تبلیغات
اَشهَدُ اَنَّ اَمیرالمُومِنینَ عَلیّاً وَلیُّ الله - حکایت عالم و زیارت امام رضا
اللهمّ صلّ علی فاطمة وابیها و بعلها و بنیها و امّها
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم صل علی محمد و آل محمد

و عجل فرجهم


حضرت روح الله:

هیچگاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری، به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل میشود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمیکنند ، لکن ... اگر این اقلیت اشکال تراش و کارشکن به کمک بشتابند تحقق این آمال آسان تر و سریع تر خواهد بود و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده ملیونی بیدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است ... کجروان و اشکال تراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند."
فرازی از وصیتنامه


رهبر معظم انقلاب:

"اگر كسى در مقابل جوانان ادّعا كند و بگوید نظام اسلامى ما هیچ عیبى ندارد و همان قالبى را كه اسلام خواسته، ما پیاده مى‌كنیم، گزاف گفته است. به هیچ وجه اینطور نیست ... اما آنچه كه حقیقت است، این است كه ما به عنوان مسلمانانى كه راهمان را شناخته ایم، تصمیم خود را گرفته‌ایم و نیروى خود را براى این راه گذاشته‌ایم؛ با همه وجود در این راه حركت مى‌كنیم و ادامه خواهیم داد."
دیدار با جوانان اصفهان. ۸۰/۸/۱۲

نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
[cb:blog_page_title]
[cb:post_body1] [cb:post_body2]


طبقه بندی: [cb:post_category_name]،
برچسب ها:[cb:post_tag_name]،


[cb:post_continue_link]
تاریخ : [cb:post_create_date] | [cb:post_create_time] | نویسنده : [cb:post_author_name] | نظرات([cb:post_comment_count])

.: تعداد کل صفحات [cb:pages_total] :. [ [cb:pages_no] ]

.: Weblog Themes By Bia2skin :.
مطالب اخیر وبگاه

زیارت

 

فرمود :اگر می خواهی در اعلا درجة بهشت با ما امامان محشور شوی در غم ما غمگین باش و در شادی ما شاد باش و بر تو باد به ولایت و دوستی و محبت ما. كه هركس هرچه را كه دوست داشته باشد با آن محشور می شود.

 

گفتار هایی از حجةالاسلام فرح زاد


 برکات ذکر صلوات


یكی از بركات و آثار ذكر صلوات از بین بردن نفاق است. چند روایت داریم كه صلوات تفرقه ها، اختلاف ها، دورویی ها، نفاق را از بین می برد. «ارْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ بِالصَّلَاةِ عَلَی فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالنِّفَاق »[3]. و باز در اصول كافی حدیث داریمآ پیامبر خدا فرمود: «ارْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ بِالصَّلَاةِ عَلَی فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالنِّفَاق ». پیامبر خدا فرمود وقتی می خواهید این ذكر صلوات را بفرستید، بلند صلوات بر محمد و آل محمد بفرستید. كه این صلوات بلند هم نفاق و تفرقه ها را از بین خواهد برد.


  ارتباط با اهل بیت علیهم السلام


از حالا پیوندت را با اهل بیت محكم كنیم. در غم و شادی اهل بیت باید سهیم باشیم. اگر كسی مثلاً ادعای دوستی با ما را می كند ولی وقتی ما مصیبت زده می شویم بی تفاوت است. امر خیری، عروسی داریم بی تفاوت است. در غم و شادی ما شریك نیست. این معلوم است که لاف می زند. فرمود :اگر می خواهی در اعلا درجة بهشت با ما امامان محشور شوی در غم ما غمگین باش و در شادی ما شاد باش و بر تو باد به ولایت و دوستی و محبت ما. كه هركس هرچه را كه دوست داشته باشد با آن محشور می شود.


آماده کردن دل برای نور الهی


بیایید كمی آیینه دلمان را جلا بدهیم كه اهل بیت قدم در دل ما بگذارند. خانه را باید آماده بكنیم، تمیز بكنیم برای آمدن اهل بیت. اهل بیت در هر دلی وارد نمی شوند. یکی از شاگردان آیت الله اشرفی خدمت آقا میرسد و عرض می دارد كه من می خواهم مشهد خدمت آقا علی ابن موسی الرضاعلیه السلام بروم. مرحوم آیت الله اشرفی ایشان را بدرقه می كنند. نامه ای درمی آورند و به ایشان می دهند. می گویند این نامه را داخل ضریح امام هشتم می اندازی و جوابش را هم می گیری برایم می آوری. ایشان هم حواسش نبوده كه بگوید من جواب نامه را چطوری بگیرم؟! یادش می رود. نامه را می گیرد. و پیاده حركت می كند به طرف مشهد و می رود كنار ضریح و نامه را داخل ضریح می اندازد. چند روز زیارت آنجا بوده و روز آخر كه می خواهد برگردد یادش می افتد كه استاد ما نامه نوشته بود و جوابش را هم از ما خواسته اند. عرض می كند: یا علی ابن موسی الرضاعلیه السلام نامه ای كه استاد من نوشته است جواب می خواهد من چه بگویم بهشان؟ جوابش چیست؟ شما مرحمت بفرمایید جواب نامه را به من بدهید. همان طور كه درد دل می كرده و دعا و توسل داشته یك دفعه می بیند كه حرم خلوت شد، فضا عوض شد. خودش است و ضریح و امام رضا و كس دیگری نیست. می بیند كه در دیوار ضریح یك شعر زیبایی ترسیم شد. كه به قلبش الهام شد كه این جواب نامه آیت الله اشرفی است. این شعر را به دیوار حرم می بیند كه ترسیم شده و بزرگ نقش بسته

آئینه شو جمال پری طلعتان طلب      جارو كن به خانه سپس میهمان طلب

یعنی اگر ما را می خواهی، اگر امام زمان علیه السلام را می خواهی، امام رضاعلیه السلام را می خواهی، امام حسین علیه السلام را می خواهی باید مثل آئینه شوی، حالا راجع به آئینه چند كلمه ای صحبت خواهم كرد.

اگر كسی می خواهد مهمان وارد خانه اش شود، خانه ای كه زباله و آشغال دارد، لباس ها آلوده، بدن ها آلوده، یك جا گربه افتاده مرده است، یك جا موش مرده افتاده، پشه و كثیفی هست، مهمان یك لحظه هم بند نمی شود، خود صاحبخانه هم نمی تواند آنجا زندگی كند. خانه باید تمیز باشد. خانه دل باید تمیز باشد، جار و كنید، آب پاشی بكنید، نظافت بكنید بعد بگویید مهمان عزیز وارد شود. ما خانة دلمان را تمیز كرده ایم؟ ما آئینه شده ایم كه می گوییم یابن الحسن كجایی؟ زودتر بیا به دل ما قدم بگذار. روی سر ما، روی چشم ما قدم بگذار. باید خودمان را تمیز بكنیم.

این شعر را ایشان حفظ می كند، به عنوان جواب امام هشتم. برمی گردد به طرف مازندران، نزدیك شهر كه می رسد خبر می دهد كه آقا و كاروان دارند برمی گردند. آیت الله اشرفی می آید به استقبالش. هنوز همدیگر را ندیده اند. مثلاً 20 متر، 50 متر فاصله داشتند، می بیند كه آیت الله اشرفی دارد این شعر را بلند بلند می خواند. می خواسته به شاگردش بگوید كه من به امام رضا مرتبطم، وصلم، جواب نامه را زودتر گرفته ام. می خواهم تو هم ارتباط برقرار كنی و وصل شوی. متوجهی؟ آئینه چیز خوبی است. از آئینه عبرت بگیرید. آئینه صاف است، زلال است. صافی را ما از آئینه یاد بگیریم. آئینه چیز قشنگی است. تمام موجودات كه نگاه می كنیم خودشان را نشان می دهند. ولی آئینه خودش را نشان نمی دهد. چون صاف شده، چون زلال شده، چون بیرنگ شده. ما همه رنگ گرفته ایم. رنگ داریم. رنگ خودمان را داریم. به قول مولانا می گوید:

آئینه ای عكس تو رنگ كیست              تو ز همه رنگ جدا بوده ای

ما همه اسیر رنگ هایی هستیم كه به خودمان زده ایم. رنگ تعین، تشخص، حاج آقا، دیپلم، لیسانس، من چنین و چنانم، اگر این منیت را كنار بگذاری، این رنگ غیر الهی را پاك بكنی، صاف و زلال می شوی. اگر مثل آئینه شدی یعنی بی غل و غش شده ای. اگر شما آئینه شدی، عكس امام زمان در قلبت می افتد. حدیث داریم: مؤمن آئینه مؤمن است. كه از این حدیث بزرگان خیلی استفاده ها كرده اند. ما باید آئینه همدیگر باشیم. یعنی همیشه سعی کنیم که عیب های هم دیگر را به هم گوشزد کنیم.

نیاكان ما زرتشت بودند از روی آتش رد می شدند. خوب غلط كرده اند. آتش پرست بودند. قرآن هم می گویند: به بت پرست ها می گفتند چرا بت پرستید؟ گفتند: چون پدران ما بت پرست بودند، ما هم بت پرستیم. این كه دلیل نمی شود. البته من دارم كتك دیگران را به شما می زنم. به خاطر این است كه ما هم باید مواظب بچه هایمان باشیم، یك وقت آلوده نشویم. تمام بی ادب های دنیا می گویند: بی ادبی بد است. تمام با ادب های عالم هم با ادبشان می گویند: این ادب چیز خوبی است. یك كسی كه خوش اخلاق است، مؤدب است، با وقار است، قشنگ حرف می زند، این آئینه است. به این عملش نگاه كن و در وجودت ثبت كن.


 آئینه نماز از خودگذشتگی


حضرت یوسف خیلی زیبا بوده. قرآن می گوید: زن های مصری وقتی جمال حضرت یوسف را دیدند، بجای میوه دستشان را بریدند. «فَلَمَّا رَأَینَهُ أَكْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَیدِیهُنَّ»[4]. بجای ترنج و آن میوه ای كه برایشان آورده بودند دستشان را بریدند. حضرت یوسف یک دوست قدیمی داشت. مدتی بود دوستش را ندیده بود. دوستش خواست حركت كند خدمت حضرت یوسف بیاید. فكر كرد كه حالا یوسف شده عزیز مصر، آقای مصر، بزرگ مصر. من چه چیزی به عنوان هدیه برای حضرت یوسف ببرم؟ هرچه فكر كرد ذهنش جواب نداد. كه من هرچه ببرم. یك جرقه ای به ذهنش زد، گفت چیزی بهتر و زیباتر از جمال حضرت یوسف نیست. یك چیزی ببرم كه جمال حضرت یوسف را نشان بدهد. چه چیزی ببرم؟ گفت یك آئینه قشنگ پیدا می كنم. و با این هدیه ام هم به حضرت یوسف احترام گذاشته ام و هم بهش فهمانده ام كه چیزی بهتر از تو نیست. چیزی قشنگ تر از تو نیست. من می خواهم چیزی هدیه برایت بیاورم كه جمال خودت را در آن ببینی. در واقع خودت را به خودت دارم هدیه می دهم. من هیچم. آئینه هرچه هست خودت هستی. زیبایی توست. آئینه تهیه كرد. كه چیزی بهتر از آئینه نیست. و از جمال یوسف بهتر نیست. حضرت یوسف خودش را در آن می بیند.


مثنوی می گوید: آئینة واقعی این شیشه ای نیست كه شما روبرویش می ایستی. آئینة دلت را صاف كن و جلا بده. یعنی اگر شما شاگرد خوبی شدی، شیعه خیلی خوبی شدی، پیرو خیلی خوبی شدی، خدمت امام می روی و امام خودش را در شما می بیند. چطور امام و پیامبر سلمان را می دیدند و لذت می بردند. سلمان وقتی با پیامبر می نشست، آن قدر طول می كشید كه زنهای پیامبر دادشان درمی آمد. نه پیامبر از سلمان دل می كند و نه سلمان دل می كند كه از پیامبر جدا شود.



[1]. مفاتیح الجنان/ شیخ عباس قمی/ 1/458      أول زیارت عاشوراء معروفه است .....  ص : 458

[2]. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار/ مجلسی/ ج 44/ 286    باب 34 ثواب البكاء على مصیبته و مصائب سائر الأئمة ع و فیه أدب المأتم یوم عاشوراء .....  ص : 278

[3]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال/ شیخ صدوق/159    ثواب من رفع صوته بالصلاة على النبی .....  ص : 159

[4]. یوسف/ 31 

[5]. من لایحضره الفقیه/شیخ صدوق/2/584/باب ثواب زیارة النبی و الأئمة صلوات علیهم اجمعین...ص:577

[6]. مقالات/جمعی از نویسندگان/80    9 9. زیارت ناحیه مقدسه .....  ص : 809

 

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir