تبلیغات
اَشهَدُ اَنَّ اَمیرالمُومِنینَ عَلیّاً وَلیُّ الله - جرقه تمام مصیبت‌هایی که بر سر کشور آمد از نامه سرگشاده هاشمی زده شد
اللهمّ صلّ علی فاطمة وابیها و بعلها و بنیها و امّها
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم صل علی محمد و آل محمد

و عجل فرجهم


حضرت روح الله:

هیچگاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری، به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل میشود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمیکنند ، لکن ... اگر این اقلیت اشکال تراش و کارشکن به کمک بشتابند تحقق این آمال آسان تر و سریع تر خواهد بود و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده ملیونی بیدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است ... کجروان و اشکال تراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند."
فرازی از وصیتنامه


رهبر معظم انقلاب:

"اگر كسى در مقابل جوانان ادّعا كند و بگوید نظام اسلامى ما هیچ عیبى ندارد و همان قالبى را كه اسلام خواسته، ما پیاده مى‌كنیم، گزاف گفته است. به هیچ وجه اینطور نیست ... اما آنچه كه حقیقت است، این است كه ما به عنوان مسلمانانى كه راهمان را شناخته ایم، تصمیم خود را گرفته‌ایم و نیروى خود را براى این راه گذاشته‌ایم؛ با همه وجود در این راه حركت مى‌كنیم و ادامه خواهیم داد."
دیدار با جوانان اصفهان. ۸۰/۸/۱۲

نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
[cb:blog_page_title]
[cb:post_body1] [cb:post_body2]


طبقه بندی: [cb:post_category_name]،
برچسب ها:[cb:post_tag_name]،


[cb:post_continue_link]
تاریخ : [cb:post_create_date] | [cb:post_create_time] | نویسنده : [cb:post_author_name] | نظرات([cb:post_comment_count])

.: تعداد کل صفحات [cb:pages_total] :. [ [cb:pages_no] ]

.: Weblog Themes By Bia2skin :.
مطالب اخیر وبگاه
مهم و منتشرنشده سید حمید روحانی مورخ انقلاب و یار امام(ره)
جرقه تمام مصیبت‌هایی که بر سر کشور آمد از نامه سرگشاده هاشمی زده شد

چندی پیش حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید حمید روحانی طی سخنرانی مهمی در شهرستان خمین به ریشه‌های حوادث انتخابات و پس از آن پرداخت.

به گزارش رجانیوز، به دلیل اهمیت این سخنرانی که در مردادماه سال جاری ایراد شده اما انعکاس رسانه‌ای چندانی نداشته است، متن کامل سخنان این مورخ انقلاب اسلامی و از یاران نزدیک امام راحل را منتشر می‌کند:

به عنوان مقدمه باید عرض كنم: وقتی كه به تاریخ نگاه می‌كنیم می‌بینیم كه اصولا همه پیامبران الهی، همه مردان خدا برای توحید كلمه و گسترش عدالت مبعوث شده‌اند؛ بزرگ‌ترین هدف پیامبران خدا این بود كه انسان‌ها را از خودپرستی، طاغوت‌پرستی، بت‌پرستی برهانند و به خداپرستی سوق بدهند. بی‌تردید تا روزی كه انسان‌ها از خودپرستی رهایی نیافته‌اند [و] به معنای واقعی كلمه خداپرست نشده‌اند جامعه توحیدی و جامعه‌ای كه در آن عدالت حاكم باشد به‌وجود نمی‌آید. ما آن روز می‌توانیم امید داشته باشیم كه عدالت در جامعه حاكم بشود، انسان‌ها همه عدالت‌خواه شوند، به عدل و قسط و داد اهتمام بورزند، به حق دیگران تجاوز نكنند، ظلم و ستم در جامعه برچیده شود كه در جامعه خداپرستی حاكم باشد، انسان‌ها از خودپرستی رهیده باشند، خودخواهی‌ها، خودبینی‌ها، طاغوت‌پرستی‌ها و صفات رذیله طاغوتی از انسان‌ها زدوده شود؛ این امكان ندارد مگر اینكه انسان‌ها به معنای واقعی كلمه خدا را بشناسند و خدایی بشوند و تمام تلاش انبیا و اولیای خدا همین بوده كه انسان‌ها را به خدا متوجه كنند «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط»؛ تمام تلاش‌ها [برای] این است كه انسان‌ها به قسط و عدل بسیج بشوند [و به سوی آن] كشیده بشوند و این امكان ندارد مگر اینكه خداپرست بشوند؛ وقتی كه انسان به خداپرستی كاملا عنایت پیدا كرد [و] از شرك و خودپرستی رهایی پیدا كرد آن وقت است كه می‌تواند در انتظار منجی عالم باشد. وقتی كه باب مسائل انتظار را مورد بررسی قرار می‌دهیم می‌بینیم كه ما دو نوع انتظار داریم؛

1. انتظار سازنده
2. انتظار مخرب و ویران‌كننده

اگر انسان به معنای واقعی كلمه خدایی شد، از خود رهید [و] از نفسانیات دوری گزید انتظار او می‌تواند انتظاری سازنده‌ باشد. اگر دچار نفسانیات شد دچار پلیدی‌ها و آلودگی‌ها شد آن وقت است كه می‌بینیم انتظار او انتظاری فلج‌كننده است، انتظار درستی نیست. یك تفاوت اجمالی بین انتظار سازنده و انتظار مخرب وجود دارد كه باید آن را به طور مختصر خدمتتان عرض كنم؛ انتظار سازنده این است كه انسان‌ها به معنای واقعی كلمه در انتظار ظهور هستند، در انتظار منجی هستند در این راه گام برمی‌دارند، در این راه تلاش می‌كنند؛ چگونه؟ شما ببینید وقتی مهمان محترمی دارید دو كار می‌كنید: یكی اینكه خودتان را آرایش می‌كنید و لباس نظیف می‌پوشید، یكی اینكه زندگی را نظافت می‌بخشید. در بعد معنوی كسانی كه در انتظار آن حضرت هستند و انتظار آنها انتظاری سازنده است اقداماتی انجام می‌دهند؛

اولین ویژگی انتظار سازنده خودسازی است؛ انسانی كه در انتظار ظهور حضرت است در گام نخست تلاش می‌كند خودش را اصلاح كند، خودش را از پلیدی‌ها نجات ببخشد؛ بغض و حسد و كینه و عداوت و خودخواهی و خودبینی در او نباشد، خودساخته باشد، مهذب باشد.

دومین ویژگی انتظار سازنده، محیط‌سازی است؛ انسانی كه در انتظار ظهور است بعد از خودسازی بلافاصله به سراغ محیط‌سازی می‌رود؛ سر در لاك خودش فرو نمی‌برد و نمی‌گوید حالا كه من سرگرم خودسازی هستم كاری به كار دنیا ندارم. سعی می‌كند كه بلافاصله بعد از خودسازی جامعه را اصلاح كند و محیط اطراف خودش را مهذب سازد. انسانی كه در انتظار ظهور است و انتظار او یك انتظار سازنده است تلاش می‌كند زمینه ظهور را فراهم كند؛ وقتی كه قرار است یك مهمان عزیزی وارد بشود شما راه را درست می‌كنید، جاده را اصلاح می‌كنید، محیط را آماده می‌كنید، امنیت را حفظ می‌كنید. در جهت انتظار سازنده باید زمینه فراهم بشود؛ محیطی، پایگاهی، كانونی به‌وجود بیاید كه از آن كانون و از آن پایگاه بتوان در جهت پیشبرد مسئله ظهور استفاده كرد اما اگر در كشوری جامعه به آلودگی كشیده شده، طاغوت حاكم است، ظلم و ستم حاكم است، در آن محیط و در آن جامعه انتظار به آن معنا نیست لااقل زمینه برای ظهور فراهم نشده است.

سومین گامی كه در انتظار سازنده باید برداشته شود این است كه با دشمنان ظهور و فرج حضرت مقابله ‌شود؛ كسانی كه در انتظار ظهور هستند تلاش می‌كنند كه با طاغوت‌ها، با شیاطین، با عناصر از خدا بی‌خبری كه درست در مقابل راه عدالت حركت می‌كنند، جنایتكارند، ظلم‌پیشه هستند، ستمگرند مقابله شود. انسانی كه در انتظار ظهور است با طاغوت، با زورمداران، با جهانخواران مبارزه آشتی‌ناپذیر دارد. در مقابل آنها كوتاه نمی‌آید و با ستمگران، با انحصارطلبان، با خودپرستان مقابله می‌كند؛ این از علائم انتظار سازنده است. از دیگر ویژگی‌های انتظار سازنده مقاومت است، انسانی كه در انتظار ظهور است از حركت و خروش و خیزش و مقابله و مبارزه هیچ‌گاه خسته نمی‌شود تمام تلاشش این است كه مبارزه را ادامه بدهد مقاومت داشته باشد، ثابت‌قدم باشد، چنین فردی هیچ وقت از مبارزه خسته نمی‌شود، هیچ‌وقت ناامید نمی‌شود، یأس و ناامیدی در حركت و در قاموس او مفهوم ندارد؛ این معنای انتظار سازنده است. از دیگر ویژگی‌های انتظار سازنده این است كه انسان در راه اتحاد و انسجام جامعه حركت ‌كند، تلاش كند جامعه اسلامی را به اتحاد و انسجام بكشاند، وحدت را در جامعه حاكم كند، توده‌های مستضعف را با هم آشنا سازد و اینها را با هم همراه كند. اما انتظار مخرب؛ عمل كسی است كه فقط با زبان می‌خواهد بگوید «عجل علی ظهورك»، اولین ویژگی كسی كه به طور كلی از راه انتظار دور است و جز لفظ چیزی به همراه ندارد این است كه عافیت‌طلب است. سستی و بی‌حالی و دوری‌گزینی از خطر، ضرر، خشم و قهر از ویژگی‌های او است. سعی می‌كند خودش را از همه بلاها، مشكلات، مصائب دور نگهدارد كه كوچك‌ترین ضررو زیانی به شخصیت، مال، جان و اموال و اولاد او وارد نشود؛ این انتظار مخرب است.

دومین ویژگی انتظار مخرب این است كه طرف سازشكار است، تسلیم‌طلب است، دنبال این است كه با زورمداران و جهانخوران به نحوی كنار بیاید، در مقابل قدرتمندان همیشه تسلیم است، همیشه حالت ذلت‌پذیری دارد؛ «مرگ بر امریكا نگویید، پرچم امریكا را آتش نزنید، با سیاست امریكا مخالفت نكنید، با عرف بین‌المللی مخالفت نكنید، اینها برای ایران هزینه دارد» انگار دلش برای ایران و هزینه ایران سوخته. اصل قضیه چیست؟ اصل قضیه این است كه در مقابل قدرتمندان ضعیف است، تسلیم است، كوچك‌ترین تهدیدی از سوی دشمن لرزه به اندام او می‌اندازد، این شخص در انتظار ظهور نیست، از انتظار دور است، اسیر نفس است، اسیر شیطان است و نمی‌تواند در مقابل قدرتمندان استقامت كند چرا؟ برای اینكه آن ویژگی‌ای كه اول عرض كردم؛ خدایی شدن، فقط خدا را دیدن و خود را ندیدن در او نیست. وقتی انسان اسیر نفس باشد و برای او مسئله خویش و خود و خودخواهی و خودبینی وجود داشته باشد و در مقابل دشمن ضعیف باشد این‌گونه است. آنچه كه می‌تواند انسان را در مقابل قدرت‌ها مقتدر سازد، مقاوم سازد ارتباط قلبی با خدا است «الا بذكر الله تطمئن القلوب» انسانی كه قلبش با خدا است، با خدا ارتباط دارد، با خدا پیوند دارد، قلم او، قدم او، حركت او، سخن او خدایی است از هیچ‌چیز نمی‌ترسد، از هیچ قدرتی پروا ندارد، هیچ كسی را اصلا قدرت نمی‌بیند اینها را در مقابل قدرت الهی ناچیز می‌بیند. انسانی كه دچار خودخواهی و خودبینی است نمی‌تواند یك منتظر واقعی باشد، ممكن نیست انتظار او انتظار حقیقی باشد یكی از ویژگی‌های كسانی كه انتظارشان واقعی نیست و ظاهری و زبانی است این است كه گاهی با دشمن هم‌صدا می‌شوند. سخنانشان، موضع‌گیری‌هایشان، حرف‌هایشان حرف‌های دشمن است وقتی شما رادیوهای بیگانه را گوش می‌دهید، وقتی كه سخنان استكبار جهانی و دشمنان اسلام و این ملت و این كشور را گوش می‌دهید می‌بینید این همان حرف‌هایی است كه در ایران عده‌ای آنها را تكرار می‌كنند یا همان چیزی را كه اینها می‌گویند خارجی‌ها تكرار می‌كنند؛ با هم هم‌صدا هستند، همراه هستند، یك‌جور سخن می‌گویند.

در جریان انتخابات امسال چیزی كه بسیار برای ملت ما دردناك بود این بود كه می‌دیدیم موضع بسیاری از كسانی كه در این كشور نان انقلاب را خوردند اعتبارشان، حیثیتشان، شخصیتشان، آبرویشان به بركت امام و انقلاب بوده با موضع شیطان بزرگ با موضع رژیم صهیونیستی همسان بود، هم‌صدا بودند، همراه بودند این فاجعه است اینها راهشان از راه خدا جداست از راه امام زمان جداست اینها نمی‌توانند منتظران واقعی باشند اینها كسانی هستند كه اسیر قدرتند، اسیر نفسند وقتی انسان اسیر نفس شد طبیعی است كه در مقابل قدرتمندان و زورمداران این‌گونه خواهد بود.

یكی از بزرگ‌ترین ویژگی‌‌های امام خمینی (سلام الله علیه) این بود كه از منتظران واقعی بود. چرا؟ برای اینكه در گام نخست از خودرسته بود یكپارچه خدایی بود، خدا را می‌دید، جز به خدا نمی‌اندیشید، هیچ‌گاه «خود» برایش مطرح نبود، منیت نداشت، سخنش، قلمش، قدمش یكپارچه برای خدا بود و چون یكپارچه خدایی بود، غیر خدا اصلا برای او اهمیتی نداشت. اینكه می‌گفت: «امریكا هیچ غلطی نمی‌تواند بكند» برای همین بود كه امریكا را قدرت نمی‌دید جز خدا كسی برای او قدرت نبود دیگران ناچیز بودند برای اینكه امام در گام نخست خودش را اصلاح كرد؛ از منیت و از كیش شخصیت نجات پیدا كرد و بلافاصله به محیط‌سازی پرداخت. دوری‌گزینی امام از منیت و كیش شخصیت‌ تا آنجا بود كه اگر در محفل و مجلسی از او ستایش می‌شد امام به شدت ناراحت می‌شد به شدت عصبانی می‌شد. بارها عرض كردم وقتی آیت‌الله عظمی بروجردی(اعلی‌الله مقامه) از دار دنیا رحلت كردند از روز رحلت تا چهلمین روز درگذشت ایشان در مساجد مختلف قم مجلس ترحیم برگزار می‌شد؛ علما، مراجع، بزرگان، حضور پیدا می‌كردند اما امام در این مراسم حضور پیدا نمی‌كرد. اینكه امام در مراسم ختم آقای بروجردی حضور پیدا نكردند باعث حرف و حدیث شد. جمعی می‌گفتند: «بین ایشان و آقای بروجردی اختلاف نظر بود و به همین دلیل ایشان در این‌گونه مراسم حضور پیدا نمی‌كنند» چند نفر از اساتید خدمت امام رفتند و عرض كردند: «خوب است كه شما در مراسم بزرگداشت آقای بروجردی شركت داشته باشید این عدم شركت شما باعث حرف و حدیث شده» امام فرموده بودند: «اتفاقا من خیلی مایل بودم كه در این مراسم حضور پیدا كنم اما یك بار كه وارد یكی از این مجالس شدم برخوردی با من شد كه برای من ناخوشایند بود لذا تصمیم گرفتم كه دیگر در این‌گونه مراسم حضور پیدا نكنم» برخورد ناخوشایند چه بود؟ برخورد ناخوشایند این بود كه وقتی امام وارد مجلس می‌شود قاری قرآن می‌گوید: «برای سلامتی آیت‌الله خمینی صلوات ختم كنید.»

این شعار برای امام به عنوان یك برخورد ناخوشایند تلقی می‌شود و لذا تصمیم می‌گیرد كه دیگر در این مراسم حضور پیدا نكند كه بعد آن اساتید گفتند: «ما قول می‌دهیم وقتی شما وارد مجلس می‌شوید كسی شعار ندهد» و بعد از آن امام در بعضی از آن مراسم شركت می‌كرد. ببینید تا این حد امام از خودرسته بود، از خود دوری جسته بود این انسان از خودرسته می‌تواند عدالتخواه باشد اگر دم از عدالت می‌زند واقعی است، حقیقی است، جنبه شعار ندارد، جنبه ظاهری ندارد، به معنای واقعی كلمه می‌خواهد عدالت را در جامعه حاكم كند. خاطره‌ای برای شما بگویم:

تابستان بود؛ امام در نجف در حیاط منزلشان نشسته بود و مطالعه می‌كرد. شخصی به نام مشدی حسین، خدا رحمتش كند، در بیت امام كار می‌كرد و مأمور خرید بود از بیرون آمد گوشت خریده بود داشت آنجا گوشت را می‌شست امام كه مشغول مطالعه بود چشمش به این گوشت افتاد سؤال كرد: «مشدی حسین! این قصاب به همه مشتریانش این‌گونه گوشت می‌دهد؛ گوشت لخم كم‌استخوان بی‌چربی؟» مشدی حسین كه پیرمرد ساده‌ای بود گفت: «نه حاج آقا! این قصاب از علاقه‌مندان شماست، مقلد شماست، مرید شماست روی علاقه‌ای كه به شما دارد این گوشت را می‌دهد.» امام فرمود: «مشدی حسین! از فردا دیگر حق نداری از این قصاب برای من گوشت بگیری. وقتی كه این قصاب گوشت لخم كم‌استخوان بی‌چربی را به من می‌دهد پیه و چربی و استخوانش را به دیگری می‌دهد و حق دیگری ضایع می‌شود این اجحاف در حق دیگری است.» این قصاب نامش حاج محمود بود، پیرمردی بود خدا رحمتش كند، من یك‌بار رفتم از او گوشت بگیرم گفت: «من نمی‌دانم چه كار كرده‌ام كه سید خمینی رابطه‌اش را، معامله‌اش را با من قطع كرده دیگر مشدی حسین نمی‌آید از ما گوشت بگیرد» و چشمهایش پر از اشك شد تعجب كردم رفتم تحقیق كردم معلوم شد قضیه این است. خب حساب كنید امروز من و شما وقتی به میوه‌فروشی می‌رویم اگر فروشنده به ما اجازه ندهد كه میوه را سوا كنیم اصلا با او قطع رابطه می‌كنیم، قطع معامله می‌كنیم پس ما هنوز عدالتخواه نشده‌ایم، هنوز به مرحله‌ای نرسیده‌ایم كه واقعا خواستار عدالت باشیم، همه از عدالت دم می‌زنیم همه می‌گوییم كه چرا در كشور ما ظلم است، اجحاف است، تجاوز است، عدالت نیست اما این تنها در زبان است عدالت را برای خود می‌خواهیم همه چیز را برای خودمان می‌خواهیم سعی می‌كنیم در صف نانوایی یا دیگر بتوانیم چند قدمی جلوتر برویم دیگران را پشت سر بگذاریم و حق دیگران را نادیده بگیریم، در رانندگی سعی می‌كنیم كه سبقت بیجا بگیریم، از چراغ قرمز رد بشویم اینها نشانه این است كه هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم كه عدالتخواه باشیم؛ امام به این مرحله رسیده بود؛ خود را نمی‌دید، كیش شخصیت را در خودش از بین برده بود، می‌بینید كه دنبال این بود كه عدالت را اجرا كند بلافاصله بعد از خودسازی به محیط‌سازی پرداخت؛ در چه زمانی؟ در همان دوران رضاخان. در همان زمانی كه رضاخان در این كشور روضه را ممنوع كرده بود، تبلیغ و وعظ را ممنوع كرده بود، در مساجد را بسته بود امام عصر روزهای پنجشنبه‌ در مدرسه فیضیه مجلس وعظ داشت، درس اخلاق داشت. شخصیت‌هایی مانند شهید مطهری، شهید مدنی و شهید صدوقی در مكتب اخلاق امام تربیت شدند. امام بلافاصله بعد از خودسازی به محیط‌سازی پرداختند.

یكی از ویژگی‌های امام این بود كه به مردم عشق می‌ورزید؛ به مردمش علاقه داشت، دوست داشت به مردمش خدمت بكند. وقتی كه بعد از پیروزی انقلاب كسانی به حضور امام می‌آمدند و از كارهای عمران و آبادی، شهرسازی، خیابان‌بندی، پل‌سازی و سدسازی صحبت می‌كردند امام لذت می‌برد، خوشحال می‌شد. امام به افكار مردم احترام می‌گذاشت؛ كم نیستند كسانی كه دم از مردم می‌زنند، سیاستمدارانی كه تا وقتی به قدرت نرسیده‌اند از خلق سخن می‌گویند، از مردم حرف می‌زنند، دم از مردم می‌زنند اما وقتی به قدرت می‌رسند دیگر مردم فراموش می‌شوند وقتی كه امام به قدرت رسید بر قلب‌ها حكومت می‌كرد یك ایران بود و یك امام؛ هرچه امام می‌گفت مردم با دل و جان می‌پذیرفتند ولی هرگز حاضر نشد نظر خودش را بر مردم تحمیل كند؛ وقتی كه بنی‌صدر برای كاندیدای ریاست جمهوری شدن خدمت امام رفت، امام به او گفت: «صلاحیت نداری!» الان در فرانسه خاطرات بنی‌صدر منتشر شده خوشبختانه خودش در خاطراتش نوشته: «وقتی من رفتم به امام عرض كردم كه می‌خواهم برای ریاست جمهوری كاندید بشوم امام فرمود: شما صلاحیت نداری برای اینكه اولا به اصل ولایت فقیه اعتقاد نداری ثانیا نسبت به روحانیت ذهنیت منفی داری سوم اینكه به طور كلی روحیه انقلابی نداری.» (ظاهرا سومین نكته این بود) در عین حال بنی‌صدر آمد كاندید شد مردم هم از او استقبال كردند و به او روی آوردند. امام حتی اگر به صورت غیرمستقیم به گوش مردم می‌رساند كه نسبت به بنی‌صدر ذهنیت منفی دارد محال بود مردم به بنی‌صدر رأی بدهند ولی امام اجازه داد مردم بیایند نظر خودشان را بگویند، خودشان انتخاب كنند، روی پای خودشان بایستند، متكی به شخص دیگری نباشند درعین حال هم اگر اشتباه كردند بالاخره تجربه می‌آموزند امام نظر مردم را تنفیذ كرد؛ در روز تنفیذ رأی، امام جمله‌ای گفت كه اهل نظر دریافتند كه امام نسبت به بنی‌صدر ذهنیت دارد. فرمودند: «آقای بنی‌صدر بداند كه حب الدنیا راس كل خطیئه» امام تا این حد نسبت به نظر مردم احترام گذاشت؛ درست است كه با ریاست جمهوری بنی‌صدر ضرر زیادی دیدیم فاجعه بزرگی برای كشور به‌وجود آمد اما در عین حال امام احساس می‌كرد اگر مردم متكی به فرد باشند، حكومت فردی در جامعه حاكم بشود با رفتن فرد همه‌چیز می‌رود. مردم باید روی پای خودشان بایستند. و با اندیشه و تجربه خویش كشور را پیش ببرند، از این‌رو هیچ‌گاه نظر خود را بر مردم و مسئولین تحمیل نمی‌كرد. بلكه در برابر نظر اكثریت كوتاه می‌آمد وقتی می‌خواستند آقای شیخ حسینعلی منتظری را به عنوان قائم‌مقام تعیین كنند امام فرمودند: «این كار را نكنید!» شاید علتش را نفرمودند فقط گفتند: «این كار را نكنید! صلاح نیست.» مجلس خبرگان برخلاف نظر امام، آقای منتظری را به عنوان قائم‌مقام تعیین كرد می‌بینیم امام بعد از آن نه كوچك‌ترین اعتراضی كردند و نه انتقادی كردند، به نظر خبرگان احترام گذاشتند و تاروزی كه آقای منتظری به طور كلی در مقابل نظام، امام و انقلاب نایستاده بود او را تحمل كردند. در موارد بسیاری امام نظر دیگری داشتند ولی به نظر مردم و به نظر مسئولان احترام می‌گذاشتند. از دیگر ویژگی‌های حضرت امام این بود كه به اصل ولایت فقیه اهتمام ویژه‌ای داشتند. خیلی‌ها از من سؤال می‌كنند: «چرا امام تا سال 1342 نهضتشان را آغاز نكردند و به مبارزه برنخاستند؟» علت‌العللش این بود كه كه امام پیرو ولایت فقیه بود؛ تا وقتی كه آیت‌الله عظمی بروجردی(اعلی‌الله مقامه) زعامت جهان تشیع را بر عهده داشتند امام به خودشان اجازه ندادند كه برخلاف نظر و رأی ایشان حركتی بكنند و سخنی بگویند و كاری صورت بدهند البته به محضر ایشان می‌رفتند، اعتراض می‌كردند، پیشنهاد می‌دادند، انتقاد می‌كردند اما وقتی از محضر ایشان بیرون می‌آمدند كوچك‌ترین سخنی برخلاف رأی و نظر ایشان نمی‌گفتند چون پیرو اصل ولایت فقیه بودند؛ این كسی است كه منتظر ظهور حضرت است. كه با همه قدرت خود، محیط و زمینه را برای ظهور حضرت آماده كرد.

اما ما در جریان این انتخابات كسانی را دیدیم كه اگر از دستشان برمی‌آمد، اگر قدرت داشتند حاضر بودند ایران به یك ویرانه جغدنشین بدل شود ولی خودشان به قدرت برسند، حاضر بودند این كشور را به خاك و خون بكشند تا به قدرت برسند. دیدیم چگونه رأی و نظر مقام معظم رهبری را نادیده گرفتند، دیدیم كه به اسم قانون چگونه قانون را زیر پا گذاشتند، دیدیم چگونه به نام مبارزه با دروغ‌گویی به این ملت دروغ گفتند. طبیعی است كه اینها نمی‌توانند انسان‌هایی باشند كه در جهت ظهور حضرت قدمی بردارند و كمكی بكنند. خودشان اسیر نفس هستند چگونه می‌توانند به این كشور خدمت بكنند؟ به اسم اینكه ‌می‌خواهند با قانون‌شكنی، با قانون‌گریزی مبارزه كنند كاندید شدند اما خودشان قانون‌شكنی كردند. هنوز رأی‌گیری تمام نشده بود، هنوز مردم پای صندوق‌های رأی بودند كه اینها آمدند اعلام كردند: «خبرنگارها! بیایید! من رئیس جمهور شدم.» این دهن‌كجی به مردم بود، این پشت كردن به قانون بود، این زیر پا گذاشتن قانون بود. در كشوری كه مردم پای صندوق‌های رأی آمدند و 40 میلیون رأی دادند، با اینكه نمایندگان آنها پای اكثر صندوق‌ها حضور داشتند نتوانستند كوچك‌ترین سندی ارائه بدهند كه در این انتخابات تقلب شده است ولی آمدند با حیثیت این نظام، با حیثیت انقلاب، با حیثیت امام، با حیثیت اسلام بازی كردند و در بوق و كرنا دمیدند كه در این انتخابات تقلب شده است! و آب به آسیاب دشمن ریختند. وزارت كشور به اینها اجازه تظاهرات نداد برخلاف قانون مردم را به خیابان‌ها كشاندند و به تظاهرات دست زدند؛ این كار كسانی بود كه به اصطلاح ادعای قانون‌مداری داشتند! از آن طرف كسانی كه به قدرت رسیدند دچار غرور شدند، ای كاش اینها از تاریخ عبرت می‌گرفتند! ای كاش اینها می‌آمدند می‌دیدند كه آن كسانی كه به خاطر قوم و خویش‌پرستی، خودپرستی و غرور راهشان را از امام و انقلاب جدا كردند به چه سرنوشتی دچار شدند و سرنوشت شیخ حسینعلی منتظری را مطالعه می‌كردند؛ سرنوشت كسی را كه روزی مرد شماره 2 خوانده می‌شد مورد مطالعه قرار می‌دادند و می‌دیدند كه این شخص وقتی كه راهش را از مردم جدا كرد و خودخواهی و غرور او را به آن جایی كشاند كه خواب امپراتوری می‌دید و فكر می‌كرد باید رهبر معظم انقلاب در دست او باشد، آلت دست او باشد نظر او را اجرا كند. وقتی دید كه مقام معظم رهبری در مقابل نفسانیات تسلیم نمی‌شود و نمی‌خواهد تسلیم شود دیدید كه راه خودش را جدا كرد شیوه‌ دیگری در پیش گرفت، ساز دیگری زد اما چوبش را خورد. دیدید همان كسی كه در كشور مرد شماره 2 خوانده می‌شد در انتخابات مجلس پنجم یا ششم نفر سی‌ و دوم، سی و سوم قرار گرفت، دیدید كه در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم با سر و مغز زمین خورد. ای كاش اینهایی كه امروز دارند دچار غرور می‌شوند و به خودپرستی و قوم و خویش‌پرستی روی می‌آورند و به نظر رهبری توجه نمی‌كنند بدانند كه سرنوشت شومی در انتظار آنها است! این ملت بیدار است. این ملت آگاه است؛ میدان را برای همه‌ كسانی كه ادعا دارند باز می‌كند و می‌گوید: «بفرمایید!» ولی وقتی آمدند ماهیت خودشان را بروز دادند آن وقت است كه می‌بینیم مردم به آنها پشت می‌كنند و دست رد به سینه آنها می‌زنند. خیلی‌ها فكر می‌كنند دوم خرداد جریان دیگری بود؛ نه! دوم خرداد با سوم خرداد و 15 خرداد و 22 خرداد هیچ فرقی نمی‌كرد آنهایی كه در جریان دوم خرداد رأی آوردند با شعار «فرزند فاضل امام» با شعار «درود بر سه سید فاطمی؛ خمینی، خامنه‌ای، خاتمی» با این‌گونه شعارها جلو آمدند مردم فكر كردند اینها كسانی هستند كه پیرو خط امام هستند، دارند راه امام را دنبال می‌كنند، بنابراین به آنها رأی دادند اما وقتی كه معلوم شد راه اینها راه دیگری است، شعار اینها شعار امام نیست، شعار انقلاب نیست و اینها آرمان‌های انقلاب را زیر پا می‌گذارند؛ سخن از «تشنج‌زدایی» می‌كنند! می‌گویند، «مرگ بر امریكا نگویید» مردم به اینها پشت كردند و به دنبال آن دیدیم كه آنها نه در انتخابات شهرداری رأی آورند نه در انتخابات مجلس رأی آوردند نه در جریان ریاست جمهوری نظام اسلامی رأی آوردند همین 13 میلیون رأیی كه این‌دفعه یكی از كاندیداها آورد برای این بود كه مردم فكر می‌كردند این شخصی كه 8 سال نخست‌وزیر دوران امام بوده لابد به خط امام و خط رهبری وفادار است اگر یك روز دیگری او به صحنه بیاید مسلما یكصدم آن رأی را هم نخواهد داشت و آنهایی كه امروز دچار غرور شده‌اند و حركاتی از آنها سر می‌زند كه نشان می‌دهد غرور آنها را به گونه‌ای فراگرفته كه فكر می‌كنند می‌توانند نظر رهبری را نادیده بگیرند باید بدانند كه به سرنوشت شوم كسانی مبتلا می‌شود كه قبل از آنها بودند.

من در پایان نكته‌ای را به شما عزیزان یادآوری كنم و بعد هم برای پاسخ به سؤالات آماده هستم و تقاضایی كه دارم این است كه برادری سؤالات را بخواند و من جواب بدهم اما نكته‌ای كه در پایان باید عرض كنم این است كه عزیزان من! استكبار جهانی و در رأس آن شیطان بزرگ از آن روزی كه انقلاب به پیروزی رسید تا به امروز توطئه‌های مختلفی را در جهت در هم شكستن انقلاب درپیش گرفت؛ تحریم اقتصادی، جنگ تحمیلی، ترورهای داخلی، جوسازی‌ها، باندبازی‌ها، جناح‌بندی‌ها این مسائل را به صورت مبسوط و مفصل دنبال كرد اما نتیجه‌ای نگرفت آمدند ارزیابی كردند كه ببینند مشكل اساسی چیست؛ به این نتیجه رسیدند كه بزرگ‌ترین سدی كه در مقابل توطئه اینها ایستاده مقام معظم رهبری است امروز تمام قدرتشان را به‌كار گرفتند، بودجه اختصاص دادند، نیروهای ضدانقلاب را در داخل و خارج بسیج كردند و هدفشان در هم شكستن اصل ولایت فقیه و مسئله رهبری است من فقط به عنوان اشاره چند نمونه از سخنان و برنامه‌هایشان را برای در هم شكستن اصل ولایت فقیه و دور داشتن مردم از رهبری و تضعیف رهبری خدمتتان عرض كنم: «ادوارد واشرلی» مسئول سابق شبكه جاسوسی سیا، در میزگردی اعلام كرد: «اگر نظام ولایت فقیه در ایران از هم بپاشد آنگاه می‌توان گفت جمهوری اسلامی ایران تغییر ماهیت داده است» رادیو رژیم صهیونیستی اعلام كرد: «یك اصل در قانون اساسی ایران هست كه در این سال‌ها بسیار دردساز بوده و آن اصل ولایت فقیه است» «هینری پرگت» از مسئولان سابق سازمان سیا در امور ایران، كه در وزارت امور خارجه امریكا كار می‌كند، در این خصوص گفت: «اگر تجدید نظرطلبان در ایران بتوانند از حریم ولایت و رهبری عبور كنند و از آن طریق ولایت فقیه را در كشتی تردید سوار كنند در آن روز بار سنگینی از دوش امریكا برداشته خواهد شد» اینها تمام قدرتشان را به‌كار گرفته‌اند كه مسئله رهبری را زیر سؤال ببرند؛ هدفشان مقام معظم رهبری است. امروز تكیه‌گاه مقام معظم رهبری در این دنیای وانفسا بعد از خدا فقط به شما ملت است می‌بینیم كه دست‌های مرموز، عناصر خودخواه، انحصارطلب و قدرت‌طلب با تمام قوا سعی می‌كنند كه به این ندای شیطان بزرگ لبیك بگویند و مقام معظم رهبری را تضعیف كنند. امروز بزرگ‌ترین وظیفه‌ ملت این است كه در مقابل این توطئه‌ها بایستند و با همه‌ قدرت پشتیبان ولی‌فقیه باشند تا این استقلالی كه امروز ایران دارد، این آزادی‌ای كه ایران دارد، این قدرتی كه ایران دارد حفظ شود و این انقلاب انشاءالله به انقلاب حضرت مهدی(عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) پیوند بخورد. امام عزیز ما انقلاب اسلامی ایران را به‌وجود آوردند تا پایگاه و كانونی برای ظهور آن حضرت باشد و وظیفه‌ ماست كه انشاءالله این انقلاب، این كانون و این پایگاه را به بهترین نحو حفظ كنیم و انشاءالله انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) متصل كنیم. من بار دیگر از شما عزیزان؛ خواهران و برادران كه در این هوای گرم تحمل كردید و به عرایض من گوش دادید تشكر می‌كنم و از سروران روحانی به سهم خودم عذر می‌خواهم و آماده‌ پاسخگویی به سؤالات هستم.

مجری برنامه: بسم الله الرحمن الرحیم. اكثریت سؤالات در رابطه با سخنرانی آقای رفسنجانی هستند سؤال فرموده‌اند: دیدگاه شما نسبت به آقای هاشمی رفسنجانی به چه صورتی است؟

آقای روحانی: این آیه‌ شریفه همیشه جلوی چشم من قرار دارد: «احسب ‌الناس ان یتركوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون» آیا مردم فكر می‌كنند همین كه گفتند ما ایمان آوردیم رها می‌شوند و مورد آزمایش قرار نمی‌گیرند؟ همه‌ انسان‌ها در معرض آزمایش خدا هستند من در نجف كه در خدمت امام بودم می‌دیدم امام در پایان غالب نامه‌هایی كه برای اشخاص و افراد مختلف می‌نوشتند توجه داشتند كه این جمله را بنویسند: «از جنابعالی برای حسن عاقبت خودم التماس دعای خیر دارم» عاقبت به خیری مسئله‌ بسیار مهمی است همه‌ ما در معرض خطر هستیم به تعبیر حضرت علی(علیه‌السلام): «والله لتغربلن غربله» همه ما را در این دیگ جوشان طبیعت انداخته‌اند و دارند زیر ورو می‌كنند تا جهنمی‌ها به درستی شناخته شوند؛ آقای هاشمی رفسنجانی سابقه‌ ممتدی در مبارزه داشتند از آن روزی كه امام نهضت را آغاز كردند ایشان سر در راه امام گذاشتند مبارزه كردند، زندان رفتند، شكنجه دیدند، زجر كشیدند اما چیزی كه باعث لغزش ایشان شد غروری است كه ایشان را گرفت؛ شما اگر كتاب خاطرات ایشان را مطالعه كنید می‌بینید كه ایشان مطالب را به گونه‌ای ذكر می‌كند كه انگار ایشان به نحوی امام را هدایت می‌كرده!! راهنمایی می‌كرده!! رهنمود می‌داده!! و امام در خیلی موارد مجری نظرات ایشان بوده است!! و در مواردی كه امام به نظریات ایشان توجه نمی‌كرده اشتباه پیش می‌آمده است! من اگر بخواهم وارد نكات نادرستی كه در خاطرات ایشان مطرح شده بشوم بحث خیلی طولانی می‌شود اما برای شناخت ایشان خوب است كه افراد خاطرات ایشان را مطالعه كنند در جای‌جای خاطرات، ایشان مطالب را به گونه‌ای ذكر می‌كند كه انگار ایشان بوده كه داشته نهضت اسلامی و این انقلاب را پیش می‌برده و راهنمایی می‌كرده است! در صورتی كه وقتی ما نگاه می‌كنیم می‌بینیم بزرگ‌ترین اشتباهی كه ایشان كرد، كه جبران‌ناپذیر بود، در جریان سازمان منافقین بود؛ ایشان با همه قدرت به حمایت از سازمان منافقین برخاست، از آنها حمایت كرد و آنها را تقویت كرد، بهترین جوانان مسلمان را تشویق كرد كه به سازمان بپیوندند و در مقابل نظر امام ایستاد. من یادم است كه در سال 1354 آقای هاشمی رفسنجانی را در لبنان دیدم هم ایشان با لباس شخصی بود هم من با لباس عربی؛ با چفیه و دشداشه و عینك دودی بودم؛ لبنان محیطی جاسوسی بود جاسوس‌های شاه در آنجا قوی بودند اگر با لباس روحانی می‌رفتم در خطر بودم هر وقت به لبنان می‌رفتم تا كتابی چاپ كنم یا در آنجا كاری داشتم با لباس مبدل می‌رفتم. ایشان من را نشناخت، من ایشان را شناختم و بعد از 10 سال كه همدیگر را ندیده بودیم با هم خوش و بش و حال و احوال كردیم بعد ایشان گفتند: «من [به] نجف رفته بودم خدمت امام رسیدم به امام عرض كردم: من پارسال هم به قصد آمدن به نجف از ایران بیرون آمدم ولی نتوانستم ویزای عراقی بگیرم و امسال موفق شدم ویزای عراقی گرفتم و برای ملاقات شما آمدم پارسال به یك قصد آمدم امسال به قصد دیگری آمدم، پارسال ...» یعنی در سال 1353 «آمدم كه از شما در حمایت از سازمان مجاهدین خلق اعلامیه بگیرم و امسال آمدم بگویم ما اشتباه ‌كرده بودیم شما درست می‌فرمودید» حالا سال 53 سالی بود كه سازمان منافقین تغییر ایدئولوژی داده، ماهیتش را برملا گردیده، بسیاری از آنان، كمونیست شده‌اند، بچه‌مسلمان‌ها را كشته‌اند، آن جنایات را كرده‌اند؛ خب این زندگی سیاسی‌ ایشان بوده است با این اشتباهات آشكار و فاحش خود را در حد امام می‌نمایانند و داعیه رهبری دارد، لیكن می‌بینیم امام در نجف غریب بود، تنها بود، راه ارتباط با ایران قطع بود، شاه و صدام بر سر اروندرود با هم اختلاف داشتند، به كلی مرزها را بسته بودند سال‌ها حتی یك ایرانی نتوانست به عراق بیاید در چنین شرایطی وقتی كه نمایندگان سازمان منافقین آمدند با امام ملاقات كردند علی‌رغم اینكه از آقای هاشمی رفسنجانی، آقای منتظری، آقای طالقانی [و] از علمای دیگر نامه‌هایی در جهت تأیید خود آورده بودند امام گفت: «من به این نامه‌ها كار ندارم خودم باید شما را بشناسم» چند جلسه كه با اینها حرف زد فهمید اینها منحرف هستند و اینها را تأیید نكرد ولی می‌بینیم كه آقای هاشمی با تأیید اینها بزرگ‌ترین ظلم را به نسل جوان كرد كه بهترین جوان‌های ما با تشویق او به سازمان پیوستند و نفله شدند؛ خب ایشان با این وضع می‌آید در خاطراتش به گونه‌ای خاطره‌بافی می‌كند كه انگار او بوده كه امام را هدایت و راهنمایی می‌كرده است! این روحیه خودخواهی كار دستش داد بعد از امام ایشان فكر می‌كرد كه یك امپراتوری اسلامی در ایران به رهبری او تشكیل می‌شود، به ظاهر مقام معظم رهبری، رهبر است ولی مقام معظم رهبری هم حتما باید نظریات او را اعمال كند و دنباله‌رو نظریات او باشد الان ببینید وقتی صحبت می‌كند چه می‌گوید؛ می‌گوید: «50 سال است من با مقام معظم رهبری رفیقم» یعنی چی؟ امروز او رهبر است شما باید بگویید «من پیروم. بر من واجب است كه مطیع ایشان باشم امر ایشان را اطاعت بكنم» ما 50 سال است با هم رفیق هستیم یعنی چی؟ خود این جمله نشان می‌دهد كه طرف به اصل ولایت فقیه پایبند نیست غرور او را به حدی گرفته كه دارد به گونه‌ای دیگر حركت می‌كند تمام این مصیبت‌هایی كه در جریان انتخابات بر سر این كشور آمد از آن نامه‌ سرگشاده‌ای بود كه ایشان نوشت؛ جرقه را از آنجا زد، آتش نفاق و اختلاف را از آنجا روشن كرد و نسل جوان و مردم را به جان هم انداخت بعد حالا می‌آید دلسوزی می‌كند؟ می‌آید می‌گوید جنگ قدرت نیست؟ می‌آید می‌گوید چرا باید اختلاف باشد؟ دعوت به وحدت می‌كند؟ اگر می‌خواهد دعوت به وحدت بكند اول باید از آن نامه توبه كند [باید] بگوید «آن نامه خیانت بود من از آن نامه پشیمان هستم بعد هم بگوید پیرو رهبر هستم اطاعت از رهبری بر من و همه ملت واجب است»؛ «50 سال [است] با هم رفیقیم» یعنی چی؟ این نشان می‌دهد طرف دارد چه راهی می‌رود و چه كار می‌كند تمام این مشكلات از همان قدرت‌طلبی و خودخواهی منشأ می‌گیرد [از] قوم و خویش‌پرستی منشأ می‌گیرد این آقا‌زاده‌ها او را به روز سیاه نشاندند و نفهمید. ای كاش او از سرنوشت آقای منتظری عبرت می‌گرفت! دید آقای منتظری خودش را قربانی مهدی هاشمی كرد؛ امام، انقلاب، ایمان [و] خدا را به خاطر مهدی هاشمی قربانی كرد متأسفانه ایشان هم همین راه را رفت انگار ایشان هم دارد قربانی مهدی هاشمی خودش می‌شود در هر صورت مشكل ایشان گسترده‌تر از این است كه من بتوانم در چند دقیقه‌ای كه در خدمت شما هستم واقعیت‌ها را بیان كنم، بگذریم.

- : خیلی ممنون! حاج آقا اكثر سؤالاتی را كه در رابطه با آقای رفسنجانی بود جوابگو بودند فقط یك سؤال است؛ حاج آقا! با توجه به مطالبی كه فرمودید و با اینكه معلوم بود آقای رفسنجانی در نماز جمعه چه می‌خواهند بگویند چرا باز هم اجازه داده شد كه ایشان خطبه‌های نماز جمعه را بخوانند و چرا مقام معظم رهبری با این شناختی كه از هاشمی رفسنجانی دارند ایشان را از ریاست مجمع تشخیص مصلحت عزل نمی‌كنند؟

آقای روحانی: مقام معظم رهبری چون واقعا راه امام، انبیای خدا و بزرگان اسلام را دنبال می‌كنند و رحمت‌للعالمین هستند در حقیقت تا آنجایی كه امكان دارد نمی‌خواهند كسانی را كه خدمتگزار اسلام بودند، در مبارزه بودند، در سنگر انقلاب بودند از دست بدهند؛ همان روشی كه خود امام در مقابل آقای منتظری داشتند؛ شما نمی‌دانید امام چه خون جگری خوردند، چه سال‌هایی تلاش كردند... شما اگر رنجنامه حجت‌الاسلام و‌المسلمین آسید احمد خمینی(رحمت‌الله علیه) را مطالعه كنید می‌بینید كه امام چه كشیدند؛ تا آنجایی كه توانستند سعی كردند آقای منتظری را هدایت كنند، اصلاح كنند، نگذارند از دست برود من یادم هست كه وقتی آقای شریعتمداری در مقابل انقلاب به كارشكنی‌ها و آن‌گونه مسائل دست زده بود یادم است كه امام خیلی تلاش كردند كه نگذارند آقای شریعتمداری سقوط كند، بی‌آبرو شود، اعتبارش را از دست بدهد، در [میان] مردم پرستیژش از بین برود؛ در مورد آقای منتظری هم همین وضع بود ولی امام به آن نتیجه رسیدند كه راهی جز اینكه او را كنار بزنند نیست. آن روزی كه امام [فرمان] عزل آقای منتظری را نوشتند سه بار گریه كردند؛ آن امام عظیم‌الشأن قدرتمندی كه وقتی كه خبر شهادت پسرش، حاج آقا مصطفی، به او رسید خم به ابرو نیاورد، در مقابل آن مصیبت بزرگ مقاومت كرد، آه نگفت، اشك در چشمش نیامد ما دیدیم كه در جریان آقای منتظری سه بار گریه كردند؛ برای امام شوخی نبود كه شخصیتی مثل آقای منتظری با‌ آن سوابق، با آن زحمات، با آن رنج‌هایی كه كشیده به آن روز مبتلا بشود الان مقام معظم رهبری هم همین مشكل را دارند خدا می‌داند كه با چه خون جگری دارند با این مسائل مواجه می‌شوند. تمام تلاششان این است كه نگذارند این شخصیت‌ها با آن سوابق مبارزاتی سقوط كنند؛ این وظیفه اسلامی و رسالت الهی ایشان است پیامبران الهی برای این مبعوث شدند كه انسان‌ها را از لجنزار نجات بدهند مقام معظم رهبری نمی‌خواهند كاری بكنند كه این شخص، با آن سوابق، به لجنزاری فرو غلطد كه دیگر راه نجاتی برای او نباشد تمام تلاششان این است كه حتی‌الامكان ایشان را حفظ كنند و از این گمراهی و منجلاب نجات بدهند؛ امیدواریم كه چنین باشد.

- : فرموده‌اند كه در قسمت خواهران از سخنان سركار عالی برداشت شده است كه منظور از كسانی كه دچار غرور شده‌اند كه در كلام شما آمد آقای احمدی‌نژاد هم هست. آیا به نظر شما آقای احمدی‌نژاد نیز مصداق این نكته هست؟

آقای روحانی: همچنان که عرض کردم متأسفانه از آقای احمدی‌نژاد انتظار نبود که به این مردم خون ‌جگر بدهد [و] دلشان را بشکند [مردمی] که با امیدی به او رأی دادند و تلاش کردند که او را به عنوان کسی که وفادار به اصل ولایت فقیه است، وفادار به آرمان‌های امام است در سر قدرت نگهدارند؛ آقای احمدی‌نژاد دید که جناب آقای مشایی با آن موضع‌گیری‌های مخالف اسلام و انقلاب در [میان] مردم منفور شد، مردم نسبت به او نظر منفی داشتند، به شدت نسبت به او متنفر بودند، گماشتن او به عنوان معاون اول رئیس جمهور نوعی دهن‌کجی به مردم بود. از او انتظار نمی‌رفت که به جای اینکه به مردم بگوید «دست شما درد نکند» این‌جوری به مردم جفا کند و این شخصی را که مردم از او نفرت دارند به عنوان معاون اول تعیین کند. بعد در 27 تیرماه گذشته مقام معظم رهبری یادداشتی [به او] دادند که: «انتصاب او به این مقام نه به صلاح شما و نه به صلاح دولت است و باعث اختلاف است» این‌قدر به این نامه اعتنا نکرد تا چند شب قبل این نامه از تلویزیون پخش شد. وقتی از تلویزیون پخش شد تازه آمد به جای اینکه از این تأخیر عذرخواهی کند به صورت بسیار زننده‌ای با دو کلمه خطاب به مقام معظم رهبری كه «بله، نظر شما اجرا شد» به اصطلاح پاسخ داد!، اینها واقعا نشان‌دهنده‌ خطر است یعنی او فکر می‌کند مردم این 24 میلیون رأی را به او دادند؛ مردم وقتی دیدند او پیرو ولی‌فقیه است، وفادار به آرمان‌های امام است، اهداف امام را دنبال می‌کند [و] در مقابل استکبار جهانی ایستاده است به او رأی دادند. اگر این روش ناپسند و قوم و خویش‌پروری [او] ادامه پیدا کند این 4 سال می‌گذرد اما به قول معروف می‌گویند: «زمستان می‌رود و روسیاهی به زغال می‌ماند» آیا آقای احمدی‌نژاد بعد از این مرحله دیگر می‌تواند در مجلس [یا] در مقام [دیگری] كاندید شود؟ یا اینكه به سرنوشت كسانی دچار می‌شود كه قبل از او دچار شدند؟ خوب است كه ایشان از سرنوشت آقای هاشمی‌رفسنجانی عبرت بگیرد، تادیر نشده خودش را اصلاح كند و برگردد؛ این مردم بیدار هستند، در خط امام هستند، در خط انقلاب هستند [و] به انقلابشان، به ایمانشان، به رهبرشان وفادار هستند. همچنان كه عرض كردم [مردم] همه را در میدان آزمایش می‌آورند اگر دیدند اینها واقعا از امتحان سربلند بیرون آمدند مردم در خدمت آنها هستند و نسبت به آنها وفادار می‌مانند اگر دیدند راه دیگری در پیش گرفتند طبیعتا مردم هم راه دیگری در پیش می‌گیرند.

- : امام گویا در بیانیه‌ای كه در رابطه با كشتار حجاج و قطعنامه 598 منتشر كردند دلایلی برای قبول قطعنامه داشتند كه در آن بیانیه اعلام كردند [دلایل خود را] در آینده بیان می‌كنند؛ آیا بیان كردند؟ آن دلایل چه بود؟

آقای روحانی: این تعبیر را ظاهرا نداشتند كه «بعدا دلایل را ذكر می‌كنند» [گفتند]: « واقعیت‌ها بعدا روشن خواهد شد». نگفته بودند كه من دلایل را ذكر می‌كنم فقط به این مضمون بود كه علت پذیرفتن قطعنامه منوط به مسائلی بود كه بعدا در تاریخ روشن خواهد شد.

- : حاج آقا! فرموده‌اند كه: امام خمینی با توجه به اینكه زادگاهشان در خمین بود در زمانی كه زنده بودند نسبت به خمین دید منفی داشتند امام خمینی گفته‌اند: «اگر دولت شاه به جای اینكه من را به تركیه تبعید كند به خمین تبعید می‌كرد شاید من بیشتر زجر می‌كشیدم» آیا این واقعیت دارد و نظر امام خمینی نسبت به خمین منفی بود یا نه؟

آقای روحانی: این هم باز از همان شایعاتی است كه من فكر می‌كنم برای اینكه مردم مؤمن، متعهد، انقلابی و وفادار خمین را به نحوی دلسرد سازند این‌گونه شایعات را می‌بافند امام نسبت به خمین، وطن عزیز خودش، خیلی علاقه داشت. بعد از انقلاب [وقتی] روزنامه‌ها می‌خواستند در سالگرد شهادت فرزند عزیز ایشان، حاج آقا مصطفی، مطلبی بنویسند امام دستور دادند: «این كار را نكنید!» دوست نداشت كه نسبت به فرزندانش از طرف او حرفی زده شود و تأییدی شود [درمورد] خمین [هم] چون [آن را] شهر خودش می‌دانست، اهالی خمین را عزیزان خودش می‌دانست، وابسته به خودش می‌دانست نمی‌خواست از خمین نامی بیاورد [یا] از اهالی خمین سخن بگوید كه حاكی از مثلا مسائل ناسیونالیستی و نژادی باشد؛ امام از این مسائل به شدت دوری می‌گزید خود اینكه امام حاضر نشد از خمین نام بیاورد و از خمینی‌ها سخنی بگوید نشان می‌دهد كه به خمینی‌ها علاقه‌مند بود؛ آنها را عزیزان خودش می‌دانست، وابسته به خودش می‌دانست به همان نحوی كه از فرزند عزیزش، حاج آقا مصطفی، در تمام دوران بعد از انقلاب [سخنی‌ نگفت و] فقط بعد از شهادت ایشان گفت: «از الطاف خفیه الهی بود» [و از آن روز] تا روزی كه چشم از جهان فرو بست هیچ‌گاه حاضر نشد از آن فرزند عزیز، از آن عالم مجتهد یادی بكند و حرفی بزند برای اینكه وابسته به خودش بود. یادم است امام در پاسخ به پیام تسلیت یاسر عرفات نوشته بود: «ما مصائبی داریم كه باید از مسائل شخصی به طور كلی اغماض كنیم و مسائل شخصی را نادیده بگیریم» قهرا مسئله خمین هم همین بود آن ارتباطی كه بین امام و مردم خمین بود اقتضا می كرد كه امام یادی از آنها نكند [و] اسمی از آنها نیاورد كه مسئله خودخواهی، قوم و خویش‌پروری، نژادپرستی و ناسیونالیسم مطرح نباشد.

- : سه سؤال دیگر باقی مانده كه آنها را عرض می‌كنم اگر امام خمینی با بنی‌صدر مخالف بوده و از ماهیت او خبر داشت چرا مسئولیت فرماندهی كل قوا را برعهده او گذاشت؟

آقای روحانی: این هم احترام به افكار مردم بود وقتی كه آقای بنی‌صدر از طرف مردم به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد امام هم با احترام به افكار مردم، هم رأی مردم را تنفیذ كرد هم فرماندهی كل قوا را به او داد و در مورد او هم باز امام همان روشی [را] كه در مورد آقای منتظری داشت دنبال كرد؛ تلاش زیادی كرد كه نگذارد بنی‌صدر هم به لجنزار گمراهی سقوط بكند، تلاش كرد او را نجات بدهد او را اصلاح كند، او را به راه بیاورد واین روشی است كه از مردان خدا انتظار می‌رود.

- : و آخرین سؤال هم فرمودند كه اگر جنابعالی جهت عضویت در كابینه دولت دهم دعوت شوید آیا قادر به همكاری با آقای احمدی‌نژاد هستید؟

آقای روحانی: من آماده همكاری با هیچ كس نیستم من در نجف عهد و پیمانی با امام بستم كه تاریخ انقلاب را بنویسم و به همین دلیل هم از آن روزی كه انقلاب پیروز شد تا لحظه‌ای كه در خدمتتان هستم به این عهد و پیمان وفادار مانده‌ام و جز نگارش تاریخ و تحقیق در زمینه مسائل تاریخی هیچ مسئولیتی نپذیرفته‌ام و امیدوارم كه در آینده هم از این امتحان سربلند بیرون بیایم ولی اگر یك چنین مسئولیت و رسالتی نداشتم و می‌خواستم كار اجرایی بپذیرم مسلما اگر الان در كابینه آقای احمدی‌نژاد بودم هم استعفا داده بودم و مسلما اگر نبودم هم [چنین مسئولیتی] را از این به بعد نمی‌پذیرفتم.

- : تشكر می‌كنم.

- : فرموده‌اند كه: با عرض سلام و تشكر از شما، بعد از انقلاب بر اثر توطئه منافقان افراد خالص و مخلص كشور كه 72 تن بودند به شهادت رسیدند كه از جمله آنها آیت‌الله بهشتی بود حالا برای كشور ما در مقابل [نامفهوم] قانون‌ها و تورم بی‌حد و حساب چه تصمیمی گرفته‌اند؟

آقای روحانی: من مسئولیت اجرایی برعهده ندارم كه از من این سؤال‌ها [پرسیده] شود این باید از مسئولان پرسیده شود البته من فقط نكته‌ای را در خدمت عزیزان عرض كنم؛ تا آنجایی كه من دستی از دور بر آتش دارم و مسائل را دنبال می‌كنم مسئولان مملكتی ما خائن نیستند درست است هركدام از انسان‌ها خطاهایی دارد، لغزش‌هایی دارد، اشتباهاتی دارد، غرور دارد، نفسانیات دارد و همین باعث می‌شود كه دچار این مشكلات بشود، این باندبازی‌ها و این جناح‌بندی‌هایی كه وجود دارد به ما واقعا لطمه زده؛ این چپ، راست، اصولگرا، اصلاح‌طلب، محافظه‌كار، چیزهایی هستند كه از خارج [برای ما] به ارمغان آمده. آن وحدتی كه امام می‌خواست كه همه در زیر پرچم توحید با هم متحد و همراه باشند متأسفانه آسیب دیده ولی نكته‌ای كه هست این است كه تمام تلاش مسئولان مملكتی، خدمت است و كوشش می‌كنند كه بتوانند مشكلات مردم را حل بكنند و كار را پیش ببرند نه نعوذبالله مثل دوران طاغوت و زمان شاه دنبال عیش و نوش و عیاشی و ولنگاری در كاخ‌های آن‌گونه‌ای هستند نه دنبال پول جمع كردن و در بانك‌های خارج انباشتن [هستند]، هیچ‌كدام از اینها یك قران در بانك‌های خارجی ندارند، به خارج راهی هم ندارند، و در خارج جایی هم ندارند اما مشكلات زیاد است و مشكلات مملكت واقعا كمرشكن هست و تلاش زیادی برای آنها می‌شود انصافا كار زیادی هم شده اگر فرصت بود من یك آمار و ارقامی از كارهای عظیمی [را] كه در این كشور صورت گرفته شده [كه] در سیصد سال گذشته تاكنون سابقه نداشته برای شما بیان می‌كردم در هر صورت علی‌رغم ضعف‌ها، لغزش‌ها، خطاها، باندبازی‌ها، جناح‌بندی‌ها و مشكلاتی كه هست مسئولان مملكت ما در خدمت مردم هستند و در جهت خدمت به مردم حركت می‌كنند امیدوارم كه خدا كمكشان كند و دعای خیر شما انشاء‌الله باعث بشود كه مشكلات حل بشوند.

- : از حاج آقای روحانی تشكر می‌كنم كه با صراحت كامل به سؤالات ما پاسخگو بودند. خود حاج آقا فرموده بودند: «سؤالات را بدون كوچك‌ترین سانسوری بخوانید» و ما هم سؤالات را بدون سانسور خواندیم. برای تعجیل در ظهور آقا امام زمان صلوات.

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir