تبلیغات
اَشهَدُ اَنَّ اَمیرالمُومِنینَ عَلیّاً وَلیُّ الله - خاتم الانبیا (ع) اینگونه بود
اللهمّ صلّ علی فاطمة وابیها و بعلها و بنیها و امّها
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم صل علی محمد و آل محمد

و عجل فرجهم


حضرت روح الله:

هیچگاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری، به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل میشود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمیکنند ، لکن ... اگر این اقلیت اشکال تراش و کارشکن به کمک بشتابند تحقق این آمال آسان تر و سریع تر خواهد بود و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده ملیونی بیدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است ... کجروان و اشکال تراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند."
فرازی از وصیتنامه


رهبر معظم انقلاب:

"اگر كسى در مقابل جوانان ادّعا كند و بگوید نظام اسلامى ما هیچ عیبى ندارد و همان قالبى را كه اسلام خواسته، ما پیاده مى‌كنیم، گزاف گفته است. به هیچ وجه اینطور نیست ... اما آنچه كه حقیقت است، این است كه ما به عنوان مسلمانانى كه راهمان را شناخته ایم، تصمیم خود را گرفته‌ایم و نیروى خود را براى این راه گذاشته‌ایم؛ با همه وجود در این راه حركت مى‌كنیم و ادامه خواهیم داد."
دیدار با جوانان اصفهان. ۸۰/۸/۱۲

نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
[cb:blog_page_title]
[cb:post_body1] [cb:post_body2]


طبقه بندی: [cb:post_category_name]،
برچسب ها:[cb:post_tag_name]،


[cb:post_continue_link]
تاریخ : [cb:post_create_date] | [cb:post_create_time] | نویسنده : [cb:post_author_name] | نظرات([cb:post_comment_count])

.: تعداد کل صفحات [cb:pages_total] :. [ [cb:pages_no] ]

.: Weblog Themes By Bia2skin :.
مطالب اخیر وبگاه
خاتم الانبیا (ع) اینگونه بود


روز مبعث آغاز رسالت حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله ، نشاطی روح افزا بر عالم هستی دمیده شد. در آن روز با بعثت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله زیباترین و كامل ترین نقش جهان بشریت به ظهور رسید و بهترین فضیلتها و خصلتهای پسندیده اخلاقی به آدمیان غرق در جهالت و هواپرستی، عطا گردید.

حضرت محمد صلی الله علیه و آله در تبیین اهمیت اخلاق خوب فرمود: «بُعِثْتُ بِمَكارِمِ الاَْخْلاقِ وَمَحاسِنِها؛(1) به پرورش اخلاق كریمانه و نیكو مبعوث شده ام.»

بی تردید، تمام صفات كمالی و فضائل اخلاقی در وجود مقدس آن حضرت بی كم و كاست جمع شده بود؛ چرا كه آن بزرگوار دست پرورده پروردگار(2) و گل سرسبد جهان هستی و كامل ترین انسان روی زمین است. شجاعت، عدالت، صداقت، امانت، عطوفت و مهر و محبت، حسن خلق و در یك كلام، تمام ویژگیهای پسندیده انسانی، به نحو احسن و اتمّ در شخصیت آن جناب نمایان بود.


امام صادق علیه السلام فرمود: «اِنَّ اللّه َ تَعالی خَصَّ رَسُولَهُ بِمَكارِمِ الاَْخْلاقِ فَامْتَحِنُوا اَنْفُسَكُمْ فَاِنْ كانَتْ فیكُمْ فَاحْمِدُوا اللّه َ عَزَّوَجَلَّ وَارْغَبُوا اِلَیْهِ فی الزِّیادَةِ فیها؛(3)


خداوند متعال رسول خویش را به اخلاق نیكو مخصوص گردانید. پس شما خود را امتحان كنید، اگر اخلاق نیك آن حضرت را در خود یافتید، حمد خدای عزیز و جلیل را به جا آورید و از خدا بخواهید تا آن را در شما بیافزاید.» آن گاه امام صادق علیه السلام در ادامه، ده خصلت والا از ویژگیهای اخلاقی پیامبر صلی الله علیه و آله را به این ترتیب برشمرد: یقین، قناعت، بردباری، شكر، حلم، حسن خلق، سخاوت، غیرت، شجاعت و جوانمردی.(4)

تمام این اوصاف زیبا برگرفته از آموزه های وحی بود كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در رفتار و اخلاقش جلوه گر ساخته بود تا آنجا كه معروف شده: او قرآن مجسم است.


مهرورزی و حسن خلق آن چنان در وجود حضرتش می درخشد كه دوست و دشمن را به تحیّر واداشته است؛ اما مهم ترین نكته آموختنی از سیره نبیّ مكرّم اسلام صلی الله علیه و آله این است كه آن وجود با عظمت با این حال، همواره دعا می كرد كه: «اَللّهُمَّ حَسِّنْ خُلْقی؛(5) خدایا! اخلاقم را زیبا گردان!»؛ «اللَّهُمَّ جَنِّبْنی مُنْكَراتِ الاَْخْلاقِ؛(6) پروردگارا! مرا از اخلاق زشت دور بگردان!»

بنابراین، برماست كه با رویكردی دوباره به سیره و سنت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در سالم سازی جامعه و آرامش روحی مسلمانان تلاش كنیم و بكوشیم خلق و خوی نبوی صلی الله علیه و آله را در اجتماع مسلمانان گسترش دهیم و جسم و جانمان را با اخلاق زیبای آن حضرت جلا بخشیم.

در سطور آینده گزارشهایی مستند را از رفتار پسندیده حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله به نظاره می نشینیم، به این امید كه در معاشرتها و رفتارهای اجتماعی و فردی خود از آن شیوه بهره گیریم.


امام ششم علیه السلام فرمودند: «اِنّی لاََكْرَهُ لِلرَّجُلِ اَنْ یَمُوتَ وَقَدْ بَقِیَتْ عَلَیْهِ خَلَّةٌ مِنْ خِلالِ رَسُولِ اللّه ِ لَمْ یَأْتِها؛(7) من دوست ندارم كه مسلمانی بمیرد، مگر اینكه تمام آداب و سنن رسول خدا صلی الله علیه و آله را [ولو یكبار] انجام دهد.»


خُلق نبوی در كلام امام حسن علیه السلام

امام حسن مجتبی علیه السلام به نقل از دایی خود، هند بن ابی هاله(8)، خلق و خوی پیامبر صلی الله علیه و آله را توصیف كرده است؛ آن حضرت در فرازی از سخنان خود می گوید:


«رسول خدا صلی الله علیه و آله با غصه ها قرین بود و دائما در اندیشه و تفكر به سر می برد. لحظه ای راحتی نداشت و اكثر اوقات ساكت می نشست و جز در مواقع ضروری حرف نمی زد. كلامش كوتاه و جامع و وافی به تمام مقصود بود. خُلقش نرم بود و به كسی ذرّه ای جفا نمی كرد. كسی را حقیر نمی شمرد. نعمت ـ هرچند ناچیز ـ در نظرش بزرگ می نمود و هیچ نعمتی را مذمّت نمی كرد. نه تنها طعامها را مذمت نمی كرد، بلكه تعریف هم می نمود. دنیا و ناملایمات آن، هرگز آن حضرت را به خشم نیاورد؛ اما اگر حقی پایمال می شد، از شدّت خشم كسی او را نمی شناخت و از كسی و چیزی پروایی نداشت تا آنكه صاحب حق را یاری كند.»(9)


رسول اكرم صلی الله علیه و آله همواره می فرمود: «اِنَّكُمْ لَنْ تَسَعُوا النّاسَ بِأَمْوالِكُمْ فَسَعُوهُمْ بِاَخْلاقِكُمْ؛(10) شما هرگز نمی توانید با اموال خود مردم را از فشارهای زندگی برهانید. پس با اخلاق خود [در زندگی] آنان توسعه دهید.»

چون وا نمی كنی گرهی، خود گره مباش ابرو گشاده باش، چو دستت گشاده نیست


پیامبر اكرم در كلام امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام می فرماید: از پدرم علی علیه السلام در مورد شیوه معاشرت رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره همنشینانش پرسیدم. پدرم فرمود: آن حضرت دائما خوش رو و خوش خوی و نرم سخن بود و خشن و درشت خو و سبك سر و عیب جو نبود و كسی را زیاد مدح نمی كرد و از چیزی كه به آن رغبت نداشت، تغافل می كرد؛ به طوری كه دیگران نه از آن ناامید و نه مأیوس می شدند. آن حضرت خود را از سه چیز دور می داشت؛ جدال، پرحرفی، و گفتن سخنان بی فایده. و نسبت به مردم نیز از سه چیز پرهیز می كرد: هرگز كسی را سرزنش نمی كرد، عیبشان را فاش نمی ساخت و در جستجوی لغزشها و خطاهای دیگران نیز نبود.(11)


راز توفیق پیامبر صلی الله علیه و آله در تبلیغ


خداوند متعال در قرآن كریم خلق زیبای رسول اكرم صلی الله علیه و آله را چنین می ستاید: «اِنَّكَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ»؛(12) «ای پیامبر! تو دارای خلق بزرگی هستی.»

با بررسی كوتاهی در سیره و تاریخ پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می توان به این نتیجه رسید كه راز موفقیت آن سرور كائنات در انجام رسالت خطیر خویش، بیش از هر عاملی، حُسن خلق و رفتار نیك آن حضرت بود كه سبب گسترش و نفوذ آیین وی در اعماق جانها و در نواحی مختلف جهان شده است. رسول مكرم اسلام صلی الله علیه و آله با این راهكار كه از كلام وحی آموخته بود، نه تنها به جذب انسانهای مستعد و آماده هدایت می پرداخت، بلكه دشمنان قسم خورده اش را نیز تبدیل به دوستان صمیمی می نمود.

آن حضرت این آیه قرآنی را همیشه نصب العین خود قرار می داد كه: «وَلا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ فَاِذَا الَّذی بَیْنَكَ وَبَیْنَهُ عَداوَةٌ كَاَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ، وَما یُلَقّاها اِلاَّ الَّذینَ صَبَرُوا وَما یُلَقّاها اِلاّ ذُو حَظٍّ عَظیمٍ»؛(13) «هرگز نیكی و بدی یكسان نیست. [رفتارهای بد را] با آنچه كه بهتر است دفع كن! در آن صورت [خواهی دید كه] همان كسی كه بین تو و او دشمنی است، بهترین دوست تو خواهد شد؛ اما جز كسانی كه بردباری دارند، به این مقام نمی رسند و همچنین به این مقام والا دست نمی یابند، جز كسانی كه سهم بیش تری [از ایمان] دارند.»


* ابن عباس می گوید: حضرت محمد صلی الله علیه و آله در مقابل رفتارهای تند و خشن و جاهلانه، آن چنان صبور و بردبار بود كه سخت ترین دشمنانش را تبدیل به عاشقان دلباخته می نمود.


روزی آن حضرت در مسجد نشسته بود و یاران و اصحاب نیز در اطرافش حلقه زده بودند. ناگاه عربی بادیه نشین از در مسجد وارد شد. او كه شمشیری به كمرش بسته بود و سوسماری را در دامن داشت، خطاب به جمع حاضر گفت: محمد دروغگوی جادوگر، كدام یك از شما هستید؟ دوستان پیامبر صلی الله علیه و آله خواستند او را ادب كنند، اما پیامبر صلی الله علیه و آله جلوگیری كرد و فرمود: یا اَخَا الْعَرَبْ مَنْ تُریدِ؛ ای برادر عرب! با كه كار داری؟ گفت: با محمد ساحر كذّاب! حضرت فرمود: محمد منم، اما نه ساحرم نه كذّاب؛ بلكه فرستاده خداوند هستم. اعرابی كه با مشاهده نیك رفتاری و جمال دلربای حضرتش تحت تأثیر قرار گرفته بود، اظهار داشت: سوگند به لات و عزّی! اگر زیبایی رفتار و گفتارت را ندیده بودم، این شمشیر را از خون تو سیراب می كردم. اما این را بدان تا این سوسمار به تو ایمان نیاورد، من به آیین تو نخواهم گروید.

در آن حال، سوسمار را از آستین خود بیرون آورد و در مقابل رسول اكرم صلی الله علیه و آله رها كرد. پیامبر صلی الله علیه و آله به سوسمار خطاب كرد: اَیُّها الضَبّ، ای سوسمار! حیوان با صدای فصیح پاسخ داد: لبیك یا رسول اللّه . فرمود: مَنْ اَنَا؛ من كیستم؟ گفت: اَنْتَ رَسُوُلُ اللّه ؛ تو فرستاده خدایی. در آن لحظه اعرابی بادیه نشین با كمال تواضع و احترام شهادتین را بر زبان جاری كرد و سپس اظهار داشت: یا رسول اللّه ! هنگامی كه از در مسجد وارد شدم، در دل هیچ كس را به اندازه تو دشمن نمی داشتم؛ اما حالا كه می روم، هیچ كس را به قدر تو دوست نمی دارم.(14)


رسول خدا صلی الله علیه و آله این پیام حیات بخش را به مسلمانان گوشزد می كرد كه: «عَلَیْكُمْ بِحُسْنِ الْخُلُقِ فَاِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ فِی الْجَنَّةِ لا مَحالَةَ وَاِیّاكُمْ وَسُوءَ الْخُلُقِ فَاِنَّ سُوءَ الْخُلُقِ فِی النّارِ لا مَحالَةَ؛(15)


سعی كنید خوش خلق باشید؛ زیرا سرانجام آن، خواه ناخواه بهشت است و از بدخلقی بپرهیزید كه خلق بد، خواه ناخواه صاحبش را به آتش سوق خواهد داد.»

* پس از جنگ حنین كه در سال هشتم هجری در طائف واقع شد، مسلمانان با پیروزی كامل و به دست آوردن غنائم و اسیران بسیار از دشمن به مدینه بازگشتند.


در میان اسیران از طایفه «طیّ» دختری دیده می شد. او به پیامبر عرضه داشت: من سفانه، دختر «حاتم طائی» هستم. پدر من شخصی آزاد مرد و سخی بود و بی پناهان را پناه می داد، اسیران را آزاد می كرد، مهمان نواز بود و در رفع نیازهای بیچارگان و نیازمندان می كوشید. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای دختر! این صفات از صفات مؤمنان راستین است. اگر پدرت مسلمان بود، برای او طلب آمرزش و رحمت می كردم.


آن گاه حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله به خاطر اینكه پدر آن دختر اسیر دارای رفتاری نیك و صاحب فضائل اخلاقی بوده است، او را آزاد كرد و با احترام شایانی به محلی كه دوست داشت، اعزام نمود.(16)

این دختر بعد از آزادی از قید مسلمانان شدیدا به اسلام و رهبر آسمانی آن علاقه مند گردید. و وقتی كه احساس نمود برادرش عدی بن حاتم طائی برای فرار از اسلام، به شام گریخته و با هم كیشان خود، در آنجا اقامت گزیده است، او را به رفتن به مدینه و ملاقات با پیامبر صلی الله علیه و آله تشویق كرد. عدی نیز با شنیدن اوصاف زیبای پیامبر صلی الله علیه و آله تصمیم گرفت آن حضرت را در مدینه از نزدیك ملاقات كند.


عدی می گوید: وقتی وارد مدینه شدم، به مسجد رفتم و به محضر پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدم. چون مرا شناخت، از جا برخاست و مرا به خانه اش برد. در بین راه، زنی سالمند و ناتوان سر راهش آمد و خواسته ها و حاجات خود را به پیامبر صلی الله علیه و آله بیان كرد.


در مدتی كه آن زن سخنان خود را می گفت آن حضرت روی پا ایستاده بود و به حرفهای او به دقت گوش می كرد و با كمال مهربانی به او جواب می داد.


من در دلم گفتم: به خدا سوگند! روش این مرد، روش یك زمامدار دنیا طلب نیست. چون وارد خانه شدیم كه منزلی بی پیرایه و ساده بود، در آنجا تشكی از لیف خرما داشت، آن را به روی زمین گسترد و به من فرمود: روی آن بنشین! گفتم: شما بنشینید. قبول نكرد و مرا روی آن نشانید و خود روی زمین نشست. در دل گفتم: به خدا قسم! او را نمی توان یك سلطان قلمداد كرد. چون نشستم، لب به سخن گشود و اسراری از زندگی مرا بازگو كرد كه هیچ كسی از آنها اطلاع نداشت.(17)


بدین ترتیب، عدی بن حاتم بعد از آشنایی با اخلاق و رفتار پسندیده رسول خدا صلی الله علیه و آله مسلمان شد و با اخلاص تمام به دفاع از ارزشهای الهی پرداخت. او كه سرپرست قبیله بزرگ طیّ بود، تمام امكانات قبیله اش را در اختیار دین اسلام نهاد و بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله ، خود، پسرانش و افراد قبیله طی را به عنوان سربازان فداكار علی علیه السلام به كار گرفت. سه پسر وی به نامهای طرفه، طریف و طارف در جنگ صفین و در ركاب علی علیه السلام به شهادت رسیدند.(18)


* بریدة بن خصیب نیز از اهالی مدینه بود. وی در میان قوم خود از موقعیت والایی برخوردار بود و به شجاعت و شهامت شهرت داشت. اولین ملاقات او با پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله داستانی شنیدنی دارد كه نشانگر تأثیرگذاری عمیق اخلاق عظیم رسول اللّه صلی الله علیه و آله در نهاد افراد است.


بریده هنگامی كه خبردار شد مشركانِ قریش جایزه ارزشمندی (صد شتر) برای دستگیری محمد صلی الله علیه و آله تعیین كرده اند، به جستجوی آن حضرت پرداخت. او اطلاع یافت كه پیامبر صلی الله علیه و آله از مكه خارج شده و به سوی مدینه در حال حركت است. به همراه هفتاد سوار از قبیله بنی سهم برای دستگیری رسول خدا صلی الله علیه و آله و تحویل وی به مشركان مكه به راه افتاد و در نزدیكیهای مدینه با آن حضرت رو به رو گشت. از آنجایی كه آن بزرگوار هیچ وقت عادت نداشت كه فال بد بزند، بلكه گاهی تفأل می كرد و فال خوب و امید دهنده می زد. به همین جهت، هنگامی كه او را دید، در اولین برخورد از او پرسید: كیستی و نامت چیست؟ گفت: بریده.


حضرت به ابابكر كه همراهش بود رو كرد و فرمود: اَبْرَدَ اَمْرُنا وَصَلَحَ؛ كار ما آسان گردیده و حال ما بهتر شد. دوباره پرسید: از كدام قبیله ای؟ او پاسخ داد: از قبیله اسلم. فرمود: سَلُمنا؛ سالم ماندیم. برای بار سوم سؤال كرد: از كدام تیره قبیله اسلم هستی؟ او گفت: از بنی سهم. رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: خَرَجَ سَهْمُكَ؛ قرعه به نامت درآمد (و موفق و پیروز خواهی بود).


وقتی بریده این اخلاق زیبا و سخنان دل انگیز و روح افزا را از بیان جذّاب پیامبر صلی الله علیه و آله مشاهده كرد، بی اختیار از عمق جان شیفته رفتار و كردار آن حضرت گردید. آن گاه از حضرت پرسید: تو كیستی؟ پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: من محمد بن عبداللّه ، فرستاده خداوند هستم. بریده و همراهانش در همان لحظه شهادتین را گفتند و مسلمان شدند.


او آن شب همراه پیامبر صلی الله علیه و آله بود و صبحگاهان عرض كرد: یا رسول اللّه ! بدون پرچم وارد مدینه نشو! در همان ساعت عمّامه خود را از سر باز كرد و به نیزه اش بست و در پیش روی پیامبر صلی الله علیه و آله حركت كرد. در وسط راه از پیامبر صلی الله علیه و آله خواهش كرد كه: «یا رسول اللّه ! به من افتخار میزبانی بده و در منزل من اقامت كن! حضرت فرمود: شتر من بدانجا كه مأمور است خواهد رفت. بریده گفت: حمد و سپاس خدای را كه قبیله بنی سهم بدون اجبار مسلمان شد و رستگار گردید.

بریدة بن خصیب اسلمی در اسلام به مرتبه ای از ایمان و كمال رسید كه از خواص یاران پیامبر صلی الله علیه و آله گردید. او در ردیف 12 نفر صحابه ممتازی است كه بر ضد غصب خلافت شورید و از مقام ولایت امیرمؤمنان علیه السلام در سخت ترین لحظات تاریخی دفاع نمود.(19)


رهبری درد آشنا و خدمت گزار

رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی با یكی از یارانش در صحرای مدینه قدم می زد كه پیرزنی را بر سر چاهی مشاهده نمود، او می خواست از چاه آب بكشد و به خیمه اش ببرد، اما در كار خود ناتوان بود، حضرت نزدیك رفت و فرمود: ای مادر! می خواهی برایت از چاه آب بكشم؟ بانوی سالخورده از پیشنهاد پیامبر صلی الله علیه و آله خوشحال شد، این آیه را قرائت كرد: «اِنْ اَحْسَنْتُمْ اَحْسَنْتُمْ لاَِنْفُسِكُمْ»؛(20) «اگر نیكی كردید، به خودتان نیكی كرده اید.»


حضرت رسول صلی الله علیه و آله بر سر چاه آمده و مشك را پر از آب كرد و تا خیمه آن پیرزن حمل نمود. شخصی كه همراه پیامبر صلی الله علیه و آله بود، هرچه اصرار كرد كه: یا رسول اللّه ! اجازه بده مشك را من حمل كنم، حضرت قبول نكرد و فرمود: من به تحمل مشقت و زحمات امت خود سزاوارترم.


بعد از اینكه پیامبر خداحافظی نمود و به راه افتاد، پیرزن به فرزندانش گفت: مشك را از بیرون خیمه به داخل بیاورید! آنها با تعجب پرسیدند: ای مادر این مشك سنگین را چگونه به خیمه آوردی! او پاسخ داد: جوانمردی شیرین سخن، زیبا روی و خوش خوی با كمال مهربانی آن را به اینجا آورد. آنها وقتی پیامبر را شناختند، به دنبالش دویدند و به دست و پای حضرتش افتادند و عذر تقصیر خواستند. پیامبر صلی الله علیه و آله آنان را دعا كرد و با لطف نبوی آنان را نوازش كرد.(21)


در اوج انسانیت

انس بن مالك می گوید: ده سال خدمت گزار خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله بودم، هرگز به من تندی نكرد. روزهایی كه روزه می گرفت، با مقدار كمی شیر یا نان آب زده افطار می كرد. اتفاقا یكی از شبها، پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله دیرتر از معمول به خانه آمد. من فكر كردم آن حضرت مهمانی رفته، شیر را خوردم.

ساعتی بعد تشریف آورد. من از كسانی كه همراه حضرتش بودند، پرسیدم، آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله افطار كرده است؟ گفتند: نه. بسیار غمگین شدم و خوف آن داشتم كه مبادا حضرت غذای خود را بطلبد و من شرمنده شوم، ولی تا اذان صبح، سخنی در این باره نگفت و روز بعد هم با شكمی گرسنه روزه گرفت.


آن بزرگوار با اصحاب خود، دوستانه عمل می كرد. با آنها گفتگو می كرد. كودكانشان را مورد نوازش قرار می داد و روی زانوی خود می نشانید. بیماران را عیادت می كرد و در لباس و خوراك، بین خود و غلامان و كنیزانش امتیازی قائل نمی شد.


اگر سواره بود، به كسی اجازه نمی داد در ركابش پیاده راه بپیماید، یا او را سوار می كرد یا می فرمود: تو برو! در فلان نقطه یكدیگر را ملاقات می كنیم.(22)

عاقبت زیانبار بدخلقی
رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «سُوءُ الْخُلْقِ یُفْسِدُ الْعَمَلَ كَما یُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ؛(23) بدخلقی، اعمال نیك را ضایع می كند، همچنان كه سركه عسل را فاسد می سازد.»


حسن خلق و عاقبت به خیری

امام سجاد علیه السلام می فرماید: سه نفر از مشركین قسم خورده بودند كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله را به قتل برسانند. آنان برای اجرای مقصود شوم خود در اطراف مدینه كمین كرده و در انتظار فرصت بودند. علی علیه السلام از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله مأموریت یافت تا شرّ آنان را دفع كند. به همین منظور، برای مقابله با آنان به بیرون مدینه رفت.

امام بعد از درگیری با آنان با پیروزی كامل برگشت و با سه شتر و دو اسیر و سه اسب و یك سربریده به محضر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله یكی از اسیران را احضار كرد و فرمود: شهادتین بگو و به دین اسلام ایمان بیاور! او گفت: كندن كوه ابوقبیس بر من راحت تر از این است كه مسلمان شوم و به رسالت تو شهادت دهم. پیامبر دستور قتل وی را صادر كرد. سپس دومین اسیر را احضار نمود و اسلام را بر وی عرضه نمود. او نیز از مسلمان شدن امتناع ورزید و گفت: كشته شدن برای من بهتر از مسلمان شدن است؛ مرا به رفیقم ملحق سازید.


هنگامی كه علی علیه السلام خواست گردن او را به دستور پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله بزند، جبرئیل نازل شد و به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله عرضه داشت: «یا مُحَمَّدُ اِنّ رَبَّكَ یَقْرَئُكَ السَّلامَ وَیَقُولُ لا تَقْتُلْهُ فَاِنَّهُ حَسَنُ الْخُلْقِ، سَخِیٌّ فی قَوْمِهِ؛ ای محمد! پروردگارت به تو سلام می رساند و می گوید او را مكش، زیرا كه او فردی خوش خلق و در میان قوم خود سخاوتمند است.»

پیامبر به علی علیه السلام فرمود: یا علی! دست نگه دار و او را نكش و آزادش كن! آن مرد با تعجب پرسید: چرا مرا مثل رفیقم نكشتید و آزاد كردید. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: پیك خدایم به من خبر داد كه تو دارای دو خصلت ارزنده می باشی كه پروردگارم آنها را دوست دارد: خوش خلقی و سخاوت.

با شنیدن این سخن، او شهادتین را بر زبان جاری كرد و اسلام آورد. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هذا مِمَّنْ جَرَّهُ حُسْنُ خُلْقِهِ وَسَخاؤُهُ اِلی جَنّاتِ النَّعیمِ؛(24) این مرد از افرادی است كه حسن خلق و سخاوتش او را به بهشت برین كشانید.»


منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی و آموزشی مبلغان شماره 57 (معاونت تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه علمیه قم)
پی نوشت:

1. سنن النبی، ص21.
2. نهج البلاغه، آخر خطبه قاصعه.
3. سنن النبی، ص21.
4. همان، ص22.
5. همان، ص59.
6. همان.
7. من لا یحضره الفقیه، ج3، ص467.
8. او مردی بزرگوار، شریف، فصیح و محدث بود و از شوهر قبلی حضرت خدیجه علیهاالسلام به نام ابی هالة بن زراره تمیمی متولد شده بود. هند پسر خدیجه علیهاالسلام اوصاف و شمائل و اخلاق و رفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله را برای امام حسن علیه السلام توصیف می كرد. او بسیار مورد علاقه رسول خدا صلی الله علیه و آله بود و بتهای مشركان را می شكست و در جنگ جمل در ركاب علی علیه السلام به شهادت رسید.
9. مكارم الاخلاق، ص12.
10. امالی صدوق، ص12.
11. معانی الاخبار، ص82.
12. قلم/4.
13. فصلت/34 و 35.
14. تفسیر منهج الصادقین، ج9، ص369.
15. وسائل الشیعه، ج16، ص28.
16. شجره طوبی، ج2، ص400.
17. سیره ابن هشام، ج4، ص227؛ تعالیم آسمانی اسلام، ص147.
18. الكنی و الالقاب، ج2، ص115.
19. بحارالانوار، ج9، ص40؛ ناسخ التواریخ، ج1، ص29؛ معجم رجال الحدیث، ج4، ص202.
20. اسراء/7.
21. تفسیر منهج الصادقین، ذیل آیه 4 سوره قلم.
22. تعالیم آسمانی اسلام، ص146.
23. مستدرك الوسائل، ج8، ص449، ح32.
24. امالی صدوق، ص105.

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir