تبلیغات
اَشهَدُ اَنَّ اَمیرالمُومِنینَ عَلیّاً وَلیُّ الله - نقشه فتنه و اصالت اصول
اللهمّ صلّ علی فاطمة وابیها و بعلها و بنیها و امّها
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم صل علی محمد و آل محمد

و عجل فرجهم


حضرت روح الله:

هیچگاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری، به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل میشود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمیکنند ، لکن ... اگر این اقلیت اشکال تراش و کارشکن به کمک بشتابند تحقق این آمال آسان تر و سریع تر خواهد بود و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده ملیونی بیدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است ... کجروان و اشکال تراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند."
فرازی از وصیتنامه


رهبر معظم انقلاب:

"اگر كسى در مقابل جوانان ادّعا كند و بگوید نظام اسلامى ما هیچ عیبى ندارد و همان قالبى را كه اسلام خواسته، ما پیاده مى‌كنیم، گزاف گفته است. به هیچ وجه اینطور نیست ... اما آنچه كه حقیقت است، این است كه ما به عنوان مسلمانانى كه راهمان را شناخته ایم، تصمیم خود را گرفته‌ایم و نیروى خود را براى این راه گذاشته‌ایم؛ با همه وجود در این راه حركت مى‌كنیم و ادامه خواهیم داد."
دیدار با جوانان اصفهان. ۸۰/۸/۱۲

نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
[cb:blog_page_title]
[cb:post_body1] [cb:post_body2]


طبقه بندی: [cb:post_category_name]،
برچسب ها:[cb:post_tag_name]،


[cb:post_continue_link]
تاریخ : [cb:post_create_date] | [cb:post_create_time] | نویسنده : [cb:post_author_name] | نظرات([cb:post_comment_count])

.: تعداد کل صفحات [cb:pages_total] :. [ [cb:pages_no] ]

.: Weblog Themes By Bia2skin :.
مطالب اخیر وبگاه
میدان رزم و جبهه جنگ را تصور كنید. با چند روش می توان وارد این میدان شد. غریب ترین شیوه آن است كه انسان با مقتضیات بزم وارد میدان رزم شود! دو روش دیگر را نیز برای ورود به جبهه جنگ می توان سراغ گرفت، یكی بدون نقشه و اطلاعات و دیگری با شناسایی منطقه و اقتضائات آن. فرجام ورود بدون نقشه و اطلاعات به منطقه جنگی به احتمال قریب به یقین، غافلگیری و شكست است. اما جبهه ای كه مصمم به پیروزی است، قطعا شناسایی ظرفیت ها و موانع موجود در منطقه و استعداد نیروی دشمن و میدان مین و تله های كار گذاشته شده را اولویت خود قرار می دهد. جهان و جامعه بشری بی شباهت به این میدان رزم نیست. قواعد و قوانینی آن را احاطه كرده كه تخلف ناپذیر است. مردمانی در این پهنه پیروزند كه اولا فرمول ها و قواعد حاكم را بشناسند و ثانیا به آن قوانین جاری ملتزم باشند.
كسانی در گذار پرپیچ و خم زندگی سالم و غانم به مقصد می رسند كه تابلوهای راهنما- چه قرمز و چه آبی، چه به نشانه ممنوعیت و چه به علامت مجاز بودن یك رفتار- را رصد كنند و پایبند باشند. بله، راننده ای هم می تواند «غفلت» كند یا «لجاجت» به خرج دهد و مثلا وقتی به تابلوی خطر و گردش به راست رسید، به جای پیچیدن به سمت راست، به چپ بپیچد یا اصلا مطابق اقتضای جاده نپیچد؛ صاف به عمق دره پرواز كند! هستی و حیات انسانی به غایت قاعده مند است، مجموعه ای از بایدها و نبایدها، بشارت ها و خطرها و هشدارها. و خدا می داند كه این قاعده مندی هستی وحیات بشری چه نعمت بزرگ اما مغفولی است. فرض كنید این قاعده مندی حیات طبیعی و انسانی نبود. آتش كه نوبتی به كار پختن می آمد، نوبت دیگر ناگهان منجمد می كرد. یا آب یخ به جای فرونشاندن آتش عطش، ناگهان تا عمق جان آدمی را می سوزاند. از بزرگ ترین موهبت های پروردگار به آدمی، همین قاعده مند ساختن طبیعت و حیات انسانی از یك طرف و ارائه «نقشه زندگی» از طرف دیگر است. نقشه ای كه مقصد، مسیر، امكانات و خطرها و كمین ها و میادین مین را یكجا در خود دارد. و شگفتا از خیل بنی آدم كه به این كلیدها و فرمول های طلایی نجات و تجارت پرسود، پشت پا زدند. شنیدند و به كار نبستند. دیدند و ندیدند. دیدند و عبرت نیاندوختند. و شگفت تر و باورنكردنی تر از همه، اهل ایمانی بودند كه در این مسابقه عقبگرد انسانی، تنه به تنه بی ایمان ها زدند و روی دست آنان بلند شدند. این قدر پرت؟! آیا ارتفاع این دره سقوط را می توان متر زد؟ برخی صحابه پیامبر اعظم(ص) كه دل هاشان بیمار بود - تا آنجا كه شمشیر بر جانشین او كشیدند و هلاك شدند- از پرتگاهی به ارتفاع چند هزار كیلومتر پرت شدند؟
عبارتی دارد امیر ایمان و كلام، علی ابن ابیطالب علیه السلام درباره برپاكنندگان فتنه جمل كه به غایت عبرت آموز است. قانونی طلایی برای امروز و فردای ماست. با همه اختصار، یك نقشه كامل است برای هركس كه بخواهد اصول گرایانه مشی كند و به فلاح برسد. امیرمؤمنان قاعده زاد و ولد و تكثیر شیطان- دشمن بزرگ انسان- را در متن تحلیل فتنه گران جبهه جمل یادآور شده و می فرماید «آنان شیطان را تكیه گاه (ملاك) كار خویش گرفتند و شیطان نیز آنها را به عنوان شریكان و دام های خود قرار داد. بدین ترتیب در سینه آنها تخم گذاشت و جوجه درآورد و بالید و تدریجا در آغوش آنان جای گرفت. پس با چشم آنها نگریست و با زبان آنان سخن گفت و بر آنها سوار شد و به سوی لغزشگاه ها راند و خطا و انحراف را برای آنها آراست، رفتار كسی كه شیطان در قدرت او شریك شده و با زبان او به باطل سخن می راند» (خطبه 7 نهج البلاغه). شیطان در ذات خود عقیم و نازاست اما رمز موفقیت او در این است كه سینه هایی برای القائات خود و رحم هایی برای پروراندن جنین خیانت و انحراف پیدا می كند. موجهینی پیدا می كند كه حاملان بار انحراف و اغوا می شوند. جماعتی را می جوید كه چشم و ذهن و جان و زبان خود را به اجاره می دهند و به نام اجاره، صاحب خانه و مالك وجود آنان می شود. اگر متذكر نشدند و بازنگشتند، تسخیرشان می كند. از آن پس می شوند جن زده. و چه تعبیر نغزی است سرزنش امیر مؤمنان خطاب به آن كه شب هنگام برای حضرتش به نام ارمغان، رشوه آورده بود؛ «أمختبط انت ام ذوجن ّه ام تهجر؟ آیا خرد آشفته ای یا جن زده و یا هذیان می گویی؟» (خطبه 422 نهج البلاغه). دیوانه و جن زده و پریشان گو! كدام غفلت باعث می شود آدمی رشوه را هدیه پندارد، بوی تعفن را از مشورت مسموم نشنود و نصیحت خیال كند و... تا به خود آید ببیند دور تا دورش را شیطانك هایی چون ولید و مروان و... یا رجوی و مهدی هاشمی معدوم- و جوجه های امروزی تر شیطان- گرفته اند.
آیات 25 تا 55 سوره حج در تبیین نقشه شیطان و نقش فتنه در چالش با تمام انبیای الهی است، آنجا كه می فرماید: «هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینكه هرگاه آرزو می كرد (و طرحی برای پیشبرد اهداف الهی می ریخت) شیطان القائاتی در آن می كرد اما خداوند القائات شیطان را از میان می برد، سپس آیات خود را استحكام می بخشد... هدف این بود كه خداوند القائات شیطان را فتنه و آزمونی قرار دهد برای آنها كه در دل هاشان بیماری است، و آنها كه سنگ دلند... و هدف این بود كه عالمان بدانند این حقی از سوی پروردگار توست، بنابراین ایمان بیاورند و دل هایشان در برابر آن خاشع شود. و خداوند كسانی را كه ایمان آوردند، به سوی صراط مستقیم هدایت می كند.» اگر دل بیمار علاج نشد، سرانجام، همان گفتار و رفتاری از آن برمی خیزد كه از سنگدلان اهل قساوت. ناگهان چشم باز می كنی و می بینی از مقام «زبیر منّا اهل البیت» رسیده ای به هم اردوگاهی با منافقین لجوج عنود و كیسه دوختگان بیت المال و جبهه ای كه می خواهند انتقام نبی اعظم(ص) را از ولیّ اعظم بگیرند! یا گیج و گنگ كه باشی، تازه می شوی حارث بن حوط- خوارج بعدی- كه در میانه كارزار جمل به علی(ع) می گوید «پس من اكنون كه متحیرم كناره می گیرم از جنگ همراه سعیدبن مالك و عبدالله بن عمر» و پاسخ می شنود «آن دو هرگز حق را یاری نكردند و هیچگاه باطل را خوار نساختند». (كلمه قصار 262 نهج البلاغه).
فتنه سبز سال 88 در چنین بستری بالید و برآمد. و پس از این نیز شیاطین هر فتنه دیگری تدارك كنند، از همان مسیر، جوجه كشی و یارگیری خواهند كرد. شیاطین روزگار ما به سان بزرگ خود یقین دارند بی آیندگی و نازایی و میرایی خود را، و مدام به جست وجوی سینه هایی برای تخم گذاشتن- بخوانید رحم های اجاره ای- در تب و تاب و تقلا هستند. شوخی نیست، بازی مرگ و زندگی برای آنهاست. اگر دیرباوری هنوز فرمول فتنه در كلام امیرمؤمنان را یقین نكرده، به هزاران اظهارنظری مراجعه كند كه در اردوگاه دشمنان جمهوری اسلامی، درباره لزوم پرورش جنین براندازی در آغوش منافقین جدید گفته شد. یكی از آنها این تحلیل پایگاه ضدانقلابی راهبرد به قلم «حبیب-ت» (هوادار گروهك تروریستی منافقین، مقیم سوئد) كه در تاریخ 12 مرداد 8813 منتشر شده است: «ما باید از موسوی و اصلاح طلبان دفاع كنیم. باید با رویكرد تاكتیكی جنبش سبز مبنی بر دفاع از جمهوری اسلامی، از ظرفیت ریزش نیرو در طرف رژیم و درون ساختار قدرت بهره گرفت. جلب حمایت یا حتی بی طرفی و انفعال برخی روحانیون و اصولگرایان در این رویارویی از اهمیت استراتژیك برخوردار است و نباید فعلا در دام شعار عبور از جمهوری اسلامی افتاد. فراموشی این واقعیت كه موازنه نیرو به نفع ما نیست، به ضررمان تمام می شود... باید توجه داشت كه تقویت نقش نیروهایی چون موسوی و كروبی و خاتمی و... به معنای تخریب یا تضعیف نیروهای تحول طلب معارض رژیم نیست زیرا در گفتمان افراد مذكور ظرفیت پیشرفتی [!؟] ماورای تصور به چشم می خورد. تقویت نقش این افراد به سود كل اپوزیسیون است. نمی توان مسئله را از این ساده تر توضیح داد؛ كوشش برای بدیل سازی یا جلو افتادن از آنها، جز كمك به سقط این جنین بسته نیست».
حقیقتاً هم نمی توان مسئله را ساده تر از این توضیح داد. مؤمن و جامعه دینی مگر چند بار می تواند از یك سوراخ گزیده شود؟ آیا غیر از این است كه غفلت های بزرگ برخی مدعیان همراهی با خط امام، مجال تباهی مصلحت ها- بخوانید نشستن مفسده جای مصلحت- را فراهم كرد و آیا جز این است كه در القا و دمیدن بر این غفلت، نفوذی های زنجیره ای نقش آفرین اصلی بودند؟ خطای بزرگ آن طیف كه به تدریج تبدیل به خط شد، اباحی گری و وسوسه یارگیری بی پروا و رقابت به هر قیمت- بدون رعایت اصول و موازین شرعی و اخلاقی و مصالح عالیه- بود. و اگر بعد از این هم انحرافاتی بزرگ از خطاهایی به ظاهر كوچك پدید آید، از همین گارد باز خواهد بود، آنجا كه دافعه های مبتنی بر اصول، كمرنگ و جاذبه های معارض با اصول پررنگ شود. هرجا كه وسوسه ها و غفلت ها، عرصه را بر اخلاص تنگ كند، شیطان سر از مخفی گاه بیرون می آورد و فرامی خواند و جواب می گیرد.
اصالت اصول ما و اصلی ترین اصل اصولگرایی، «ولایت» است و اقتضای ولایت، «برائت» از هرچه غیر آن است. ملت ما با همین فرمول طلایی كمر شیطان را شكست تا امروز كه از هر گوشه خاورمیانه، ناله شیاطین به گوش می رسد. مشاهده نصرت های بزرگ الهی، جایی برای كمترین تردید و تزلزل یا تحیّر و ناامیدی باقی نمی گذارد. اما غفلت و بی احتیاطی- ولو در بحبوحه جنگ پیروز احد- ممنوع است. حقیقت آن است كه در این 23سال به یك معنا و در 2 ساله اخیر به یك معنای دیگر، پای برخی همراهان جبهه بزرگ انقلاب به اعتبار غفلت از تابلوها لغزید، برخی جنبیدند و از سقوط جستند و حرّیت و آزادگی را معنا كردند و شماری، برای مدتی كه به قیمت تباهی آنان سپری شد، اسباب زحمت و كاستن از سرعت شتابان كاروان انقلاب را فراهم كردند. تكلیف ملت روشن ضمیر و اصولگرایان تراز انقلاب در این میان همواره روشن بوده است، از دوران دفاع مقدس و سازندگی تا اصلاحات و عدالتخواهی. هر جا رویكرد و عملكردها مبنی بر شعارها و آرمان های انقلاب بود، پای مسئولان و سینه سپر آنان در دفاع از آنان با افتخار ایستادیم و هر جا خطایی دیدیم، مشفقانه تذكر دادیم و اگر انحراف و خیانتی پدید آمد، در مواجهه با آن تردید نكردیم. كه شنیده بودیم خطاب عتاب آمیز امیرمؤمنان درباره جماعت متحیر آوردگاه جهل و از جمله حارث بن حوط را؛ «تو پیش پای خود را دیدی و سربلند نكردی تا افق دورتر را ببینی و گمراه و متحیر ماندی. تو حق را نشناخته ای تا یاران آن را بشناسی و باطل را نشناخته ای تا بدانی اهل آن چه كسانی هستند». شعار صحابه بصیر امیرمؤمنان(ع) پرچم همیشگی ماست كه «صحابه شما محترمید، اما حق محترم تر است». صاحب منصبان و تریبون داران در نظام اسلامی محترم و معززند، بی تردید. دست خدمت خدمتگزاران در هر موقعیتی كه باشند، بوسیدنی است اما از غفلت بزرگان به سادگی نمی توان گذشت چندان كه غفلت یك راكب دوچرخه با غفلت یك خلبان یا لكوموتیوران برابر نیست. اولی به خود آسیب می زند و دومی و سومی به صدها نفر.
یك نكته را به اجمال باید گفت و گذشت. اختلاف سلیقه سیاستمداران امری طبیعی است. تا هر جا هم كه به حریم ها و قوانین آسیب وارد نشود، حق دارند به رقابت سیاسی سالم- از جمله در مقاطع انتخابات- بپردازند. اما به اقتضای عقل و شرع و قانون، هیچ كس مجاز نیست اولا این اختلاف ها و دلخوری ها را بر سر سفره مردم بگذارد و ثانیاً برای فیصله اختلاف یا پیروزی در رقابت های انتخاباتی و غیر آن، از اغیار و نامحرمان و بدنامان یارگیری كند. چه آن كه خود را حامی خاص دولت و مجلس و مجمع تشخیص معرفی كند و چه دیگری كه خود را اصولگرای منتقد می نامد، حق ندارد به واسطه جماعت فرصت طلب و بدسابقه و خیانت پیشه یا منافق «دوپینگ» كند. اگرچه كم اما متأسفانه بعضاً مواردی از این دوپینگ ها در تشكیل حلقه های سیاسی و راه اندازی روزنامه و سایت دیده می شود. به خدمت گرفتن برخی عناصر ورشكسته زنجیره ای- كه اگر شفا می دادند احزاب و رسانه های زنجیره ای شبه اصلاح طلب را به انتحار نمی كشاندند- از سوی برخی محافل و رسانه ها، جای سؤال و ملامت جدی دارد، فرقی هم نمی كند در روزنامه ها و سایت های منتسب به مجلس و دولت باشد یا مجمع تشخیص و شهرداری. و شگفت اینكه اجاره ای های زنجیره ای هر از چند گاهی از سایت و روزنامه یك رقیب به سایت و روزنامه رقیب دیگر در جبهه اصولگرایان اسباب می كشند، همچنان كه برخی از آنان در میان اضلاع این رقابت ها و اختلاف ها پراكنده شده اند و داغ تر از رئوس آن اضلاع، با توسن قلم می تازند. جز اختلاف، بدگمانی، شك، یأس، تفرقه و تحریف و انحراف بار این قلم ها نیست. آنها كارفرمایان و راكبان خود را جز به جانب بن بست و گرفتاری نمی برند.
محمد ایمانی

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir