اللهمّ صلّ علی فاطمة وابیها و بعلها و بنیها و امّها
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم صل علی محمد و آل محمد

و عجل فرجهم


حضرت روح الله:

هیچگاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری، به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل میشود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمیکنند ، لکن ... اگر این اقلیت اشکال تراش و کارشکن به کمک بشتابند تحقق این آمال آسان تر و سریع تر خواهد بود و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده ملیونی بیدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است ... کجروان و اشکال تراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند."
فرازی از وصیتنامه


رهبر معظم انقلاب:

"اگر كسى در مقابل جوانان ادّعا كند و بگوید نظام اسلامى ما هیچ عیبى ندارد و همان قالبى را كه اسلام خواسته، ما پیاده مى‌كنیم، گزاف گفته است. به هیچ وجه اینطور نیست ... اما آنچه كه حقیقت است، این است كه ما به عنوان مسلمانانى كه راهمان را شناخته ایم، تصمیم خود را گرفته‌ایم و نیروى خود را براى این راه گذاشته‌ایم؛ با همه وجود در این راه حركت مى‌كنیم و ادامه خواهیم داد."
دیدار با جوانان اصفهان. ۸۰/۸/۱۲

نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
[cb:blog_page_title]
[cb:post_body1] [cb:post_body2]


طبقه بندی: [cb:post_category_name]،
برچسب ها:[cb:post_tag_name]،


[cb:post_continue_link]
تاریخ : [cb:post_create_date] | [cb:post_create_time] | نویسنده : [cb:post_author_name] | نظرات([cb:post_comment_count])

.: تعداد کل صفحات [cb:pages_total] :. [ [cb:pages_no] ]

.: Weblog Themes By Bia2skin :.
مطالب اخیر وبگاه
با توجه به انتصاب آقای مهندس علیرضا صحرائیان به عنوان فرماندار ویژه و معاون استاندار در جهرم و مطالبی که متاسفانه در سایت جما... و چندین روزنامه کثیرالانتشار در واکنش به این موضوع چاپ شد مطلب زیر تقدیم می گردد :

سلام علیکم با تشکر از خدماتی که اقای حجت الله رضایی داشته اند انتصاب اقای مهندس علیرضا صحرائیان را هم تبریک عرض می کنم و امیدوارم در کارهایشان و خدمت رسانی به مردم جهرم موفق باشند اما چند نکته پیرامون آن مطالبی که در فضای مجازی به نقل از سایت جم.... نقل شده است باید عرض کنم : - اگر واقعا نماینده جهرم اینقدر نفوذ داره باید اولا به او آفرین گفت و به داشتن چنین نماینده ای بر خود بالید و از این پنانسیل برای حل مشکلات شهر و جامعه استفاده نمود . - مشکل جهرم به وجود چنین نماینده ای نیست مشکل ما جهرمی ها به ندانم کاری است . مشکل برخی از جهرمی ها به دورویی و منافق صفتی است که پشت سر افراد همیشه بدگویی می کنند و جلو افراد تعظیم . - رسم همه نمایندگان جهرم تا به حال این بوده است که مسئولان شهر با توجه به نظرات آنها تعیین می شده اند و مربوط به تنها این نماینده نیست . - برایم بسیار جالب بود که این مطالب از سایتی انتشار یافته است که در فتنه 88 و موضوع پاره شدن عکس امام خمینی و حمله به تکیه های عزاداری امام حسین و بی حرمتی شب عاشورای جماران در سال 88 سکوت اختیار کرده است و حال این سایت دایه ی مهربان تر از مادر برای ما جهرمی ها شده است . - بنا به توصیه های موکد مقام معظم رهبری از هرگونه اقدامی که با توهین و تهمت به مسئولین کشور باعث کندشدن روند پیگیری امور جامعه و رسیدگی به مشکلات مردم شود مخالفیم و از همگان می خواهم که در این فرصت چند ماهه تا انتخابات ، ضمن شناخت اهداف جریان های سیاسی اجازه هیچ گونه اقدامی که برهم زننده نظم جامعه و آرامش فکر و ذهن مردم داشته باشد پرهیز نمایند. - پیشنهاد می کنم مسئولان مربوطه و مردم نیز همه با هم با برادری و اتحاد و یکرنگی شهری اّباد را برای مردم این دیار رقم بزنند .


نویسنده محمد صادق در 11:38 ق.ظ | نظرات()
به گزارش شیرازه به نقل از فارس، همزمان با جنایات رژیم آل سعود در یمن میثم مطیعی با سومین مداحی خود به روشنگری پیرامون جنایات صورت گرفته در یمن پرداخت.

پیش از این نیز مداحی‌هایی با عنوان «الموت یا آل سعود» و «شمیم رحمان از یمن می‌آید» از سوی وی در حمایت از مردم مظلوم یمن و علیه رژیم منحوس آل سعود منتشر شده بود.

فایل صوتی پیشرو سومین مداحی وی در حمایت از مردم مظلوم یمن به زبان فارسی، عربی و ترکی است که همراه با  مهدی رسولی اجرا شده است:


آه خونین جگران یمن و غزه یکی‌ست

لافرق بین أنین المضطهدین فی الیمن و فی غزة

 

چشم در خون نگران یمن و غزه یکی‌ست

لافرق بین العین الدامیة من أجل الیمن و من أجل غزة


خائنان حرمند آل یهود و والله

والله ان آل یهود هم خونة الحرم


قاتل پیر و جوان یمن و غزه یکی‌ست

لافرق بین من یقتل الشاب و الشیخ فی الیمن و فی غزة


مکه در قبضه نااهلان است

مکة أسیرة فی أیدی من لا یجدر بها


کعبه دلخون ز ابوجهلان است

و الکعبة دامیة من أمثال أبی جهل


دینشان دین یزید است اینان

هؤلاء دینهم دین یزید

 

 قبله‌شان کاخ سفید است اینان

و قبلتهم هی البیت الأبیض

 

(یا سیَّدنا، خیرالانبیاء، بنگر حال ما، در این فتنه‌ها)

یا سیدنا، یا خیرالانبیاء، انظر الی حالنا و نحن فی هذه الفتن

 

***  

 

خائنٌ للحرمینِ خادمٌ للظَّلمه

آل سعود خائن الحرمین و خادم ظالمان است


هادمٌ للقیمِ العُلیا و بانٍ صَنمه

و نابودگر ارزش‌های والا و سازنده بت‌های فساد و زورگویی است


قاتلُ الطِّفلِ الذی ما زال یَبنِی حُلُمَه

آل سعود قاتل طفلی است که هنوز رویاهایی در سر دارد


إنّه الشیطانُ، آل سعود، یُلقِی حِمَمه

این خود شیطان است، یعنی آل سعود، که بر سر مردم بی دفاع یمن آتش می‌ریزد


غزةُ عادت بثَوبٍ یمنی

غزه با لباسی یمنی بازگشته است


الیهودُ من وراءِ الفتنِ

یهود پشت این فتنه‌هاست


آهٍ یا رسولْ... هذه الیمن...تَهوی کالسُّیول... علیها المِحن
آه... یا رسول الله، این یمن است که رنج‌ها و مصیبت‌ها مانند سیل بر سر آن فرو می‌ریزد

 

*** 

 

احسن احرار یمن سیزده کی عالی هدفه

ای آزادگان و احرار یمنی احسنت به هدف عالیه‌ای که نزد شماست

 

استقامتله چاتارسوز متعالی شرفه

شما با این استقامت، به شرف متعالی خواهید رسید

 

قؤرخمیون امت آزاده دالوزدا دایانوب

غم به دل راه ندهید که امت آزاده پشتیبان شماست

 

غیرتوز سیلی ورار مدعی ناخلفه

شما با غیرت خود بر رخ مدعی ناخلف سیلی سنگینی خواهید زد

 

ظلم سفیانیه یوخ حد و حدود

ظلم سفیانی حد و حدود ندارد

 

عبد شیطانیدی همدست یهود

همانا او عبد شیطان شده و همدست یهود است

 

مکه هم مسجدالاقصی چاغیرور

امروز مکه و مسجد الاقصی هم صدا می گویند

 

لعن الله علی آل سعود

لعنت خداوند برآل سعود

 

عرشه قوزانور-مظلومان سسی

صدای مظلومان تا عرش بالا می رود

 

امداده گل ای- بی‌کسلر کسی

که ای همه کس بس کسان به امداد ما بشتاب

 



نویسنده محمد صادق در 09:16 ق.ظ | نظرات()
نویسنده محمد صادق در 02:00 ق.ظ | نظرات()

گرچه در پای ظهور تو بکا کافی نیست

روضه و اشک نباشند دعا کافی نیست..

روضه خوبست به ما ترک معاصی بدهد

درس تقوا بدهد شور و نوا کافی نیست

باید این دغدغه ی روز و شب ما باشد

ساعتی سوختن از هجر شما کافی نیست

نرسد فرصت دیدار به پابند گناه

ابر باید برود حال و هوا کافی نیست..

عذر و توجیه و بهانه که بدردی نخورد

عاشق یار شدن جز به بها کافی نیست

توبه وقتیست موثر که به همت باشد

صرف خسته شدن از خبط و خطا کافی نیست

درد ما قلب سلیم است خدا میداند

حاجت دنیوی و دست گدا کافی نیست..

باید از طایفه عشق اطاعت آموخت

زدن کوچه بنام شهدا کافی نیست

آخرش پیر شدم از غم دوری حرم

تا به کی دوری از کرببلا؟کافی نیست؟

همه عمر به جد تو اگر گریه کنم

خون ببارد ز دوچشمم بخدا کافی نیست

گریه صبح و مسائت ز دل زینب بود

علت اشک مدام تو غم زینب بود



نویسنده محمد صادق در 01:13 ق.ظ | نظرات()
نویسنده محمد صادق در 09:22 ق.ظ | نظرات()
نویسنده محمد صادق در 08:18 ق.ظ | نظرات()
نویسنده محمد صادق در 07:44 ق.ظ | نظرات()
نگاهی به دلایل موفقیت سریال «میکائیل»؛
الگوی موفق ، موفق است حتی اگر آلوده به فیلمفارسی شود
چرا دریری «میکائیل» و « آقاخان » به بحث های روز سیاسی تشبیه می شود ؟


به نظر می‌رسد در نگاه اول، «میکائیل» تمام ویژگی‌های متن‌های «سعید نعمت‌الله» را در خورد دارد؛ یعنی تا حد زیادی تلخ است به خصوص در قسمت‌های آغازین، دیالوگ‌های خطابه‌وار است و شخصیت‌ها طوری با هم حرف می‌زنند که انگار جملات قصار می‌گویند، کاراکترهای منفی شیفته‌ی فرزند خویش هستند و عشق به فرزند، مهم‌ترین ویژگی آنهاست (مثل «اردلان سرافراز» در «مادرانه»، «جمیل» در «دیوار»، «روحی» در سریال «مدینه» و همین «آقاخان» در سریال «میکائیل»)، شدت اتفاقات بد و تلخ در برخی فرازها ممکن است مخاطب را کلافه کند
گروه فرهنگی-رجانیوز: «سیروس مقدم» سریال موفق کم نساخته است؛ چنانکه ناموفق‌ترین سریال‌های او هم معمولاً در زمان پخش خود، جز پربیننده‌ترین سریال‌های تلویزیون هستند. در آن سوی ماجرا هم، «سعید نعمت‌الله» قرار دارد که معمولاً هر چه فیلمنامه‌ی سریال نوشته، با اقبال نسبی روبرو شده است. اما ماجرای «میکائیل» فرق می‌کند. موفقیت «میکائیل» نه متعلق به «سیروس مقدم» است و نه «سعید نعمت‌الله». موفقیت «میکائیل» به خاطر استفاده از یک الگوی موفق است.
 
به گزارش رجانیوز، وقتی گروه‌های سیاسی تلاش می‌کنند تا کاراکترهای یک سریال را به نفع خود مصادره و در فیسبوک و وایبر و واتس‌آپ، جدال «میکائیل» و «آقاخان» را به جدال دو شخصیت‌ مطرح عالم سیاست تشبیه کنند، یعنی آن مجموعه‌ی تلویزیونی موفق شده تا مخاطبان خود را به شدت درگیر کند و خود را منطبق با بحث‌های روز جامعه نشان دهد. نظیر حواشی سیاسی که چند وقت پیش، مشابهش این بار با زاویه‌ی دید متفاوتی در مورد سریال «پرده‌نشین» بازتولید شد و باعث شد تا عده‌ای، رسانه‌ی ملی و شبکه‌ی یک را به تطهیر آقازاده‌ها و دفاع از آنها متهم کنند.
 
البته این تطابق ماجرای یک سریال با بحث‌های روز جامعه و به خصوص دوقطبی‌های سیاسی، فقط مختص سریال‌های روز و اجتماعی مربوط به زمان حال نیست. چنانکه تکرار چنین ماجراهایی را در زمان پخش سریال تاریخی «مختارنامه» نیز می‌توان دید. به عنوان نمونه، در همان ایام موجی از جدال‌های اینترنتی و غیراینترنتی «آریایی و عربی» میان مخاطبان این سریال درگرفت که در یک سر طیف آن، عده‌ای معتقد بودند رسانه‌ی ملی نباید با هزینه‌ای هنگفت، داستان یک قهرمان عرب را تبدیل به سریال کند و در سر طیف دیگر، برخی با استناد به ماجرای اختلاف عربی-عجمی کاراکتر «کیان» و ایرانیان لشکر مختار با برخی از اطرافیان عرب مختار که منجر به شکست حکومت شیعی شد، این اختلافات نژادی را عامل تفرقه و توطئه‌ی دشمن می‌خواندند.
 


 
ماجرای بهره‌برداری‌های سیاسی از «مختارنامه» البته در همین جا خاتمه نیافت و با اظهارات «عزت‌الله ضرغامی» در مورد این سریال، وارد مرحله‌ی تازه‌ای شد: «به اعتقاد بسیاری صاحب‌نظران اگر سریال مختارنامه همزمان با حوادث فتنه‌ی ۸۸ پخش می‌شد، حركت و روند جامعه به گونه‌ی دیگری رقم می‌خورد.» جمله‌ای که در دل خود، حاوی پیام نهفته‌ای از تشبیه حکومت شیعی مختار به نظام جمهوری اسلامی در بازه‌ی زمانی پرهیاهوی بعد از فتنه‌ی ۸۸ بود.
 


 
نمونه‌ی دیگر این تشابه‌سازی‌های سیاسی در سریال‌های تاریخی، در زمان پخش سریال «یوسف پیامبر» به کارگردانی «فرج‌الله سلحشور» رخ داد. چنانکه سرکشی‌های «یوزارسیف» به ولایات مختلف مصر در دوران هفت ساله‌ی ذخیره‌ی گندم، با یکی از برنامه‌های دولت وقت مقایسه شد و رسانه‌ی ملی از سوی منتقدان و حامیان دولت، همزمان مورد انتقاد و تحسین قرار گرفت.
 


 
جالب‌تر اینکه چنین شبیه‌سازی‌هایی در مورد سریال‌های خارجی هم مسبوق به سابقه است؛ چنانکه سریال «جومونگ» در انتخابات سال ۸۸ مورد استناد یکی از طرفین جدال انتخاباتی داغ آن روزها بود و به همین واسطه، شعارهای انتخاباتی زیادی هم پیرامون آن ساخته شد.
 


 
اما با مروری اجمالی بر برخی از این تشبیهات که همیشه بر بحث‌های روز سیاسی اجتماعی جامعه منطبق می‌شوند، این سوال به ذهن خطور می‌کند که چه عاملی باعث می‌شود که به طور مثال، سریال «میکائیل» محصول مشترک «سیروس مقدم» و «سعید نعمت‌الله» از این زاویه مورد توجه قرار گیرد و موجی از پیامک و محتواهای اینترنتی درباره‌ی آن ساخته شود، اما سریال‌هایی مثل «زیر هشت» و «مدینه» و «دیوار» که محصول همکاری همین کارگردان و همین فیلمنامه‌نویس است، اصلاً از زاویه‌های سیاسی و اجتماعی با چنین تشبیهاتی مواجه نشوند؟ راز این ماجرا چیست؟ اصولاً سریال «میکائیل» چه تفاوتی با سریال «مدینه» یا «دیوار» دارد که از حد یک سریال پربیننده‌ی تلویزیونی فراتر رفته و وارد محدوده‌ی لطیفه‌های اینترنتی و پیامکی و یا به عبارت بهتر، وارد محدوده‌ی به شدت مهم و قابل مطالعه‌ی فرهنگ عمومی مردم ایران –ولو برای چند روز- می‌شود؟
 
به نظر می‌رسد در نگاه اول، «میکائیل» تمام ویژگی‌های متن‌های «سعید نعمت‌الله» را در خورد دارد؛ یعنی تا حد زیادی تلخ است به خصوص در قسمت‌های آغازین، دیالوگ‌های خطابه‌وار است و شخصیت‌ها طوری با هم حرف می‌زنند که انگار جملات قصار می‌گویند، کاراکترهای منفی شیفته‌ی فرزند خویش هستند و عشق به فرزند، مهم‌ترین ویژگی آنهاست (مثل «اردلان سرافراز» در «مادرانه»، «جمیل» در «دیوار»، «روحی» در سریال «مدینه» و همین «آقاخان» در سریال «میکائیل»)، شدت اتفاقات بد و تلخ در برخی فرازها ممکن است مخاطب را کلافه کند، رگه‌های پلیسی  و معمایی و تبهکارانه معمولاً در این آثار دیده می‌شود، داستان متمایل به فیلمفارسی است و مسائل ناموسی و کاراکترهای عصبی لمپن تقریبا پای ثابت متن‌های او هستند و ... اما «میکائیل» علاوه بر این‌ها یک ویژگی شاخص دیگر دارد که همین محل تمایز آن با دیگر آثار «نعمت‌الله» است.
 
 


 
سریال «میکائیل» قهرمان دارد؛ قهرمانی که خیلی بیشتر از شبه‌قهرمانانی چون کاراکتر مثبت «مدینه» در سریال «مدینه» یا «محمد جواد» منفعل و غیرموثر در سریال «مادرانه»، اکت قهرمانانه دارد. قهرمانی که به شدت منطبق بر الگوی موفق «سفر قهرمان» حرکت می‌کند.
 
الگوی «سفر قهرمان» یک الگوی کلی است که ادعا می‌شود بیشتر اسطوره‌های جهان بر اساس آن پی ریزی شده‌اند. این الگو نخستین بار، توسط «جوزف کمپبل» در کتاب «قهرمان هزار چهره» (۱۹۴۹) معرفی شد. کمپبل معتقد بود که از زمانی که انسان‌های غارنشین، پس از شکار روزانه، شب‌هنگام گرد آتش جمع می‌شدند و قصه می‌گفتند تا به امروز، داستان‌ها از عناصر و الگوهایی بهره می‌برند که به‌طرز شگفتی در میان فرهنگ‌ها و اقوام گوناگون شبیه و حتی یکسانند.
 
کمپبل برای این الگو، هفده مرحله یاد می‌کند، اما بیشتر اسطوره‌ها تمام این مراحل را دارا نیستند و بعضی فقط روی یکی از این مراحل تمرکز دارند. قوت و البته ظرفیت‌های بی‌شمار این نظریه در حدی بود که با گذشت زمانی نه‌چندان طولانی مورد توجه دستگاه داستان‌گوی هالیوود قرار گرفت. در زمانی کم‌تر از ۴۰ سال از انتشار، نظریه‌ی «کمپبل» رسماً به دنیای فیلمنامه‌نویسی نیز ورود پیدا کرد. البته ورود غیرِرسمی آن به هالیوود سال‌ها زودتر اتفاق افتاده بود. اما «ووگلر» اولین‌بار در سال ۱۹۹۲، به‌صورت رسمی، چارچوب قاعده‌مند و استانداردی برای استفاده از این نظریه در فیلمنامه‌نویسی، منتشر ساخت. او در «سفر نویسنده: ساختار اسطوره‌ای برای نویسندگان» به‌خوبی توانست مراحل سفر قهرمان را در چارچوبی متناسب با مدیوم فیلمنامه، بیان کند.
 
«ووگلر» به پیروی از این روش، این مسیر را چنین تعریف می‌کند: قهرمان در «دنیایی عادی» زندگی می‌کند؛ اما در جریان یک اتفاق، به ورود به دنیایی دیگر «دعوت» می‌شود. او ابتدا «رد دعوت» می‌کند. اما پس از راهنمایی «مرشد» فرزانه، می‌پذیرد و اینگونه از «نخستین مرز» یا آستانه عبور می‌کند. در دنیای جدید، «دوستان و دشمنان» خویش را می‌شناسد و با نخستین آزمایش‌ها، آزموده می‌شود. پس از آن به دل دشمن و درون «ژرف‌ترین غار» می‌رود و در «آزمایش بزرگ» قرار می‌گیرد، تا نزدیک شکست می‌رود؛ اما در نهایت موفق می‌شود و از این مبارزه و پیروزی، «پاداشی» به دست می‌آورد. در «مسیر بازگشت»، مورد تعقیب دشمنان قرار می‌گیرد و باز هم در آستانه‌ی نابودی، «تجدید حیات» می‌کند و با «اکسیر» به دنیای آرام خویش بازمی‌گردد. (منبع: اسماء-ضمیمه آزاد نشریه سوره اندیشه- مقاله‌ی سینمای بی‌قهرمان- محمدحسن فردوسی‌زاده)
 


 
با چنین توصیفی، سریال «میکائیل» جز معدود سریال‌های سال‌های اخیر است که تلاش کرده بر اساس این الگو، داستان خود را بنا کند. این بار، «خیر و شر» واضح‌تر از همیشه جلوی هم ایستاده‌اند. «میکائیل» به دنبال بازگرداندن «عدالت» به منطقه‌ی «شصت کیلومتر» و «آقاخان» به عنوان قطبی منفی قصه، رو در روی هم می‌ایستند و نهایتاً عنصر «خیر» پس از چندین رفت و برگشت و تحمل مصائب فراوان که او را تا آستانه‌ی نابودی قرار می‌دهد، بر «شر» پیروز می‌شود.
 
در این میانه البته رابطه‌ی ناموس محور و غیرت محور «یاس» و «میکائیل» و خرده پیرنگ‌های پیرامونی کاراکتر «رشید» و همسرش و به خصوص نوع بازنمایی غلو شده‌ی «آقاخان» و نوچه‌هایش، به شدت پهلو به فیلمفارسی می‌زند و مصداق افزودنی‌هایی است که نویسنده می‌خواهد به کمک آن‌ها، مخاطبی را که سال‌هاست سلیقه‌اش آلوده به فیلمفارسی شده و به آن عادت کرده است، پای گیرنده نگه دارد. اما به هر حال، الگوی سریال، همان الگوی موفق «سفر قهرمان» است که سال‌هاست که در تمام رسانه‌های دنیا با موفقیت، امتحان خود را پس داده و هنوز هم می‌دهد.
 
این ویژگی وجود «قهرمان»، ویژگی مشترک همه‌ی سریال‌های قبلی مذکور در بندهای پیشین هم هست. از «مختار» سریال «میرباقری» که طی سفرش از زندان ابن‌زیاد تا اریکه‌ی خلافت در دارالاماره‌ی کوفه کاملاً منطبق بر الکوی سفر قهرمان حرکت می‌کند تا «یوزارسیف» سریال «سلحشور» که از حضیض چاه به اوج جاه در دربار مصر می‌رسد.
 
«پرده‌نشین» هم با نسبتی تقریبی، الگویی جز این ندارد. «حاج آقا شهیدی» (فرهاد آئیش) قهرمان سریال است و بزرگترین مانع ضد قهرمانان مجموعه یعنی «خزاعی» (بابک حمیدیان) و «میرزائی» (آتیلا پسیانی) که به نوعی مفسد اقتصادی محسوب می‌شوند. «حاج آقا شهیدی» در این جدال، مورد اتهام مردم قرار می‌گیرد و دار و ندارش را می‌فروشد و لباس چوپانی به تن می‌کند، اما نهایتاً دوباره پس از احیا، با سلام و صلوات و در اوج عزت، به حوزه‌ی علمیه باز می‌گردد و «خیر» بر «شر» پیروز می‌شود.
 
تنها تشابه «جومونگ» کره‌ای با «مختار» عراق عرب و «یوزارسیف» مصر و «میکائیل» ایرانی هم، در همین بعد قهرمانی است. همه‌ی این سریال‌های قهرمان دارند و مردم ایران هم مثل تمام دنیا و شاید بیش از بسیاری از مردم دنیا، شیفته‌ی قهرمان‌اند. 
 


 
بدین ترتیب، می‌توان ادعا کرد سلیقه‌ی شرقی ایرانی، هر گاه قهرمانی را روی آنتن می‌یابد که دغدغه‌اش ملموس و قابل درک است و از سطوح پائین جامعه، حرکتی را به سمت اصلاح ساختارهای معیوب و مشکلات جامعه‌اش آغاز می‌کند، چنان با آن کاراکتر همذات‌پنداری می‌کند که سریع در پی تطبیق او با نسخه‌های پیرامونی‌اش می‌گردد. اگر طرفدار فلان رئیس‌جمهور باشد، «میکائیل» و «جومونگ» «یوزارسیف» را به نفع او تصرف می‌کند، اگر کینه‌ی آقازاده‌ها را به دل داشته باشد، جدال حاج آقا شهیدی با پسرش را در راستای تطهیر آقازاده‌ها می‌بیند، اگر دوز آریایی‌گری‌اش بالا باشد، «مختارنامه» را توهین به ایرانی‌گری می‌بیند و اگر علاقه‌مند نظام اسلامی باشد، همین «مختارنامه» را مانیفستی برای آسیب‌های احتمالی پیش روی حکومت شیعه تعبیر می‌کند.
 
اما فارغ از این برداشت‌ها و صحت و سقم هر یک، همه‌ی این موارد موید تأثیر شگرف یک عامل است؛ همان عاملی که از این سریال‌ها، مجموعه‌هایی پرمخاطب می‌سازد و از سینمای ایران، یک سینمای ورشکسته. همان عاملی که باعث می‌شود مردم سریال «جواهری در قصر» را «یانگوم» بخوانند و سریال «پایتخت» را با نام «نقی معمولی» بشناسند. همان نکته‌ای که مخاطبان فراوانی را پای سریال ترکیه‌ای «فاطماگل» می‌نشاند و نام سریال کلمبیایی «ویکتوریا» را  به عنوان اولین سریال پربیننده‌ی ماهواره‌ای، ثبت می‌کند. همان نکته‌ای که باعث شده تا سینمای پیش از انقلاب با وجود ابتذال فراوان و سطحی‌گری مفرط، هنوز با کاراکترهایی چون «قیصر» و «فردین» و «فروزان» و «علی بی‌غم» و «آقامهدی پاشنه‌طلا» خاطره‌انگیز جلوه کند. راز موفقیت این ماجرا، در یک عامل است: «قهرمان». همه‌ی این سریال‌ها، قهرمان دارند. قهرمانانی که بعد از رسیدن به حضیض، یک بار دیگر قد راست می‌کنند و در نهایت «شر» را شکست می‌دهند.
 
اگر رسانه‌ی ملی، به این عامل دقت کند و آن را در دستور کار قرار دهد، قطعاً گوی سبقت را از رقبایش خواهد ربود. حتی اگر سینمای ایران نیز به روزهای انتهای دهه‌ی شصت و ابتدای دهه‌ی هفتاد بازگردد که «قهرمان» داشت و مردم را به هیجان می‌آورد، اوضاع گیشه تکان خواهد خورد. اگر هم مثل تمام این سال‌ها، به هر دلیل و بهانه‌ای از بازنمایی «قهرمان» عدول کند، مردم خریدن دی‌وی‌دی‌های ارزان قیمت هالیوودی و تماشا کردن قهرمانان کره‌ای و ترکیه‌ای را به دیدن تلویزیون و سینمای وطنی ترجیح خواهند داد. اوضاع این قدرها هم پیچیده نیست. ولی ظاهراً سینماگران ایرانی چندان به «قهرمان» علاقه ندارند و بدتر اینکه، شوربختانه علت ناکامی خود را در عواملی چون ممیزی و دخالت مجلس در امور سینما و ... می‌بیننند.


نویسنده محمد صادق در 12:36 ب.ظ | نظرات()
مرحوم سیداحمد خمینی(ره) در این مصاحبه انتقادهای شدیدالحنی نسبت به تلاش دولت هاشمی برای رابطه با آمریکا و اشرافی­گری و رفاه­زدگی در وزارتخانه­ ها می­ کند.

شیرازه: به گزارش جهان، یکی از دلایل مهم روی کارآمدن سیدمحمد خاتمی در خرداد ۷۶، سانسور و خفقان سیاسی دولت پنجم و ششم هاشمی رفسنجانی بود؛ چنانکه روزنامه‌های اصلاح‌طلب در طول سال‌های دولت اصلاحات همواره هاشمی رفسنجانی را به خاطر این سیاست مورد تخطئه و نقد جدی قرار می ­دادند.

مرحوم حجت الاسلام سیداحمد خمینی(ره) از معدود چهره‌های سیاسی بود که نه تنها در اعتراض به این سانسورها و فشارها سخن می­ گفت بلکه نسبت به اشرافی­گری در دولت نیز انتقادهای تند و تیزی در محافل عمومی بیان می­ کرد. انتقادهایی که روزبه‌روز شدیدتر و تندتر می‌شد. مصاحبه‌ای که در زیر می‌خوانید، مصاحبه‌هایی ایشان با روزنامه کیهان در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۷۰ است. مرحوم حاج احمد آقا در این مصاحبه انتقادهای شدیدالحنی نسبت به تلاش دولت هاشمی برای رابطه با آمریکا و اشرافی­ گری و رفاه زدگی در وزارتخانه ­ها می­کند.

* * *

بعضی بر این توهم­‌اند که وجه سیاسی مبارزه با غرب از وجه فرهنگی آن جداست و می­‌گویند نباید مبارزه فرهنگی با غرب را با مبارزه سیاسی یکی کرد.

فرهنگ و سیاست از هم جدا ناشدنی­ اند. اگر مسئولان سیاسی نظام حرکت­شان به‌­گونه‌­ای باشد که دل غرب را شاد کند، زمان شروع انحطاط فرهنگی فرا می­‌رسد. هرکسی فکر کند که می­‌توان با فرهنگ غرب مبارزه کرد ولی از نظر سیاسی به غرب چرخش داشت یا خائن است یا بی­شعور و یا مامور است و یا بی­‌سواد. به­‌هیچ وجه سراغ مبارزه با فرهنگ غرب نباید رفت اگر در سر هوای نزدیکی سیاسی با غرب را می‌پرورانیم.
متاسفانه تجمل، زیبایی­‌پرستی، رفاه­‌زدگی، افراط در میهمانی‌­های آن­چنانی به حدی است که اگر بخواهیم به سال­‌های قبل از فوت امام برسیم کار بس مشکلی در پیش داریم.
مباحثات کیهان در زمینه فیلم و کتاب و گفت‌وگوهای دو طرف و اظهار نظرها باید از اینجا شروع شود که آیا با غرب می‌خواهیم چه کنیم؟ آیا می‌خواهیم رابطه برادرانه داشته باشیم یا رابطه برای منافع‌مان. در صورت دوم باید دانست که کاری است بس مشکل، ولی در صورت اول دیگر نباید بحث از اسلام کرد، بحث از دفاع انقلاب کرد. بحث از دفاع از آرمان­‌های امام نباید کرد. باید به زرق­‌وبرق دنیا دل‌خوش داشت که در همین حد هم برای همیشه باقی خواهیم ماند. اگر می‌خواهیم مورد هجوم غرب قرار نگیریم باید به غرب حمله کنیم؛ چرا که در دفاع از هجوم غرب همیشه خائنانی وجود دارند که زیبایی­‌های غرب را نشان ‌می‌دهند و آنقدر اصرار می‌کنند و پافشاری می‌نمایند تا بالأخره در سد دفاع از هجوم فرهنگ غرب سوراخی ایجاد می‌کنند که اگر دیر بجنبیم همه را آب برده است.

حالا که بحث به اینجا رسیده است، جا دارد نسبت به خطر تجمل­‌گرایی و رفاه‌­زدگی هم مطالبی بفرمایید.

بله. متاسفانه تجمل، زیبایی­‌پرستی، رفاه­‌زدگی، افراط در میهمانی‌­های آن­چنانی به حدی است که اگر بخواهیم به سال­‌های قبل از فوت امام برسیم کار بس مشکلی در پیش داریم. شما سری به وزارت­خانه­‌ها بزنید، گلدان­‌های گل­‌های زینتی را که از مال مردم فقیر تهیه می‌شود ببینید، میز و صندلی­‌ها، دیگر میز و صندلی­‌های اول انقلاب نیست. سفره­‌ها دیگر آن سفره‌­ها نیست. ریخت­‌وپاش­‌ها دیگر به قدری است که دل هرکسی را به درد می­‌آورد. این‌ها همه برای این است که شعارهای انقلاب را جدی نگرفته‌ایم.

وقتی هواپیمای نظامی آمریکا در فرودگاه تهران به زمین نشست، من که شدیدا خجالت کشیدم. این واقعه در ایران کوچک گرفته شد ولی رسانه­‌های غربی این را یک واقعه بزرگ خواندند. این واقعه مرا منتقل کرد به اینکه آمریکایی­‌ها تیم پینگ‌پنگ­شان را بعد از مدت­‌ها التماس به چین فرستادند و این را پیروزی بزرگ دانستند. آمدن هواپیمای نظامی آمریکا بسیار زشت بود. لذا همه رسانه‌­های خارجی مسئله را این‌­گونه مطرح کردند که برای اولین بار در تاریخ انقلاب ایران، یک هواپیمای نظامی آمریکا به سلامت در فرودگاه تهران به زمین نشست.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000421/nf00421882-1.jpg

مسئولین اگر بخواهند خیر دنیا و آخرت را ببرند باید به دستورالعمل­‌های
در دفاع از هجوم غرب همیشه خائنانی وجود دارند که زیبایی­‌های غرب را نشان ‌می‌دهند و آنقدر اصرار می‌کنند و پافشاری می‌نمایند تا بالأخره در سد دفاع از هجوم فرهنگ غرب سوراخی ایجاد می‌کنند
رهبری معظم انقلاب مبنی بر کشتن آمریکایی­‌هایی که در منطقه آمده‌­اند، اقدام جدی کنند؛ چرا که فرمودند اگر کسی در این راه کشته شود شهید است؛ ولی بعضی از حرکت­‌ها به هیچ­‌وجه با آنچه فرموده‌­اند سازگار نیست.

رهبر انقلاب با خطابه­‌های آتشین خود فرزندان انقلابی جهان اسلام را به مبارزه بزرگ علیه ارتجاع و آمریکا و غرب و عالم استکبار فرا می­ خوانند. ما شدیدا باید از رهبری پیروی کنیم و نگذاریم این مسأله جابیفتد که برای مسأله رفاهی هر کاری را بشود کرد. اگر تمامی سیاست‌مداران ایران دنباله‌رو امام و رهبری هستند باید نگذارند جنگ با غرب به خصوص آمریکای جهانخوار کمرنگ شود و با شهامت هر سیاستی که برخلاف آن است محکوم کنند. همه باید متوجه باشیم که طبع قدرت، دیکتاتوری می‌آورد یعنی انسان صاحب قدرت را به جایی می‌رساند که دیگر تحمل حرف مخالف را ندارد و از آنجا قدرت دارد دستور به کارهایی ولو به زور را ‌می‌دهد و کم­ کم صاحب قدرت در سراشیبی سقوط قرار می‌گیرد، مگر کسانی که مهذب باشند.

من بارها گفته‌ام که رهبری معظم انقلاب را باید از گزند انتقاد دور داشت. رهبری مقام بزرگی است و ما به رهبر در مواقع حساس شدیدا نیازمندیم. ولی از رهبری که گذشت در هر کسی را در هر مقامی و اگر بخواهد موثر باشد، مقام هرچه بالاتر است باید انتقاد شدیدتر باشد تا طرف احساس قدرت نکند و قدمی برخلاف مصالح انقلاب و اسلام برندارد. امام فرمود انتقاد بلکه تخطئه از موهبت­‌های الهی است. اگر مسئله‌ای اتفاق افتاد که عده‌ای نپسندیدند باید آن را روشن بیان کنند و فکر نکنند اگر حرفی زدند که خلاف میل رئیس­‌جمهور عزیزمان یا وزرا یا نمایندگان است، موجب تضعیف می‌شود. بحمدالله نظام ما بر دوش مردم متقی و متدین استوار است و حکم و پایدار از این­‌گونه مسائل هیچ آسیبی نمی‌بیند، ولی عدم انتقاد و پرخاش بسیار خسارت‌­آور است. رسانه­‌ها باید حرف‌های مخالف دولت را بزنند، مخالف نمایندگان و مجلس و قوه قضائیه را منعکس کنند. این آزادی است که مردم در راهپیمایی­‌هایشان از آن بارها و بارها دفاع کرده‌اند. در این سو رادیو و تلویزیون می‌تواند بسیار نقش اساسی داشته باشد. وقتی چنین جوی در اینجا قدرت گرفت، آن­‌وقت بهتر می‌توان به جنگ غرب رفت. مطمئن باشید فرهنگ غرب با هواپیمای نظامی آمریکا وارد ایران می‌شود که پتوهای کهنه ارزان­ترین بهای چنین کار بزرگی است.

منبع: تاریخ انقلاب










نویسنده محمد صادق در 12:12 ب.ظ | نظرات()


پشت لبخندهای بی‌معنی

باز دندان اجنبی پیداست

زوزه گرگ‌ها بلند شده

یمن این‌بار یکه و تنهاست

از کمان کسی رها شده که

کارش این بوده "حق‌ستیزی محض”

تیر مسموم غرب آمده و

هدفش قلب ملت صنعاست

پشت این فتنه مکر روباه است

غافل از اینکه راه بی راه است

چاه‌کن خود همیشه در چاه است

جبهه حق همیشه پا بر جاست


امر از سمت صهیونیست یهود

دشنه در دست خاندان سعود

منطقه باز سخت ناامن است

سگ نحس نجس دوباره رهاست


کینه دارند کینه‌ای شتری

خیبر و بدر یادشان مانده

دشمنی با حکومت علوی

بغض دیرینه یهودی‌هاست


هر کجای زمین که ظلمی هست

هر زمانی که خون و خون‌ریزی است

حرف از ظلم در میان باشد

پای ثابت همیشه آمریکاست


انظروا یا جماعه الاعراب!

یمینیون شعب اخوتنا

ها هناک هناک الاستکبار

این سکوت دوباره بی‌معناست


وحدت و یک‌صدایی و ایمان

این سه با هم نوید پیروزی است

نور قرآن، ولایت و عترت

در دل شب چراغ راهنما است


و سحر می‌رسد باذن الله

که قدم‌های صبح در راه است

می‌رسد فصل سبز آرامش

می‌رسد از نشانه‌ها پیداست


شاعر:محمد صادق آتشی




نویسنده محمد صادق در 11:59 ق.ظ | نظرات()
هاشمی رفسنجانی

اظهارات هاشمی رفسنجانی به عنوان یک روحانی در مورد موضوع حجاب بانوان اگر چه واکنش هایی را به دنبال داشت، اما بیش از همه برای آنهایی که با سخنرانی های آتشین وی در دهه ۶۰ آشنایی دارند مایه تعجب بوده است.

به گزارش رجانیوز، هاشمی رفنسجانی در همایش بزرگداشت بانوی انقلاب اسلامی، خانم خدیجه ثقفی گفت: «اآدم‌های خشک مقدس و چیزهای این طوری هم پیدا می‌شود که به این مسائل مهم توجه نمی‌کنند و به سراغ مسائلی دیگر می‌روند مثلا فرض کنید همه مصیبت ما این باشد که چند تا زن در خیابان این گونه باشند بله این مصیبت است و زنان باید در جامعه حداقل حجاب اسلامی را داشته باشند اما بقیه مسائل چه ظلم‌ها سرکوب‌ها حق مردم را ضایع کردن‌ها چه؟»

این صحبت های هاشمی در حالی صورت گرفت که وی در سال ۶۳ در خطبه نماز جمعه ۵ مرداد همان سال درباره موضوع بدحجابی، موضعی کاملا متفاوت داشته و اتفاقا بررسی مواضع وی نشان می دهد که او یکی از مروجین نوع برخورد با مقوله بدحجابی بوده است که امروز از آن با عنوان خشک مقدسی یاد می کند.

وی در این نماز جمعه می گوید: « مسأله دیگری که در این هفته داشتیم، تظاهراتی بود که جمعی ازافراد حزب ‏اللَّه علیه حرکت شیطنت ‏آمیز تضعیف حجاب اسلامی که در مملکت مان گاهی دیده می‏شود، انجام دادند. این حرکت از جهاتی قابل توجه است، خوب، آنهایی که به طور رسمی اعلام کردند، کارشان را انجام دادند و کار خوبی هم انجام دادند که خیلی روشن است. آقایان و خانم هایی که یکدفعه به صورت یک طغیان و انفجار، بدون اطلاع قبلی حرکت کردند، این مسأله یک مقدار قابل توجه است. من این را در چند دقیقه باز می‏کنم برای اینکه برای آینده ‏مان یک راهنمایی باشد. اولاً هیچ تردید ندارم که زمینه اصلی این حرکت در بطن مردم مسلمان و حزب‏ اللَّه است یعنی متهم نمی‏کنم که آن زمینه اصلی توطئه یا چیزی از این قبیل بوده باشد. طبیعی هم هست. این مردم واقعاً مسلمان هستند. برای اسلامی که در رساله‏ ها خوانده ‏اند مبارزه کرده‏ اند و شهید داده ‏اند و می‏ دهند و مشکلات انقلاب را تحمل می ‏کنند. وقتی که توی خیابان بیایند ببینند یک خانمی فقط برای اینکه در مقابل اسلام و مسلمانان یک دهن کجی کرده باشد به همین قانع است که یکی کمی روسریش را عقب ببرد، سینه‏ اش را باز بگذارد، جوراب بدن نما بپوشد یا یک جوانکی لباس بی‏ربط بپوشد تا مردم در رستوران ها، هتل ها و پارک ها و چیزهایی این طوری ببینند - البته بی‏حجابی به آن صورت که حالا شعار می‏دهند نیست چون حجاب به هر حال هست منتهی کم حجابی هست یعنی نیمه حجاب بیرون می‏آیند - این برای مردم گران است. اگر در ادارات بروند و ببینند یک خانمی این طور پشت میز نشسته بدتر عصبانی می‏شوند چون حقوق بگیر دولت اسلامی، این طرز رفتار کند، آدم را بیشتر خشمگین می‏کند. اگر در صدا و سیما چنین چیزی ببینند بیشتر خشمگین می‏شوند. آنجایی که باید ترویج کند، اگر چیزی ببینند، درست ضد توقعشان است و باعث ناراحتی می‏شود. ما هم مرتب به مردم وعده دادیم که گشت درست کردیم، گشت هایمان چه می‏ کنند. دیدند نه، خبری از آن هم نیست، خیلی جدی عمل نمی‏شود، آنها هم دارند پُررو می‏شوند...

اگر از طرف حکومت حرکت مناسبی نشود، محتسبین حکومت نتوانند وظایف خود را به خوبی انجام دهند مردم خودشان وارد میدان می‏شوند. اگر تا اصل مسأله، حدود مراعات بشود از لحاظ بنده به عنوان یک مسؤول، ریشه ‏کار را ریشه صحیح می‏دانم...

بنابراین اصل مسأله بسیار مقدس، حضور شما عزیزان بسیار مقدس و مورد تشکر، موضع وزیر کشور هم بسیار صحیح و نتیجه این حرکت هم مطمئناً تا امروز خوب است؛ دیگر لزومی ندارد از این به بعد شما این طوری ادامه دهید. کار بحمداللَّه به اندازه کافی بود، ضربه‏ ای که می‏ خواستید وارد کنید و بعضی‏ ها را بیدار کنید، بیدار کردید و آینده هم اگر دیدید ما بیدار نشدیم دوباره بگویید، حرفی نداریم. اما این جهاتی را هم که گفتم مواظب باشید. ضمناً به آن طبقه‏ ای که مراعات حجاب را نمی‏کنند باز می‏گویم که شما خانم ها ببینید، آقایانی که طرفدار این هستید! شما که این حکومت را نگه نداشته‏ اید! شما که اگر هم آن روزها در انقلاب آمدید و شعار دادید یک جزء کوچکی از مردم بودید! از روزی که آمریکا و صدام و منافقین، دشمنان ما و همه، لیبرالها و سرمایه‏دارهای فراری و اینها همه فشارشان را به این جمهوری اسلامی شروع کردند شما چه خدمتی کردید. غیر از اینکه صف ها را طولانی کنید، غیر از اینکه مصرف را زیاد کنید، غیر از اینکه اسباب زحمت بشوید، بیشتر این مردم بودند، اینها شهید دادند، اینها مبارزه کردند و اینها نمازجمعه آمدند، اینها همه این کارها را کردند، انقلاب مال اینهاست، اینها صاحب این انقلابند، اسلام هم که روح اصلی انقلاب است از آن اینهاست. اگر شما مسلمانید، که با هم هستید، اگر نیستید هم به هرحال این انقلاب اسلامی است و مال مسلمانهاست. این انقلاب اسلامی است نه ایرانی. اگر رنگ ایرانی دارد در درجه چندم دارد. ما انقلاب ایرانی نکردیم ما انقلاب اسلامی کردیم. این واقعیت را بپذیرید. خوب! شما می‏بینید که ما در اداراتمان غیرمسلمان فراوان داریم. این نیست که در کشورمان غیرمسلمان نباشد. در مجلس می‏بینید غیرمسلمان هست، محترم و معزز هم هستند، مثل خود ما توی مجلس عمل می‏کنند. دانشگاهمان را دارید می‏بینید. خوب! توی کلاسها با این پرخرجی، خواهرها هستند، برادرها هم هستند، خانم ها هستند، آقایان هستند و مسلمان هست، غیرمسلمان هم هست، هیچ کس هم نمی‏گوید چون نماز نمی‏خواند در دانشگاه راهش ندهید. چنین چیزی نیست. حال اگر یک کسی این حرف را زده از خودش گفته. این قانون ما نیست. ما نزدیک چهل درصد دانش آموزانمان، خانم ها هستند، نزدیک یک رقم عظیمی از دانشجویانمان خانم ها هستند. در اداراتمان خانم ها هستند، توی هرجا که خواستند خانم ها آمده‏اند، اصلاً بنای اینکه حقوق خانمها را با مسایلی که مربوط به زندگی است هیچ محدود بکنند، این حرفها نیست. مسأله حجاب است. این یک مسأله فتوای همه فقهای ماست. ما نمی‏توانیم از این صرف نظر کنیم. نمی‏توانیم اجازه دهیم توی خیابان ها بچه ‏های مسلمان ها گناه بکنند. خوب، می‏گوید من می ‏خواهم توی خیابان بروم چه گناهی کردم که حکومت نمی‏تواند محیط را صاف کند که من گناه نکنم. این حق او است. شما ملاحظه کنید ما به داخل خانه‏ های شما نیامدیم. کسی هم که آمد محکوم کردیم؛ آنهایی را که گاهی طغیان کردند و خلاف کردند. محدوده خانه‏ هایتان محفوظ است. محدوده داخلی شخصی‏تان کسی کار به شما ندارد. ما خبر داریم شماها که می‏روید خارج، خیلی از شماها ترکیه که هواپیماتان رسید چادرها را می‏اندازید پایین و همان جا میز توالت‏تان را همراهتان بردید توی هواپیما. تیپ شما را ما می‏دانیم، ولی این خیابانهایمان، معابرمان، پارکهایمان اینها را به خاطر این مردم باید حفظ بکنیم و شما مراعات کنید، تحریک نکنید و بدانید که نصایح ما هم حدی دارد. همان طور که عرض کردم ما اگر دیدیم که قاضی‏مان نتواند، پلیس‏مان نتواند، زورش به شما نرسد چاره‏ ای نداریم یک روز بگوییم خود مردم امر کنند. امر به معروف و نهی از منکر ممکن است به آن مرحله برسد.»
به نظر می رسد اقتضائات سیاست ورزی و کسب قدرت برای برخی سیاستمداران به گونه ای تعریف شده است که بر مبنای آن تغییر مواضع ۱۸۰ درجه ای امری عادی باشد.




نویسنده محمد صادق در 10:58 ق.ظ | نظرات()
پس از سایت رهبرانقلاب، دوتن از فرماندهان سپاه نیز به خاطره‌سازی مخدوش هاشمی از سقوط فاو واکنش نشان دادند.
 
به گزارش رجانیوز پس از آنکه نقل قول مخدوش و نادرست هاشمی از ماههای پایانی جنگ و تصمیم دادگاه‌های پایان جنگ برای اعدام فرماندهان مقصر آن شکست‌ها توسط سایت رهبر معظم انقلاب تکذیب شد؛ این‌بار دوتن از فرماندهان و دست‌‌اندرکاران دفاع مقدس نیز به آن واکنش نشان دادند. 
 
سردار مرتضی قربانی فرمانده‏ ای که نامش با فاو گره خورده است طی مصاحبه‌ای ابعاد ناگفته‌ای از سقوط فاو را بیان کرد.
 
 
مرتضی قربانی با بیان اینکه فرماندهان ارتش و سپاه همراه با آیت‌الله موسوی اردبیلی و آیت‌الله جوادی آملی در همایش قرارگاه نجف در کرمانشاه حضور داشتند و خبر سقوط فاو در آنجا به آنها رسیده ماجرای رفتن رحیم‌صفوی به فاو را اینگونه بیان می‌کند: «سراسیمه ۲ هلی کوپتر آمد و من و سردار صفوی و شهید احمد کاظمی و دو سه نفر دیگر از نیروهای دور و برمان حرکت کردیم. سردار سلیمانی توی هلی کوپتر ما نبود. فکر می‌کنم حاج قاسم با هلی کوپتر دیگر آمد. هلی‌کوپتر در دزفول نشست و سوختگیری کرد و دوباره راه افتادیم به سمت آبادان. نزدیک فاو مجددا خلبان گفت که سوخت در حال تمام شدن است. گفتیم باید ما را در فاو بنشانی. گفت سوخت تمام می شود. ما هم گفتیم اشکال ندارد باید بروی توی فاو بنشینی. خلبان شجاعی بود، رفت و در فاو نشست و من و سردار صفوی و احمد کاظمی پیاده شدیم. ساعت ۱۰ بود که به فاو رسیدیم و عراق هم شب قبل حمله کرده بود».
 


منطقه عملیاتی فاو
 
سردار قربانی در ادامه می‌گوید: «وقتی ما رسیدیم، خط دوم هنوز در اختیارمان بود. بچه ها ۲۴ ساعت جنگیدند تا خط را حفظ کنند. دشمن حمله می‌کرد و بچه‌ها پاتکش را جواب می‌دادند تا اینکه ارتش عراق دست به یک حمله بی محابا زد و عقبه ما را با هرچه در اختیار داشت، با هواپیما و شیمیایی، به شدت کوبید. از طرف دیگر، ما در خط هم درگیر بودیم. آقا رحیم پیام داد که برگردید ولی ما عقب نشینی نکردیم تا اینکه ۳نفر از فرمانده گردانهای ما با تیر مستقیم تانک شهید شدند. عراقی‌ها مثل صف نظام‌جمع مدرسه، تانک چیده بودند و تمام خاکریزها را با تیر تانک می زدند. با این حال شاید ۱۷ تا ۱۹ تانک را خودم زدم، حدود ۱۰-۱۵ تا دیگر هم بچه هایمان زدند.» 
 
بنابراین با توجه به اظهارات سردار قربانی این ادعای هاشمی درباره قصور رحیم‌صفوی که «فاو را با آن همه امکانات و اموال گذاشت و برگشت از روی پلی که با زحمت ساخته بودیم» نیز رد می‌شود.
 
مرتضی قربانی همچنین با اظهار تعجب از خاطره نقل شده از هاشمی درباره سقوط فاو و متهم کردن نیروهای سپاه و رحیم‌صفوی می‌گوید: «اگر آقای هاشمی چنین سخنی گفته باشند به نظر من اشتباه گفته اند. ایشان به همه لحاظ پای جنگ بود ولی اگر آمده و آقا صفوی را متهم کرده‌، اشتباه کرده و ما حاضریم با آقای هاشمی بنشینیم و صحبت کنیم، دلیل بیاوریم و بگوییم که اینجا، دشمن مقصر اصلی است نه این بچه ها و آقای صفوی.
 
آقای هاشمی هم این را بدانند -آقای هاشمی که در کرمانشاه و در قرارگاه نجف نبود- آن روز صبح که فرماندهان دیگر هم بودند، اولین فرماندهی که داوطلب شد بهمراه فرمانده لشکرها بیاید، جانشین فرمانده کل سپاه، رحیم صفوی بود.»

 
 

همزمان محسن رفیق‌دوست وزیر سپاه وقت نیز در مصاحبه با مهر از طرح مسائل این‌چنینی درباره فاو انتقاد کرده و ضمن اصرار بر عدم ورود به بحت در این‌باره می‌گوید: « موضوع فاو یک داستانی بود که امروز کسانی آن را طرح می‌کنند که می‌خواهند ضربه ای بزنند و من در پاسخ ندادنم جلوی آن ضربه را می‌گیرم.» او همچنین در پاسخ به این سوال که تبعات طرح مجدد موضوع فاو از سوی برخی افراد چیست؟ می‌گوید: «این افراد می‌خواهند به جایی ضربه بزنند که ما هدف آنها را می‌فهمیم.»


نویسنده محمد صادق در 10:50 ق.ظ | نظرات()

ما امروز بیشتر از اینکه بیاییم علیه آل سعود فریاد بزنیم یا علیه اسرائیل فریاد بزنیم، که مملکت ما سی و پنج سال شاهد چنین فریادهایی است، امروز آمده‌ایم به اهل یمن مژدۀ فتح و نصرت بدهیم و بگوییم «ای مردمان یمن! ما همان‌گونه که منتظر مهدی(عج) هستیم منتظر یمانی هستیم.»


امروز ملت ایران در سراسر کشور، در حمایت از مردم مظلوم یمن و در محکومیت جنایات آل سعود و صهیونیست‌ها، راهپیمایی کردند.

به گزارش رجانیوز، در شهر تهران نیز اجتماع پرشکوهی در حمایت از مردم یمن برپا شد که در آن حجت الاسلام پناهیان به ایران سخنرانی پرداخت.

آنچه در  ادامه می خوانید، مشروح سخنرانی مهم حجت الاسلام پناهیان، در اجتماع مردم تهران است :


مهربانی‌های پیامبر(ص) به یهودیان مدینه را به یاد داشته باشید

روز اول که پیامبر گرامی اسلام(ص) وارد مدینه شدند مهربانانه‌ترین و کریمانه‌ترین برخورد را با یهودی‌ها داشتند، به آنها اجازه دادند دین خودشان را داشته باشند، امور اقتصادی خودشان را بگردانند،

بقیه مطالب در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید



نویسنده محمد صادق در 10:12 ق.ظ | نظرات()
امام زمان، یامهدی،

"مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم" یکى از کتاب هاى ارزشمند شیعه، نوشته آیت‏ اللّه‏ سیدمحمدتقى موسوى اصفهانى(1348 ـ 1301ق) است که به قصد اداء حق حضرت بقیة‏اللّه(عج) که حقش بر گردن ما افزون‏تر از همه مردم است، احسانش بیشتر و بهتر از همه شامل حال خلق مى‏ شود و نعمت ها و منت ها بر ما دارد، به رشته تحریر درآمده است.

اصل کتاب به زبان عربى است و مؤلف در مقدمه مى‏نویسد:

"چون ما نمی ‏توانیم حقوق آن حضرت(ع) را ادا نماییم و شکر وجود و فیوضاتش را آن طور که شایسته است، بجا آوریم بر ما واجب است آن مقدار از اداى حقوق آن حضرت را که از دستمان ساخته است، انجام دهیم. . . بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت(عج)، انتظار فرج آن بزرگوار و دعا براى تعجیل فرج او و اهتمام به آنچه مایه خشنودى آن جناب و مقرب شدن در آستان اوست، می ‏باشد."

 

شباهت به خضر نبی

خضر: خداوند عمرش را طولانی نموده و این موضوع نزد شیعه و سنی مسلم است و روایات بسیاری بر آن دلالت دارد.

قائم نیز خداوند عمرش را طولانی قرار داده بلکه از بعضی روایات استفاده می شود که حکمت اینکه عمر خضر طولانی شده این است که دلیلی بر طول عمر قائم باشد. شیخ صدوق در کتاب کمال الدین در حدیثی طولانی از حضرت امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود: و اما بنده صالح خضر را خداوند عمر طولانی عنایت فرمود نه به خاطر نبوتی که برایش تقدیر کرده باشد یا کتابی که بر او نازل فرماید و نه آیینی که شرایع دیگر را نسخ نماید و نه برای امامتی که بندگان خود را به اقتدای به او ملزم سازد و نه اطاعتی که بر او فرض فرماید بلکه چون در علم خداوند گذشته بود که عمر قائم در دوارن غیبت طولانی خواهد شد تا آنجا که بندگان او باور نکنند و آن عمر طولانی را انکار نمایند.

خداوند عمر بنده صالح (خضر) را بدون سبب طولانی ساخت مگر به علت استدلال به وسیله آن بر عمر قائم و تا اینکه دلیل و برهان معاندین را قطع نماید که مردم را بر خداوند حجتی نباشد.

نام خضر بلیا است و بعضی اسم های دیگری گفته اند، علت اینکه خضر نامیده شده این است که بر چوب خشکی نمی نشست مگر اینکه سبز می شد و نیز گفته شده که هر گاه نماز بگزارد اطرافش سبز می شود و گفت اند برای اینکه او در سرزمین سفیدی بود که به یکباره تکان خورد و از پی او سبز شد.

در نجم الثاقب روایت کرده که حضرت قائم به هر سرزمینی که بگذرد سبز و پر گیاه می شود و آب از آنجا می جوشد و چون از آنجا برود آب فرو می رود و زمین به حال خود بر می گردد.

خضر خداوند متعال به او قدرت و نیرویی عنایت فرموده که به هر شکل که بخواهد در می آید چنانکه علی بن ابراهیم در تفسیرش از امام صادق روایت کرده. قائم را نیز خداوند همین قدرت عنایت فرموده است.

خضر مامور به علم باطن بود چنانکه به موسی گفت: همانا تو هرگز همراه من صبر نتوانی کرد و چگونه صبر نمایی بر آنچه نسبت به آن علم و احاطه نداری؟ قائم نیز مامور به علم باطن است.

خضر وجه کارهایش آشکار نشد مگر بعد از آن که خودش فاش کرد. قائم نیز وجه غیبتش آن طور که باید مکشوف نمی شود مگر بعد از ظهور.

خضر هر سال در مراسم حج شرکت می کند و تمام مناسک را انجام می دهد، قائم نیز هر سال در مراسم حج شرکت می کند و مناسک را به جای می آورد.



نویسنده محمد صادق در 09:44 ق.ظ | نظرات()
نویسنده محمد صادق در 09:00 ق.ظ | نظرات()
زیارت امام حسین علیه السلام در شب جمعه

برای شب جمعه، شب دعا ومناجات اعمال مخصوصی ذکر شده است که چند مورد از آن را در ادامه می بینید

- یکی از کارهای پسندیده در شب جمعه ، بسیار تسبیحات اربعه گفتن یعنی : سبحان الله و الحمدلله و لا اله الاالله والله اکبر .

- شیخ طوسی فرمود که در آخر روز پنج شنبه ، استغفار کردن استجاب فروان دارد .

- یکی دیگر از کارهای پسندیده در شب جمعه تلاوت سوره های بنی اسرائیل ، کهف ، الم سجده ، یس ، صاد ، احقاف ، واقعه ، معم ، سجده ، حم دخان ، طور ، ساعه، جمعه و چنانچه کسی فرصت ندارد فقط سوره واقعه و سوره های ماقبل آن را بخواند .

 
روایت است هر کس در هر شب جمعه سوره مبارکه جمعه را بخواند، کفاره او از آن جمعه تا جمعه دیگر خواهد بود .

- در رکعت اول نماز مغرب و عشاء سوره جمعه را بخواند و در رکعت دوم نماز مغرب سوره توحید و در رکعت دوم نماز عشا ، سوره اعلی را قرائت کند .

 - ازدیگر کارهای مستحب در شب جمعه این است که در حق مومنان دعا بسیار کند چنانچه از حضرت فاطمه زهرا (س) روایت شده اگر کسی برای ده نفر از برادران مومن در گذشته خویش طلب آمرزش کند بهشت بر او واجب شود .


  - شب جمعه شب زیارتی امام حسین علیه السلام نیز می باشد که زیارت آنحضرت بسیار موکد است . حتی اگر توفیق حضور در کربلا معلی را نداریم بهتر است از راه دور ولو با یک سلام مختصر نام خود را در لیست زوار حضرت سیدالشهدا علیه السلام ثبت و ضبط کنیم .

 



نویسنده محمد صادق در 10:42 ق.ظ | نظرات()

بیش از ۴۰ روز از تجاوز دردمنشانه رژیم آل سعود به ملت مسلمان و مظلوم یمن می گذرد ، هر روز موج محکومیت این اقدامات از سوی مردم منطقه و از جمله هم وطنان مان بیشتر می شود .
در حالیکه روز گذشته و پس از اقامه نماز جمعه در سراسر کشور تظاهرات همبستگی با مردم یمن برگزار شد، هیئات مذهبی نیز از این قافله عقب نمانده و وظیفه دینی و انسانی خود در مقابل این جنایات را به منصه ظهور رسانده اند.
از جمله در آخرین جلسه «هیئت میثاق با شهدا» دانشگاه امام صادق(علیه السلام) عزاداران عقیله بنی هاشم در شب رحلت حضرت زینب (سلام الله علیها) با نوای حاج میثم مطیعی، ضمن محکوم کردن تجاوز آل سعود با مظلومان یمنی هم دردی کردند.
میثم مطیعی درادامه آثار فارسی – عربی خود که با استقبال زیاد مخاطبان در داخل و خارج از ایران اسلامی مواجه شده، در اثر جدید دو زبانه خود علاوه بر پرداختن به سابقه تاریخی یمن و ارادت یمنی ها به اهل بیت (علیهم السلام)، ضرورت اتحاد مسلمانان در مقابل فتنه انگیزی دشمنان از جمله صهیونیست ها را متذکر شده و نابودی و شکست آل سعود و برافراشته شدن پرچم یمن را سرانجام این نبرد می داند.

در ادامه متن کامل و صوت این مداحی فارسی و عربی را می بینید:

 

MaddahiAlayheAleSoud[۳۲۰kbps].mp۳ | دانلود فایل

 

 

 

شمیم رحمان از یمن می آید


تأتینا رائحة الرحمن من الیمن

دم اویس است از قرن می آید


ویأتینا نفس أویس من القرن

رسد دوباره بانگ یا علی


یعلو نداء یا علی من جدید

یمن هماره بوده با علی


والیمن کان دائما مع علی

به اهل خیبر


إلی أهل الخیبر

بگو که دیگر


أخبرهم

مرگتان رسید


بأنه وصل یوم هلاککم

نور مصطفی دمید


قد شعّ نور المصطفی

شور حیدری رسید


قد بان حماسة حیدر

***

به خون نشسته دیده ها دوباره


العیون تذرف الدم مرة‌ أخری

که گشته بر پا کربلا دوباره


وتکررت واقعة کربلاء

رسد به گردون شعله های آه


وتعلو آهات الشعب الیمنی إلی السماء

نوای فریاد یا محمداه


ویعلو نداء یا محمداه

نگر تو اینک


أنظر أنت الآن

به حال امت


إلی أحوال الأمة

یا محمداه


فریاد یا محمداه

یا محمداه

***

لما الحروبُ و هی لا تُرامُ؟


چرا این همه جنگ به پا می‌شود؟

والوحدةُ خیرٌ ... لما الخِصامُ؟


اتحاد بهتر است، چرا جنگ و دشمنی؟

منهاجُ طه المصطفى السّلامُ


صلح و آرامش شیوه پیامبر مصطفی است

آلَ سُعودٍ إنّها الیمنْ


ای آل سعود... این یمن است


حیدرُ یَحمیها مِن الفِتنْ


حیدر آن را از فتنه‌ها در امان نگاه می‌دارد

سَتُهزَمونَا


شما شکست خواهید خورد

و تُسحَقونَا


و زیر پا له خواهید شد 

سیفُ ذو الفِقار


شمشیر ذوالفقار

أضحَى قبضةَ الیمنْ


امروز در دستان مردم یمن است

***

عاصفةٌ مشؤومةٌ عقیمِة


طوفانی پلید و بی‌نتیجه 

و الحزمُ فیها كِذْبةٌ لئیمة


که حزم و دوراندیشی در آن دورغی پست است

أتتْ لتُلقِی فتنةً عظیمة


آمده است که فتنه‌ای بزرگ برپا کند

تنامُ إسرائیلُ فی هَناء


اسرائیل با اطمینان سر بر بالین می‌گذارد

و الیمنُ یَغلِی من الدماء


و یمن در خون خود دست و پا می‌زند

الصبحُ أسفَرْ


صبح خونین بر آمده است

مهدیُّ فاظهرْ !


ای مهدی ظهور کن

واقشعِ الغُبارْ


و غبار را کنار بزن

و احْمی حرمَ الیمنْ


و از سرزمین یمن محافظت کن

***

إنّا هُنا نُعلِنُها جَلیّةْ


ما با صدای بلند اعلام می‌کنیم

صَرختُنا ضدَّ بنی أُمیّةْ


که فریادهای ما علیه بنی امیه است

مع الیمانیین فی القَضیّة


ما در کنار مردم یمن هستیم

فتحٌ حسینیٌّ ... من السَّماءْ


پیروزی حسینی... از آسمان می‌آید

و ینصُرُ الرحمنُ من یشاءْ


و خداوند رحمان هر آن کس را که بخواهد یاری می‌کند

الوارثینَا


ما وارثان 

للأرضینَا


سرزمینمان هستیم

ینتهی الحِصارْ


این محاصره روزی به پایان می‌رسد 

تعلُو رایةُ الیمنْ


و پرچم یمن برافراشته می‌شود




نویسنده محمد صادق در 09:56 ق.ظ | نظرات()


شب پانزدهم رجب و روز آن، یكی از شب ها و روزهای مهم سال است و برای عبادت پیشگان و عارفان، از ایام ویژه سال به حساب می آیند.

درهای رحمت الهی در این شب و روز بر روی خلق گشوده می باشد و راه ها و درهای غضب الهی و بدفرجامی، بسته و یا بسیار كم رمق می باشد.نبی مكرم اسلام(ص) درباره عظمت شب نیمه رجب فرمود: اذا كان لیله النصف من رجب امر الله تعالی خزان دیوان الخلائق و كتبه اعمالهم، فیقول لهم: انظروا فی دیوان عبادی و كل سیئه و جدتموها فامحوها و بدلوها حسنات.


یعنی: هرگاه شب نیمه رجب فرار رسد، خداوند سبحان به خزانه داران و كاتبان اعمال بندگان دستوری می دهد و به آنان می فرماید: در دفتر اعمال بندگان من نگاه كنید، هر گناه و بدی در آن دیدید، در این شب آن ها را محو كرده و تبدیل به حسنات نمایید.

درهای رحمت الهی در این شب و روز بر روی خلق گشوده می باشد و راه ها و درهای غضب الهی و بدفرجامی، بسته و یا بسیار كم رمق می باشد

هم چنین آن حضرت درباره روزه گرفتن روزهای 13، 14 و 15 و اقامه نماز و تهجد در شب های آن بسیار تأكید نمود و برای آن ثواب فراوانی بیان كرد.

احادیثی كه درباره فضیلت نیمه رجب وارد شده اند، بسیارند و از حوصله این مختصر، خارج ولیكن چكیده اعمال آن را به اختصار بیان می كنم:


الف - شب نیمه رجب.


اعمال عبادی این شب شریف عبارتند از:

1- غسل.

2- احیا و شب زنده داری.

3- زیارت امام حسین(ع).

4- شش ركعت نماز (به نحوی كه در شب سیزدهم بیان شد (1) ).

5- سی ركعت نماز، كه در هر ركعت، پس از حمد، ده بار سوره توحید (قل هو الله احد) قرائت گردد.

6- دوازده ركعت نماز، كه در هر ركعت، سوره حمد، سوره توحید (قل هو الله احد)، سوره فلق (قل اعوذ برب الفلق)، سوره ناس (قل اعوذ برب الناس)، آیه الكرسی (الله لا اله الا هو الحی القیوم) و سوره قدر (انا انزلناه فی لیله القدر) را چهار بار بخواند و پس از سلام نماز، چهار بار بخواند: الله الله ربی، لا اشرك به شیئا و لا اتخذ من دونه ولیا. و هر چه می خواهد بخواند.

ب ـ روز نیمه رجب

این روز، روز مباركی است و اعمال عبادی آن عبارتند از: 1- غسل. 2- زیارت امام حسین(ع). 3- ده ركعت نماز سلمان فارسی(رض)، بدین گونه كه در هر ركعت، پس از حمد، سه بار سوره توحید (قل هو الله احد) و سه بار سوره كافرون (قل یا ایها الكافرون) را قرائت كند و پس از هر سلام نماز، دست های خویش را بلند و بگوید: لا اله الا الله وحده لا شریك له، له الملك و له الحمد، یحیی و یمیت و هو حی لا یموت بیده الخیر و هو علی كل شی قدیر، الها احدا، فردا، صمدا، لم یتخذ صاحبه و لا ولدا.

4- چهار ركعت نماز بخواند و پس از سلام نماز، دست ها را پهن كند و بگوید: اللهم یا مذل كل جبار و یا معز المومنین انت كهفی …


5- عمل "ام داوود" كه مهمترین اعمال این روز شریف است.

هر كسی كه می خواهد آن را انجام دهد، روزهای سیزده، چهارده و پانزدهم رجب را روزه بگیرد و در روز پانزدهم در نزدیكی ظهر، غسل كند و به هنگام ظهر، نماز ظهر و عصر را به جای آورد و نمازش را در جایی خلوت به جای آورده و كسی و یا چیزی وی را به خود مشغول نسازد و ركوع و سجود نماز را به نیكویی انجام دهد.

سپس به سوی قبله بنشیند و سوره حمد را صد بار، سوره توحید (قل هو الله احد) را صد بار، آیه الكرسی (لا اله الا هو الحی القیوم) ده بار و آن گاه سوره های ذیل را یكبار به طور كامل بخواند: سوره انعام، سوره بنی اسرائیل، سوره كهف، سوره لقمان، سوره یس، سوره صافات، سوره فصلت (حم)، سوره شوری (حم، عسق)، سوره دخان (حم)، سوره فتح (انا فتحناك لك)، سوره واقعه، سوره ملك (تبارك الذی)، سوره قلم (ن و القلم)، سوره انشقاق (اذا السماء انشقت) و ما بعدش تا آخر قرآن كریم را بخواند و چون از خواندن آیات قرآن، فراغت حاصل كرد، در حالی كه به سمت قبله است، این دعا را بخواند: صدق الله العظیم، الذی لا اله الا هو الحی …


هرگاه شب نیمه رجب فرار رسد، خداوند سبحان به خزانه داران و كاتبان اعمال بندگان دستوری می دهد و به آنان می فرماید: در دفتر اعمال بندگان من نگاه كنید، هر گناه و بدی در آن دیدید، در این شب آن ها را محو كرده و تبدیل به حسنات نمایید.


پس از دعا، بر زمین سجده كند و دو طرف صورت خود را بر خاك گذارد و بگوید: اللهم لك سجدت و بك آمنت، فارحم ذُلّی و فاقتی و اجتهادی و تضرّعی و مَسكنتی و فقری الیك یا ربّ.


در این حال، كوشش نما كه اشكی از چشمانت جاری شود، اگر چه اندك باشد و این علامت استجابت می باشد.

گفتنی است كه عمل "ام داوود" را امام صادق(ع) به "ام خالد بربریه" مادر رضاعی خود و مادر داوود بن حسن مثنی بن امام حسن مجتبی(ع) آموخت و آن زن صالحه این عمل را در نیمه رجب انجام داد و از خداوند متعال مسئلت كرد، كه فرزندش داوود بن حسن مثنی را از حبس و شكنجه منصور دوانقی (دومین خلیفه عباسی) رهایی بخشد.



چیزی نگذشت كه فرزندش از حبس منصور در عراق رهایی یافت و در نزد مادرش در مدینه حاضر گشت.



آن گاه، داوود به همراه مادرش ام خالد بربریه، جهت عرض تقدیر و تشكر به محضر امام صادق(ع) حضور یافتند و امام صادق(ع) به وی فرمود: منصور دوانقی شبی ]همان شبی كه ام داوود دعا كرد[ امیرمؤمنان علی(ع) را در خواب دید و آن حضرت به منصور فرمود: فرزندم را آزاد گردان و الا تو را در آتش می اندازم. منصور، پایین پایش را نگه كرد و دید پر از آتش فروزان است. از خواب بیدار شد و بدنش به لرزه درآمد و در همان حال دستور آزادی تو را صادر كرد.


پاورقی

...............................

(1) شب سیزدهم

بدانكه مستحبّ است در هریك از ماه رجب وشعبان ورمضان آنكه در شب سیزدهم دو ركعت نماز بگذارند درهر ركعت حمد یك مرتبه و یس و تَبارَكَ المُلْكُ و توحید بخوانند .

در شب چهاردهم چهار ركعت به دو سلام به همین كیفیّت .

درشب پانزدهم شش ركعت به سه سلام به همین كیفیّت از حضرت صادق علیه السلام مرویست كه هر كه چنین كند جمیع فضیلت این سه ماه را دریابد و جمیع گناهانش غیر از شرك آمرزیده شود.



نویسنده محمد صادق در 01:47 ب.ظ | نظرات()
پنهان شدن پشت نقاب  بیت امام و تلاش برای استفاده سیاسی از این انتساب با هدف پیشبرد اهداف و اغراض سیاسی، امری است که از روزهای آغازین انقلاب اسلامی در دستور کار فرصت طلبان قرار داشته و به نظر میرسد همچنان تاریخ استفاده از این رویکرد منقضی نشده است.

به گزارش رجانیوز بررسی شیوه رفتار برخی از طیف های سیاسی با بیت امام راحل از ابتدا انقلاب تا کنون، حکایت از تلاش آنها برای استفاده حداکثری از جایگاه این خانواده در میان مردم دارد. چرا که این جریانات با در نظر گرفتن جایگاه اجتماعی این خانواده در میان جامعه که تنها به موجب انتساب به امام خمینی(ره) ایجاد شده است، در صدد بوده اند تا با داشتن پشتوانه حمایت این خاندان از خود، وسیله ای برای پیشبرد اغراض سیاسی خود بیابند.

از سوی دیگر کارنامه مواضع برخی از افراد و جریان‌هایی که بعضا ادعا در خط امام و انقلابی بودن داشتند نشان گر هدف دار بودن این حمایت ها است. این تلاش ها برای سواستفاده ریاکارانه از منسوبین به امام در مقاطعی از تاریخ انقلاب اسلامی به حدی بوده است که در مواردی واکنش شدید حضرت امام (ره) علیه را بدنبال داشته است.

در همین راستا می توان به تلاش ابوالحسن بنی صدر برای کسب مشروعیت با سوء استفاده از منسوبین به امام اشاره کرد. شاید یکی از مهم ترین مسائلی که بنی صدر در دوران ریاست جمهوری خود با آن مواجه بود انتخاب نخست وزیر بود. زمانی این مسأله برای بنی صدر دشوارتر می شد که در این انتخاب می بایست نظر مساعد مجلس که اکثریت آن را گروه ها و احزاب مخالف وی تشکیل می دادند نیز جلب می کرد. از این روی او در ابتدا برای اینکه به گمان خود بتواند مجلس را در برابر عمل انجام شده قرار دهد، حجت الاسلام سید احمد خمینی فرزند امام را به عنوان نخست وزیر انتخاب کرد و در نامه ای در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۵۹ خطاب به امام خمینی نوشت:

«بسمه تعالى

حضور مبارک حضرت آیت اللَّه العظمى امام خمینى

 به عرض مى ‏رساند، در اوضاع و احوال فعلى و با توجه به اینکه جامعه ما جامعه جوانى است و هیجان مثبت کار براى قرار دادن کشور در خط تولید و فعالیت، جنبه معنوى و هیجان ‏آفرین را جنبه اصلى مى ‏گرداند، حاج احمد آقا  یکى از مناسب ترین اشخاص براى تصدى نخست‏ وزیرى است. در صورتى که موافقت فرمایید عین صواب است.

ابو الحسن بنى صدر»

اگرچه این اقدام به ظاهر هوشمندانه بنی صدر به نظر رضایت مجلس و همراهی آن را با خود به دنبال می داشت اما اغراض پنهان شده در این میان از نظر امام خمینی(ره) مخفی نماند و به همین موجب در نامه ای ضمن مخالفت با این اقدام نوشت:

«بسمه تعالى‏

بنا ندارم اشخاص منسوب به من متصدى این امور شوند. احمد، خدمتگزار ملت است و در این مرحله با آزادى بهتر مى ‏تواند خدمت کند. و السلام علیکم.

روح اللَّه الموسوی الخمینى‏»

هر چند بنی صدر در توجیه هدف از اتخاذ این استراتژی، جلوگیری از بروز تجربه اختلاف بین مصدق و کاشانی در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت را بیان کرد اما به وضوح از اقدامات بعدی او هدف و مقصود نهایی که چیزی جز سوء استفاده از داشتن شخصیتی چون حاج احمد خمینی در سمت نخست وزیری نبوده است.

از سوی دیگر اقدامات سید حسین خمینی در جایگاه نوه امام نیز قابل ملاحظه است. اگرچه وی در ابتدای انقلاب اسلامی بسیار جوان بود اما در عرصه سیاسی فعالیت محسوسی داشت، به‌گونه ای که یکی از طرفداران شناخته شده جریان ابوالحسن بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به شمار می رفت و حتی پس از عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام خمینی در خردادماه ۱۳۶۰ و همچنین رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت رییس جمهور چند روز بعد از آن، وی نه تنها حاضر به مرزبندی با بنی صدر و جریان منافقین نشد، بلکه بر حمایت خود از جریان مذکور اصرار کرد و این به حدی رسید که در مشهد در مقابل مخالفین بنی صدر دست به اسلحه برد.

اما مرور سیره‌ی عملی بنیانگذار کبیر انقلاب در برهه های حساس تاریخی می تواند به عنوان الگویی راهگشا در گره های تاریخی عصر حاضر مورد استفاده قرار گیرد. امام در نامه ای به حسین خمینی می نویسند:

«پسرم، حسین خمینی! جوانی برای همه خطرهایی دارد که پس از گذشت آنها انسان متوجه می‌شود . من میل دارم کسانی که به من مربوط هستند در این کوران‌های سیاسی وارد نشوند، من امید دارم که شما با مجاهدت در تحصیل علوم اسلامی و با تعهد به اخلاق اسلامی و مهار کردن نفس اماره بالسوء، برای آتیه مورد استفاده واقع بشوی.«

و در ادامه نیز با تاکید بر عدم ورود سید حسین به بازی های سیاسی به عنوان واجب شرعی تاکید می کنند: «من علاوه بر نصیحت پدری پیر، به شما امر شرعی می‌کنم که در این بازی‌های سیاسی وارد نشوی و واجب شرعی است که از این برخوردها احتراز کنی؛ من به شما امر می‌کنم به حوزه علمیه قم برگرد و با کوشش، به تحصیل علوم اسلامی و انسانی بپرداز.»

این در حالی بود که سید حسین در زمان انتخابات اول ریاست جمهوری نیز با انتشار بیانیه ای به همراه برادر و داماد حضرت امام(ره) از ریاست جمهوری بنی صدر حمایت کرده بود.

یکی دیگر از مواردی که در زمان حیات بنیانگذار انقلاب اسلامی رخ داد متوسل شدن سازمان مجاهدین خلق به حاج سید احمد خمینی برای دیدار با امام بود. در این خصوص علی اکبر فضلی(محمودی) به عنوان پاسدار و محافظ ویژه امام از ملاقات مسعود رجوی با امام در بیمارستان رجایی میگوید:

«پرسیدم شما؟ گفت من مسعود رجوی هستم، پرسیدم خوب با چه كسی كار داری، گفت با حاج احمد آقا و تا خواستم عذر او را بخواهم ناگهان چشمش به حاج احمد آقا افتاد و به ایشان سلام كرد و رفت نزدشان که به ناچار اسم او را در دفترم نوشتم و به دنبالش قائم مقام او بود که پرسیدم شما؟ گفت موسی خیابانی هستم و بلافاصله رجوی آمد و گفت برادر، ایشان با من است اسم ایشان را هم بنویسید و من نوشتم. آنگاه در حالیکه شورای انقلاب در اتاق مخصوص نشسته بودند و منتظر احمد آقا به ناچار و ظاهراً بخاطر آنکه این دو نفر داخل بخش نشوند در همان دفتر و روی کاناپه چند دقیقه ای در کنارشان نشستند...».

این اقدام در حالی رخ داده بود که امام در مقابل در خواست سازمان مجاهدین برای دیدار فرموده بودند: «اسلحه شان را زمین بگذارند، من خودم به ملاقاتش می روم».

در همین راستا می توان به رویداد های بعد از رحلت امام(ره) نیز اشاره نمود. مواردی از قبیل گرفتن رشوه از شهرام جزایری با بهانه داشتن اجازه از امام و یا فتنه سال ۸۸ با استفاده از جایگاه نخست وزیری یکی از سران فتنه در زمان حیات امام تا با این وسیله بتوانند نظامی را که پایه های آن توسط امام گذاشته شده است را تضعیف نمایند.

اینکه نام حضرت امام برای مردم ایران نامی مقدس و به تبع آن منسوبین به ایشان به همین واسطه مورد احترام مردم و رهبر انقلاب هستند، امری غیر قابل کتمان است، و اتفاقا همین جایگاه است که از ابتدای انقلاب تا کنون سیاست بازان حرفه ای را بر آن داشته تا با استفاده از این نام و جایگاه به مقاصد سیاسی خود نائل شوند.

بر همین اساس به نظر می رسد پروژه جدید سوء استفاده سیاسی از منسوبین امام و بیت امام(ره) و از هفته های گذشته و در خلال برگزاری برنامه بزرگداشت برای همسر مکرمه ایشان کلید خورده باشد. 

هاشمی رفسنجانی در سخنان خود در این همایش با تعریف از سید حسن خمینی اظهار داشته بود:

«علامه حجت الاسلام و المسلمین حاج حسن آقا خمینی مجتهد نمونه ای است که با هوش بالا به خوبی مسایل را تحلیل می کند و درس خارج ایشان در قم مورد توجه است».

شاید بکار بردن همین تعبیر برای نوه حضرت امام، مهمترین زنگ هشداری باشد که به صدا در آمده است. به نظر می رسد تاریخ در حال تکرار است و قطعا اگر حضرت امام (ره) امروز در قید حیات بودند، در قبال سوء استفاده سیاسی از منسوبین به خود می ایستادند، آنچنان که در مقابل سوء استفاده بنی صدر از نام خانواده خمینی ایستادند.

شاید امروز و در زمان فقدان آن وجود ذی جود، این تکلیف بر خانواده ایشان باشد که باب سوء استفاده سیاسی از نام خمینی را ببندند.



نویسنده محمد صادق در 12:20 ب.ظ | نظرات()
نویسنده محمد صادق در 08:41 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات