاقی وجود داشت و خیلی مهم بود و هنوز هم هست این موضوع بود كه وقتی ایشان به هوش آمدند اولین چیزی كه درخواست كردند این بود كه ' بچه های من ' یعنی محافظان ایشان كجا هستند.
حضرت آقا با اشاره فرمودند، كاغذ بیاورید و در آن نوشتند كه بچه های من كجا هستند، اما وقتی كه به ایشان گفتند خوب هستند فرمودند باید بیایند و آنها را از نزدیك ببینم.اینقدر این موضوع برای ایشان مهم بود كه می خواستند خودشان ببینند كه یك وقت برای آنها اتفاقی نیفتاده باشد و وقتی كه بچه ها رفتند و آنها را دیدند ایشان آرامش پیدا كردند.

* امام جمعه تهران بیش از یك هفته از خبر شهادت شهید بهشتی بی خبر بودند
رییس گروه محافظان امام جمعه تهران در جریان حادثه تلخ ششم تیرماه 1360 در ادامه گفت: با توجه به این كه حضرت آقا با شهید بهشتی و دیگر دوستانشان ارتباط خوب و نزدیكی داشتند پس از آن كه به هوش آمدند و افراد را می شناختند و می توانستند روی كاغذ مطلبی بنویسند و درخواست كنند، فرمودند چرا آیت الله بهشتی به دیدن من نمی آید.
افرادی كه در آنجا حضور داشتند گفتند كه آیت الله بهشتی آمده اما شما خواب بودید و زمانی كه درخواست روزنامه و یا رادیو كردند به ایشان گفتیم به دلیل آن كه شما نباید هیجان داشته باشید روزنامه برای شما خوب نیست.
چندروزی به همین منوال طی شد اما دیدیم كه ادامه این موضوع برای ایشان خوب نیست به همین علت آقای هاشمی رفسنجانی و سید احمد آقا آمدند و بحث ترور شهدای هفتم تیر را برای ایشان بازگو كردند.

* حادثه ششم تیر از عنایات حضرت حق بود

جباری با بیان این كه حادثه تلخ ششم تیرماه 1360 خود از عنایات حضرت حق بوده است ، اظهارداشت: این كه چنین حادثه ای یك روز قبل از حادثه هفت تیر اتفاق افتاد، خود از عنایات حضرت حق بود زیرا اگر در شش تیر ایشان مورد سوء قصد قرار نمی گرفتند، ممكن بود در هفتم تیر برای ایشان اتفاقات دیگری رخ می داد.
وی توضیح داد: مقام معظم رهبری عضو كادر مركزی حزب جمهوری اسلامی بودند و بایستی در آن جلسه حتما حضور می یافتند.
به گفته جباری، از آنجایی كه خدا می خواست حضرت آقا را برای انقلاب نگه دارد و رهبری این انقلاب ادامه داشته باشد، قضایای ششم تیر ماه سال 1360 پیش آمد و اگر كوتاهی های خودمان را در این حادثه تلخ به كناری بگذاریم، ادامه مسیر به گونه ای بود كه همه هماهنگ شده بود.
جباری در ادامه با تاكید بر این كه من عنایت های حضرت حق را در قضایای ترور نافرجام حضرت آقا دیدم گفت: این كه یك جوان 20 ساله ای بتواند هم طول مسیر را با بیسیم هماهنگی و رانندگی كند و از سوی دیگر حواسش به حضرت آقا باشد، فقط از عنایت حضرت حق است.
وی افزود: اگر آن روز هر كس دیگری بجز من هم بود قطعا خداوند این عنایت را به او می كرد كه اینكار انجام شود اما آن روز خداوند این سعادت را نصیب ما كرد و این توفیق را در حق ما روا داشت كه این كار از طریق ما انجام شود، چون این كار باید انجام می شد.
در این سالهای پس از این حادثه تلخ هرچه نشستم و نگاه كردم دیدم كه حضرت حق همه چیز را در جهت زنده ماندن و ادامه رهبری حضرت آقا قرار داده بود.

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir