اللهمّ صلّ علی فاطمة وابیها و بعلها و بنیها و امّها
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم صل علی محمد و آل محمد

و عجل فرجهم


حضرت روح الله:

هیچگاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری، به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل میشود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمیکنند ، لکن ... اگر این اقلیت اشکال تراش و کارشکن به کمک بشتابند تحقق این آمال آسان تر و سریع تر خواهد بود و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده ملیونی بیدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است ... کجروان و اشکال تراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند."
فرازی از وصیتنامه


رهبر معظم انقلاب:

"اگر كسى در مقابل جوانان ادّعا كند و بگوید نظام اسلامى ما هیچ عیبى ندارد و همان قالبى را كه اسلام خواسته، ما پیاده مى‌كنیم، گزاف گفته است. به هیچ وجه اینطور نیست ... اما آنچه كه حقیقت است، این است كه ما به عنوان مسلمانانى كه راهمان را شناخته ایم، تصمیم خود را گرفته‌ایم و نیروى خود را براى این راه گذاشته‌ایم؛ با همه وجود در این راه حركت مى‌كنیم و ادامه خواهیم داد."
دیدار با جوانان اصفهان. ۸۰/۸/۱۲

نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
[cb:blog_page_title]
[cb:post_body1] [cb:post_body2]


طبقه بندی: [cb:post_category_name]،
برچسب ها:[cb:post_tag_name]،


[cb:post_continue_link]
تاریخ : [cb:post_create_date] | [cb:post_create_time] | نویسنده : [cb:post_author_name] | نظرات([cb:post_comment_count])

.: تعداد کل صفحات [cb:pages_total] :. [ [cb:pages_no] ]

.: Weblog Themes By Bia2skin :.
مطالب اخیر وبگاه
گزارشی از تفسیر قرآن توسط پیرمرد 100 ساله‌ای كه درس نخوانده؛
‌سر نماز قبرم را جلوی چشمم می‌بینم
 

ندای توحید و لبیك بشر به آن، سابقه‌ای به اندازه طول عمر بشریت دارد و اعجاز حق تعالی برای جذب بشر به سوی خود منحصر به امروز و دیروز نیست، چه دیروز كودكی در گهواره باشد چه امروز پیرمرد 100ساله آملی.

به گزارش فارس ، نشانی پیرمرد 100 ساله آملی را دادند كه بدون سواد خواندن و نوشتن قرآن را حفظ و با تفسیر می‌خواند.

شاید به بیش از یك هفته كشید تا اجازه بدهد برای مصاحبه با او به منزلش بروم، كسالت و زندگی ساده‌اش را مهم‌ترین بهانه برای عدم قبول مصاحبه عنوان می‌كرد.

مازندرانی را اصیل صحبت می‌كرد و كهولت سن سبب می‌شد برخی كلمات از میان سخنانش نامفهوم باشد.

هفته پیش كه تماس گرفته بودم وعده كرد كه در نخستین فرصت مصاحبه را می‌پذیرد و ما را به خانه‌اش راه می‌دهد و تماس هم گرفت برای عصر یك‌شنبه یك روز زمستانی در یكی از روستاهای اطراف شهرستان آمل.

پیچ و تاب جاده ما را به منزل سید مطلب حسنی برد كه با ورود ما با پیراهن و شلواری سبز رنگ به استقبالمان آمد، خانه‌اش قدیمی است ساخته شده از چوب و با پله‌هایی كه به ارتفاع و به خانه‌ای سه اتاقه می‌رسد و سید ما را به اتاقی كه انگار برای میهمانان مهیا شده بود راهنمایی كرد.

نخستین نكته‌ای كه در اتاق توجه میهمانان را جلب می‌كند تابلوهایی است بر دیوار نصب شده سه عدد تابلو كه داستانی دارند، پیرمرد در این باره می‌گوید: یكی شجره‌نامه خانوادگی‌ است، جدمان به امام حسن مجتبی(ع) و حضرت شاه‌عبدالعظیم (ع) می‌رسد.

تابلوی دیگر تفسیر سوره والعصر است، بیاناتی از حضرت امیرالمومنین (ع) درباره هشت شرط استجابت دعا و دیگر تفسیر سوره رعد است.

در میان صحبت‌هایش با چشم‌هایی كه سوی چندانی ندارد و بدون نگاه كردن به تابلوها این سوره‌ها و تفسیر آنها و روایت را برای ما می‌خواند.

از هر دری كه می‌خواهم با او صحبت كنم به سوی قرآن و تفسیر كشیده می‌شود از خودش كمتر می‌گوید و خیلی سخت توانستم بدانم در جوانی چه كرده و چگونه قرآن در زندگی‌اش نمایان شده است.

* پسر بزرگم قرآن را برایم از رو خواند و من حفظ كردم
سید حسنی در برابر سؤال من كه اصرار می‌كنم بگوید چگونه بدون اینكه سوادی داشته باشد و مكتب و مدرسه‌ای رفته باشد قرآن و تفسیر آن را از حفظ است می‌گوید: بچه‌هایم همه سواد دارند، درس خوانده‌اند، به نظر قبل از انقلاب در سال‌های دهه 40 بود پسرم از روی یك قرآن كوچك سوره‌ها را برایم خواند و من حفظ كردم.

وی به این قرآن علاقه عجیبی دارد وقتی از آن برایم صحبت می‌كند مدام در میان وسایلش به دنبال آن می‌گردد تا به من نشان دهد، چند نفر را می‌فرستد تا برایش از اتاق كناری بیاورند قرآن را و قرآنی است با جلدی زرد رنگ با چند منگنه به هم وصل شده به نظر می‌رسد جزء 30 قرآن است، در حاشیه این قرآن نیز نام وی با خطی بسیار ابتدایی كه به نظر می‌رسد خط وی است نوشته شده است.

سید حالا از پسری كه قرآن را برایش خوانده گلایه دارد می‌گوید دیگر دوستش ندارم از قرآن بریده و به دنیا افتاده است.

درباره سنش كه می‌پرسم می‌گوید: وقتی شناسنامه می‌دادند كودكی بودم كه با والدینم برای گرفتن شناسنامه رفتیم، آن موقع تقریبا 8 تا 9 سال داشتم، اگر با شناسنامه حساب كنید 87 سال دارم.
اما از خاطراتی كه تعریف می‌كند به نظر می‌رسد حدس همسایه‌ها و دوستان بی‌گمان نیست كه سید بیش از 100 سال عمر دارد، می‌افزاید: در زمانی كه رضاشاه به قدرت رسیده بود مثل همه جوان‌های دیگر مرا به بیگاری بردند یعنی سید در زمان رضاشاه جوانی بوده كه توانایی كار كردن و به بیگاری رفتن داشته است.
وی درباره اینكه چگونه قرآن را آموخته است، می‌گوید: بعد از خواندن و از حفظ كردن، قرآن دیگر در سینه‌ام ماند و این بركت حق تعالی بود كه به من نصیب شد، بعد از آن از برنامه‌های رادیویی كه صبح‌ها پخش می‌شود تفسیر و خواندن قرآن را آموختم.
وقتی می‌آمدیم در اتاق كناری در كمدی كه به دیوار تعبیه شده بود قریب به 150 نوار كاست را نشانم داد و گفت: همه اینها سوره‌های قرآن است كه ضبط كرد‌ه‌ام و گوش می‌كنم.
حس نوستالژیك یك اتاق قدیمی با دیواره‌هایی سیاه از برافروختن زغال در خانه‌های قدیمی، یك بخاری، یك ضبط صوت و یك دست لحاف و تشك، با كمدی پر از كاست‌های قرآن كه سید می‌گفت هر كدام یك سوره از قرآن را دارند جالب و دیدنی بود.
سید مدام برایم قرآن می‌خواند، حدیث و روایت می‌خواند و تفسیر می‌كند و اعتقاد دارد خداوند فرموده كه بنده فقط باید خوبی كند و بدی نكند.

* تفسیرهای سید را جمع‌آوری می‌كنند
از شهرهای دور و نزدیك برای شنیدن تفسیرهای قرآن سید به این روستا می‌آیند و تفسیرهایی را كه سید می‌گوید را یادداشت می‌گیرند و با خود می‌برند.
یكی از همسایه‌ها می‌گفت در مساجد و تكایای روستاهای همجوار هم از تفسیرهای سید استفاده می‌كنند.
حالا سید هر چه تفسیر می‌كند را دوستش انگار و فرزندانش هم ضبط می‌كنند و هم یادداشت برمی‌دارند اما این گردآوری چندان مرتب و متوالی نیست.
در این یك ساعتی كه نزد سید مطلب بودیم، تفسیرهایی از سوره والعصر، رعد، حمد و یكی دو سوره دیگر را برایمان خواند اما خودش می‌گوید همه قرآن را از حفظ نیست و تفسیر همه را نمی‌داند.
تفسیرهای سید ساده است و شیرین، با علاقه خاصی قرآن می‌خواند و هر كلمه‌ای كه می‌خواند را تفسیر می‌كند، گلایه دارد از اینكه مدام قرآن خواندنش را به تمسخر می‌گیرند.

* قبرم در جلوی چشمم نمایان است
سید انگار چیزهایی را با چشمی كه هر كس قدرت دیدنش را ندارد می‌بیند، می‌گوید: هر چند وقت یك بار در سر نماز قبرم را جلوی چشمم می‌بینم اما نمی‌توانم داخل آن بروم.
این حدیث پیامبر (ص) را مدام تكرار می‌كند كه مومن باید مرگ را در جلوی چشمش ببیند.
عكسی از خود را مقابل ضریح امام رضا (ع) نشان می‌دهد انگار نیم‌سوخته است دوباره از آن عكس گرفته و قابش كرده‌اند، می‌گوید: این عكس در خانه یكی از دوستانش بود خانه كاملا در آتش سوخته بود و هچ چیز از آن باقی نمانده بود به جزء این تصویر، به خاطر جدم و ضریح مبارك بود كه این تصویر نسوخت.

* علاقه عجیب سید مطلب به امام خمینی (ره)
در میان تابلوهایی كه داشت تابلویی كوچك‌تر بود كه تصویر هفت روحانی با قلم سیاه بر روی آن كشیده شده بود، تصویر امام راحل واضح بود و تصویرهای دیگر كه به صورت دایره كشیده شده بودند، آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله خوانساری و دیگران كه سید می‌گفت مراجع تقلید بودند در سال‌های انقلاب.
سید مطلب در مورد این تصاویر می‌گوید: این تصویر را سال 42 به قیمت 90تومان دادم برایم درست كردند و در خانه‌ام آویزان كردم، از كسی ترسی نداشتم، در آن دوره من كدخدای حسین‌آباد بودم، پاسبان‌های شاه می‌آمدند در خانه من وقتی عكس امام و علمای دیگر را می‌دیدند می‌گفتند چرا اینها را به خانه‌ات آویزان كرده‌ای می‌گفتم شما غذایتان را بخورید و بروید كاری به این كارها نداشته باشید.
زمانی هم كه امام خمینی (ره) رحلت كرد، سید مطلب در تهران بود، در این باره می‌گوید: در زمان فوت آیت‌الله خمینی (ره) فرزندم بیمار بود در تهران بودم تمام مسیر تشییع پیكر را بودم، در محله‌ای كه در آن ساكن بودیم برای امام (ره) مراسم عزاداری با هزینه شخصی خودمان برپا كردیم.
سید می‌گوید: امام را دوست داشتم و دارم چون می‌خواست قرآن را در كشور اجرا كند.
نمی‌دانم اما مطمئن هستم كه اگر حوصله‌ بیشتری داشتم و یا اگر چندین بار به سراغ سید می‌رفتم از تو بیشتر می‌دانستم و می‌نوشتم ولی سید علاقه‌ای بیشتر از این برای بیان و صحبت درباره خود ندارد در میان هر سؤال من یك سوره و یك تفسیر می‌خواند و من با هر سختی دوباره او را به آنچه برایش رخ داده می‌كشاندم.
كرامات قرآن بیشتر آنی است كه قرآن دانستن و تفسیر كردن را زیادی و تعجب‌برانگیز بدانیم این فقط یك تلنگر است و نوایی كه هر بار بشریت تا زمان ظهور منجی به سوی توحید می‌خواند.

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir