تبلیغات
اَشهَدُ اَنَّ اَمیرالمُومِنینَ عَلیّاً وَلیُّ الله - حجاب چه جورى‏اش خوبه؟
اللهمّ صلّ علی فاطمة وابیها و بعلها و بنیها و امّها
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم صل علی محمد و آل محمد

و عجل فرجهم


حضرت روح الله:

هیچگاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری، به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل میشود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمیکنند ، لکن ... اگر این اقلیت اشکال تراش و کارشکن به کمک بشتابند تحقق این آمال آسان تر و سریع تر خواهد بود و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده ملیونی بیدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است ... کجروان و اشکال تراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند."
فرازی از وصیتنامه


رهبر معظم انقلاب:

"اگر كسى در مقابل جوانان ادّعا كند و بگوید نظام اسلامى ما هیچ عیبى ندارد و همان قالبى را كه اسلام خواسته، ما پیاده مى‌كنیم، گزاف گفته است. به هیچ وجه اینطور نیست ... اما آنچه كه حقیقت است، این است كه ما به عنوان مسلمانانى كه راهمان را شناخته ایم، تصمیم خود را گرفته‌ایم و نیروى خود را براى این راه گذاشته‌ایم؛ با همه وجود در این راه حركت مى‌كنیم و ادامه خواهیم داد."
دیدار با جوانان اصفهان. ۸۰/۸/۱۲

نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
[cb:blog_page_title]
[cb:post_body1] [cb:post_body2]


طبقه بندی: [cb:post_category_name]،
برچسب ها:[cb:post_tag_name]،


[cb:post_continue_link]
تاریخ : [cb:post_create_date] | [cb:post_create_time] | نویسنده : [cb:post_author_name] | نظرات([cb:post_comment_count])

.: تعداد کل صفحات [cb:pages_total] :. [ [cb:pages_no] ]

.: Weblog Themes By Bia2skin :.
مطالب اخیر وبگاه
وضعیت حجاب قبل از اسلام چگونه بود؟ كیفیت حجاب همسران پیامبر و امامان علیهم‏السلام چگونه بود و آیا آنها از چادر استفاده مى‏كردند و بر فرض لزوم حجاب و چادر، چرا از چادر مشكى استفاده مى ‏شود و از رنگ‏هاى دیگر استفاده نمى‏شود؟

چادر به صورتى كه در میان ایرانیان معمول است - چادر بلند كه تا پایین پا مى‏رسد - در میان عرب‏ها معمول نبوده، ولى چیزى شبیه نیمه چادر، رایج بود و ظاهراً منظور از «جلباب» هم - كه در آیات قرآن آمده - اشاره به همین است؛ چیزى كه نه مثل مقنعه و روسرى كوتاه بوده، نه مثل چادر خیلى بلند؛ این حجاب، شاید تا كمر و كمى پایین‏تر مى‏رسیده است و آن بزرگواران از آن استفاده مى‏كردند. عرب‏ها از پوششى به نام «درع» كه پیراهن بلندى بوده و «ملحفه» كه همان چادر بوده است و مقنعه، استفاده مى‏كردند. از روایات استفاده مى‏شود كه این بزرگواران، هر سه پوشش فوق را داشتند. مقنعه را سر مى‏كردند و درع هم پیراهن بلندى بوده كه تا پشت پا مى‏رسید و آستین‏هایش بلند و گشاد بوده و ملحفه هم چادرى بوده كه به خودشان مى‏پیچند. در آداب نمازگزار هم آمده كه زن در موقع نماز، اگر بخواهد حجاب كاملى داشته باشد، باید از مقنعه، درع و ملحفه استفاده كند.1
لازم است توجه داشته باشیم كه پوشش و لباس، همواره با انسان بوده، زنان بیش از مردان در همه تمدن‏ها، داراى پوشش بوده‏اند. در تمدن فینیقى‏ها كه چهار هزار سال پیش از میلاد مى‏زیستند، زنان آنها داراى حجاب بودند و براى پوشش خویش از پارچه‏هاى سرخ رنگ استفاده مى‏كردند.2 زنان آریایى نیز داراى حجاب بودند؛ به ویژه زنان طبقات بالاى اجتماعى آنان كه برایشان حجاب داراى ارزش ویژه‏اى بود.3 در بین یونانیان رسم بود كه زنان حتى صورت‏هاى خویش را با قسمتى از روپوش بسیار ظریف بپوشانند و زنان مجبور به نشستن در حرم‏سراها بودند و حتى تعلیم و تعلم، توسط مادران و دایگان انجام مى‏شد. 4
آشوریان و كلدانیان نیز داراى حجاب بودند، یكى از نویسندگان مى‏گوید: «زنان بابل و آشور، تنها آنان كه عفیف بودند و شوهر داشتند، داراى حجاب بودند». 5
همچنین زنان اسپارتى، محجبه بودند. دختران اسپارتى، پس از شوهر كردن، حجاب مى‏گرفتند. نقش‏ها و تصویرهایى كه از زنان اسپارتى باقى مانده است، حكایت از این دارد كه زنان اسپارتى، سر را مى‏پوشاندند و صورت را باز مى‏گذاشتند و هنگامى كه به كوچه و بازار مى‏رفتند، داراى حجاب بودند.6
همین طور رومیان، كارتاژى‏ها، چینى‏ها، هندى‏ها، ایرانیان باستان، ایرانیان اشكانى و ساسانیانى، همه داراى حجاب بوده‏اند.7 در تورات و كتاب‏هاى مقدس نیز سفارش به حجاب شده و عذاب بى‏حجابى، بیان شده است.8
با این حال، موج فساد، برهنگى و بدحجابى، در غرب جدید آغاز شد و كم كم به جوامع دیگر سرایت كرد.
ویل دورانت مى‏گوید: «فساد اخلاقى [در جامعه آن روز غرب‏]، نشانه آزادگى و خردمندى بود و هرزه‏گى، به صورت نوعى‏آداب رایج در آمده بود. در فرانسه قرن 18، زنى كه تنها به شوهر خود دل بسته بود، یادگار دوران‏هاى گذشته به شمار مى‏آمد و زناشویى، فقط وسیله اى براى حفظ نام خانوادگى و انتقال ثروت بود».9
مونتسكیو مى‏نویسد: «مردم پاریس، هر مردى را كه زنش را تنها از آن خود بداند، مخل آسایش اجتماعى مى‏دانند و هر زن، عاشقى داشت و هر شوهرى، معشوقه‏اى».10
این فساد و بى‏بندوبارى، با رنسانس علمى در اروپا شروع شد و توسط روشنفكران غرب زده، به جهان سوم راه یافت؛ ابتدا در دولت عثمانى و كم كم به كشورهاى دیگر نفوذ كرد. در ایران، اولین بار، بى‏بندوبارى و بدحجابى، توسط شاه عباس كبیر با پذیرفتن برادران «شرلى» شروع شد و مى‏توان شروع جریان غرب زدگى مستمر را از دوران فتحعلى شاه دانست.11
بعد از این دوره، رضاخان در ایران و آتاترك (مصطفى كمال) در تركیه و امان‏الله خان در افغانستان، مأمور كشف حجاب شدند.
بنابراین، آغاز بى‏حجابى و بدحجابى را مى‏توان دوران تحول و رنسانس در اروپا دانست.12
برترى چادر مشكى‏
در بین رنگ‏ها، رنگ‏هاى تیره و مشكى، در تأمین حجاب حداكثرى بانوان در بیرون منزل، مؤثر هستند.
علاوه بر این، رنگ مشكى پوشاننده رنگ‏هاى دیگر است و زیر آن، هر لباس رنگى دیگرى را كه باشد، مى‏پوشاند. ضرب المثل معروف «بالاتر از سیاهى رنگى نیست»، اشاره به همین واقعیت است كه رنگ سیاه، برترین رنگ‏هاست و تمام رنگ‏هاى دیگر، در مقابل آن، رنگ مى‏بازند.
آرامش بیشتر
قرآن مجید مى‏فرماید: «پرده سیاه و تاریك شب، روز را مى‏پوشاند».13 در برخى از تفاسیر آمده است: ساكنان زمین، پس از تحمل چند ساعت گرما و رنج و كار و فعالیت روزانه، طالب سكون و آرامش شب مى‏شوند و شب، ساكنان زمین را در چادر سیاه و مشكى خود مى‏پوشاند.
«پرده سیاه و تاریك شب را به منزله لباس و پوشش قرار دادیم». در این آیه، تاریكى شب، به پرده و پوشش گسترده، تشبیه شده است كه همه اجسام را مى‏پوشاند؛ همان گونه كه جلباب و چادر مشكى، تمام بدن و لباس بانوان را در مقابل نامحرم مى‏پوشاند.
برخى جلباب را به چادر شب معنا كرده‏اند. به نظر مى‏رسد به دلیل دو ویژگى گستردگى در پوشش و رنگ مشكى كه در جلباب، چادر مشكى و پرده تاریك شب موجود مى‏باشند، به چادر شب معنا شده است.
نگاه‏شكنى و آسایش بیشتر
در روان‏شناسى رنگ‏ها، چنین آمده است: سیاه به معناى «نه» است. رنگ مشكى، اثر كاهش تحریك‏هاى روحى و روانى دارد؛ چون رنگى صامت و غیرمحرك است و واكنش مهمى در بیننده ایجاد نمى‏كند، از این رو، یكى از بهترین ابزارهاى كاهش واكنش‏هاى روانى است و نه تنها موجب جلب توجه دیگران نمى‏شود، بلكه به عدم توجه كمك مى‏كند. به همین دلیل، در هنگام برخورد با جنس مخالف و غیرمحارم، استفاده از چادر مشكى، اثرات مطلوبى از نظر كاهش حالات و امیال جنسى دارد. خداوند در سوره نور، ضمن آموزش حدود مراقبت‏هاى اولیه در شیوه رویارویى با غیرمحارم در آخر آیه، خطاب به زنان مى‏فرماید: «نباید زنان پاى خود را چنان به زمین بكوبند كه صداى زینت‏آلاتشان شنیده شود (و سبب تحریك نامحرم گردد)». بنابراین، مى‏توان گفت كه چون لباس‏هاى رنگارنگ، سبب جلب توجه نامحرم و تحریك جنسى مى‏شوند، مطلوب نمى‏باشند؛ اما چون حجاب و چادر مشكى، باعث جلب توجه نمى‏گردد، رنگى مطلوب است. معمولاً بانوانى كه اعتقاد راسخ به لزوم پوشیدگى بیشتر در برخورد با نامحرم دارند، چادر مشكى را مى‏پسندند؛ زیرا این رنگ، بدن را بیشتر و بهتر مى‏پوشاند.
از سوى دیگر، وقتى رنگ مشكى در كنار رنگ دیگرى قرار مى‏گیرد، تأثیر آن را تقویت مى‏كند و خصلت آن رنگ را مورد تأیید قرار مى‏دهد. اگر یك پنجره رنگین، در كنار میز سیاهى قرار بگیرد، هر بیننده‏اى كه به آن سو بنگرد نگاه او ناخودآگاه به طرف پنجره جلب خواهد شد و اصلاً به صفحه سیاه میز توجهى نخواهد كرد. رنگ سیاهِ میز، خاصیت جلوه‏نمایى خود را نفى كرده، در عوض، خاصیت رنگ پنجره را تقویت مى‏كند. به همین علت، وقتى خانمى چادر مشكى به سر مى‏كند و در خیابان راه مى‏رود، ناظرى كه از دور به او و اشیاى رنگى اطراف او، مثل ماشین‏ها و مغازه‏ها نگاه مى‏كند، بى‏اختیار، اشیاى رنگى نظر او را به خود جلب مى‏كنند. بسیارى از اوقات، بیننده به رنگ مشكى اصلاً توجهى نمى‏كند.
بنابراین، بانوانى كه مى‏خواهند به بهترین شیوه، عفت و پاكدامنى خود را حفظ كنند و از نگاه‏هاى آلوده در امان باشند، از حجاب و چادر مشكى استفاده مى‏كنند.
چادر مشكى، بدن بانوان را در مواجهه با نامحرمان به طور یكنواخت و در عین حال به روش ساده و معمولى و به دور از تجمل، مى‏پوشاند.
وقار و هیبت معنوى بیشتر
در برخى كتاب‏هاى مربوط به روان‏شناسى رنگ‏ها، چنین آمده است: رنگ سیاه در بعضى موارد دلیل بر وقار و سنگینى و شیك‏پوشى است. رنگ مشكى نمایانگر قدرت و اقتدار است.
خصوصیت دیگر رنگ مشكى آن است كه باعث هیبت و ابهت بیشترى مى‏شود و به دلیل همین خصوصیت، غالباً حاكمان و بزرگان براى اظهار شكوه و جبروت خویش، از لباس‏هاى مشكى استفاده مى‏كنند.
به نظر مى‏رسد كه انتخاب رنگ مشكى براى عمامه سادات و فرزندان پیامبر نیز به اعتبار ویژگى احتشام و هیبت معنوى است. به همین جهت، در برخى روایات گفته شده كه رنگ مشكى، كراهت دارد؛ مگر در عبا (چادر)، عمامه و كفش.14
امروزه نیز لباس رسمى برخى شخصیت‏ها، مثل قضات و وكیل‏ها، به ویژه در مراسم ویژه و رسمى، غالباً مشكى و یا سرمه‏اى است و ورزشكاران نیز زمانى كه در رژه رسمى شركت مى‏كنند، غالباً كت و شلوار مشكى یا سرمه‏اى مى‏پوشند. با توجه به همین ویژگى، استفاده بانوان از حجاب و چادر مشكى، باعث نوعى والایى و هیبت معنوى مى‏گردد و سبب مى‏شود كه مردان نامحرم، در برخورد با آنان، حریم گیرند.
با وجود بهره‏ها و آثار متعدد ذكر شده براى حجاب مشكى، متأسفانه برخى مطبوعات در سال‏هاى اخیر، به طور غیرمنطقى و با تمسك به شبهاتى، در جهت سست كردن پایه‏هاى حجاب اسلامى در ذهن بانوان و گسترش بدحجابى و بى‏حجابى، گام برداشته‏اند.
نشاط و اعتماد بیشتر
حضرت على علیه‏السلام مى‏فرماید: «پوشیدگى زن، برایش، بهتر است و زیبایى‏اش را پایدارتر مى‏سازد».15
از این رو، احكام الهى بیش از آن‏كه به محدودیت لذت‏ها منجر شوند، به ماندگارى لذت‏ها و پایدارى نشاط و خوشى‏ها مى‏انجامند. از این رو، اگر چه حجاب از یك سو براى خانم‏ها محدودیت است و موجب خستگى و زحمت مى‏باشد، اما از سوى دیگر، اوج احساسات را سالم نگه مى‏دارد و عاطفه‏ها و محبت‏ها را در كانون گرم خانواده، متمركز مى‏سازد و زن و مرد را از بى‏تفاوتى نسبت به همدیگر، در نظام خانواده، نجات مى‏دهد و این بحرانى است كه هم اكنون دامن‏گیر جوامع غربى شده است؛ به طورى كه در هنگام برپایى كانون خانواده كه باید بر اساس عشق و محبت تحكیم شود و مهم‏ترین ابزار آن، میل جنسى نسبت به یكدیگر است، این میل، رو به افول گذاشته و بنیان خانواده‏ها را متزلزل ساخته است. همچنین عشق و عاطفه همسران نسبت به یكدیگر قبل و بعد از ازدواج - به دلیل روابط متعدد - كاهش مى‏یابد؛ در حالى كه با رعایت حجاب برتر، نشاط كانون خانواده و اعتماد آنان نسبت به یكدیگر، بیشتر خواهد شد.

1. مكارم شیرازى و دیگران، تفسیر نمونه، سوره نور، آیه 31.
2. دائره المعارف القرآن العشرین، ج 3، ص 335.
3. سید محمود مدنى، فساد، سلاح تهاجم فرهنگى، ص‏245.
4. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 2، ص 235.
5. سید رضا پاك‏نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 3، ص 183.
6. فساد، سلاح تهاجم فرهنگى، ص 259.
7. همان، ص 267-260.
8. تورات یا عهد قدیم، ص 1011 - 1002.
9. تاریخ تمدن، ج 19، ص 4.
10. همان، ج 9، ص 328.
11. فساد سلاح تهاجم فرهنگى، ص 79-78.
12. همان، ص 77-76
13. اعراف، آیه 3.
14. مستدرك، بحارالانوار، ج 5، ص 279.
15. همان، ج 14، باب 70



47.gif

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir